پای صحبت نویسنده مجموعه «بچه های عاشورا» به بهانه انتخاب این اثر در پویش مطالعاتی روشنا؛

روایت حضور کودکان در کربلا با «بچه های عاشورا»

۱۳۹۵/۰۷/۱۸ - ۱۵:۰۵
پایین بودن سطح مطالعه در کشور ما ناشی از ناآشنایی و عادت نداشتن به مطالعه از دوران کودکی است. ما می توانیم مطمئن باشیم چنان چه فرزندان مان از کودکی شوق به خواندن پیدا کنند و انگیزه مطالعه کردن در آنان به وجود آید و مطالعه کردن را جزئی از زندگی خود بدانند بدون شک در هر دوره ای از زندگی خود، به هر طریقی که شده مواد و مطالب مورد نیاز را به دست آورده و مطالعه می کنند.

 بی شک تاثیر یک کتاب داستان در رفتار کودک اگر بیشتر از درس آموزگار نباشد، کم تر نیست، به همین دلیل به نقش موثر کتاب های داستان در گسترش بینش کودکان باید توجه بیشتری کرد. ایام دهه اول محرم و همچنین معرفی آثار ششمین دوره پویش مطالعاتی روشنا، ما را برآن داشت تا به سراغ طاهره ایبد؛ مولف بیش از ۶۰ اثر در حوزه کودک و نوجوان که یکی از این آثار با نام «بچه های عاشورا» که توسط به نشر(انتشارات آستان قدس رضوی) منتشر شده و به عنوان یکی از ۳ کتاب محوری ششمین پویش مطالعاتی روشنا برگزیده شده، برویم و دقایقی را پای صحبت این نویسنده بنشینیم؛

• لطفا توضیح مختصری در رابطه با خودتان ارائه دهید و بگویید نخستین شور و علاقه به نگارش کتاب از کجا و چگونه آغاز شد؟
من نوشتن را از کلاس دوم ابتدایی آغاز کردم یعنی از زمانی که می توانستم بنویسم و بخوانم نگارش را آغاز کردم تا آنجا که در مقطع اول راهنمایی دبیر زبان انگلیسی مسابقه ای در مدرسه برگزار کرد که من برنده مسابقه شدم و دو جلد کتاب داستان راستان شهید مطهری به عنوان جایزه به من اهدا شد. اهدای این دو جلد کتاب موجب شد که نوشتن برای من عادی شود و فکر نویسندگی از همان زمان در ذهنم خطور کرد، چرا که این دو کتاب تاثیر شگرفی بر من گذاشت که به نویسندگی رو بیاورم اما کار حرفه ای را از سال ۶۳ آغاز کردم. در آن زمان به عنوان مربی در کانون پرورش فکری استخدام شدم و کانون اطلاعیه ای دادند که قرار است کارگاه داستان نویسی با استادی ناصر ایرانی در تهران برگزار شود، بنده هم یک نمونه داستان به این کارگاه ارسال کردم و در دوره آموزشی دو ماهه این کارگاه ها پذیرفته شدم. اولین کتاب من با عنوان «صالح»؛ داستان بلند نوجوان حاصل این دوره آموزشی بود که با نام مستعار محبوبه سحر آن را به چاپ رساندم.

• دغدغه تان از نگارش در حوزه کودک و نوجوان چیست؟
بعد از نگارش کتاب «صالح»، رمان بزرگسالی با عنوان «دور گردون» در خصوص جنگ که حاصل تجربیات و مشاهدات صحنه های جنگ بود به رشته تحریر در آوردم نگارش این کتاب دو سال به طول انجامید و دوره سختی را گذراندم. زمانی که می نوشتم دچار مشکلات جسمی زیادی شدم و درست همان مشکلاتی که شخصیت نخست داستانم با آن مواجه بود با همان مشکلات مواجه شدم، به هر حال این رمان تمام شد اما ۷ سال به این کتاب اجازه چاپ ندادند، چرا که معتقد بودند این کتاب ضد جنگ است، حال آن که اعتقاد بنده این بود که آن فداکاری، ایثار، گذشت و سختی هایی که رزمندگان متحمل شدند باید در رمان نشان داده شود، چرا که در غیر این صورت رمان واقعی نیست. پس از ۷ سال دوباره این اثر را برای چاپ فرستادم و براساس نظر کارشناسی زنده یاد رضا سید حسینی نویسنده «مکتب های ادبی» و آقای قیصر امین پور بدون آن که جمله ای از کتاب حذف شود، کتاب به چاپ رسید و سال بعد هم جایزه کتاب سال ادبیات پایداری وزارت ارشاد را دریافت کرد.

• از میان کار برای حوزه بزرگسال یا کودک، کدام را ترجیح می دهید؟
من چهار اثر در حوزه بزرگسال دارم و معتقد هستم که نوشتن برای بزرگسالان کار خاصی نیست، چرا که بر این باورم اگر بخواهد دنیای بهتری ساخته شود این بچه ها هستند که باید برایشان کاری انجام داد، شخصیت بزرگسال شکل گرفته و دیگر نمی توان بر روی آنان تاثیر گذاشت از سوی دیگر به قدر کافی در دوره بزرگسالی زندگی می کنم و می بینم که چه مسائلی وجود دارد، از این رو ترجیح می دهم در موقع نوشتن از این دنیا فاصله بگیرم، از دیگر دلایلی که به نوشتن در حوزه کودک و نوجوان روی آوردم آن بود که من مربی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و کارشناس ادبیات بودم و ارتباطم با بچه ها زیاد بود و دنیای بچه ها را متفاوت می دیدم. اگر قرار است که آدم کاری انجام دهد بهتر است برای کودکان این کار انجام شود. حتی پس از تالیف رمان «دور گردون» و دریافت جایزه سال، ترجیح دادم به سمت کار کودک و نوجوان حرکت کنم و بر این باور هستم که هر چه گروه سنی پایین تر می آید کار سخت تر می شود، در این چند سال اخیر هم کارهایی برای خردسالان ۶ ماه تا ۳ سال نوشتم.

• در رابطه با شیوه نگارش کتاب، زاویه دید، عناوین مطرح شده در «بچه های عاشورا» و هدف از نگارش آن توضیحی ارائه دهید؟
«بچه های عاشورا» یک کتاب ۷ جلدی است که در آن دغدغه ها و انتقاداتی که به حوزه کتاب های مذهبی داشتم را در آن نمودار کردم. متاسفانه در داستان های مذهبی آن چنان بخش دین و مذهب پر رنگ می شود که داستان فراموش می شود در حالی که داستان مذهبی و دینی باید واقعیت به اضافه داستان باشد. داستان دینی همچون دیگر داستان ها باید ساختار، طرح، عناصر، گره و شخصیت پردازی داشته باشد. برای نگارش «بچه های عاشورا» یک تحقیق گسترده در خصوص بچه هایی که در این واقعه حضور داشتند و یا بعدها درگیر این قضیه شدند، انجام دادم و داستان را از نگاه آنان روایت کردم. در نگارش این اثر از تخیل هم استفاده کردم تا جایی که به واقعیت لطمه نزند و آن را تحریف نکند. در واقع تلاشم معطوف به آن بود از شخصیت هایی استفاده کنم که اجازه تخیل پردازی را به من بدهد.

• گویا این اثر برای پویش مطالعاتی روشنا انتخاب شده است؟
بچه های عاشورا یک مجموعه هفت جلدی بود با عناوین «از غریبه ها می ترسم؛ محمد، فرزند سعیدبن عقیل»، «اسیران کوچک؛ پسران مسلم»، «جنگجوی کوچک؛ عبدالله فرزند حسن بن علی(ع)»، «شمشیر و اسب زخمی؛ عمرو، فرزند جناده بن حارث سلیمانی»، «کوچه به کوچه؛ قاسم فرزند حبیب بن مظاهر»، «عطش و آتش؛ علی اکبر، فرزند حسین بن علی(ع)» و «مردومیدان؛ قاسم فرزند حسن بن علی(ع)» که درسال های گذشته توسط آستان قدس رضوی منتشر شد و امسال گویا سه جلد «جنگجوی کوچک»، «از غریبه ها می ترسم» و «مرد و میدان» در قالب یک کتاب ویژه پویش مطالعاتی روشنا منتشر شده است.

• چه شخصیت هایی از کتاب «بچه های عاشورا» برای شما جذاب تر است؟
فکر می کنم شخصیت عبدالله بن حسن در داستان «جنگجوی کوچک» به عنوان کودکی که در صحنه خشونت و درگیری جنگ است برایم جذاب تر باشد. حضور این شخصیت به من این فرصت را می دهد تا از نگاه او به داستان پردازی بپردازم.

• پس از تالیف «بچه های عاشورا» از کارتان رضایت داشتید؟
«بچه های عاشورا» در حوزه ادبیات دینی به معنای واقعی داستان است و شاید کمتر نویسندگانی به این سمت حرکت کرده باشند اما اگر قرار بر بازنویسی داستان باشد به لحاظ مفهومی، قسمت هایی از آن را تغییر خواهم داد، چرا که در طی این سال ها انسان به یک نوع نگرش دیگری نسبت به دین و مذهب می رسد و این تغییر ممکن است در همه رخ بدهد با این حال همان نگرش تازه است که دنیای دیگری را برای انسان می سازد.

• آیا پیامی برای خوانندگان دارید؟
خوشبختانه در این سال ها توانستم با مخاطبانم به طرق مختلفی همچون فضای مجازی، ایمیل و مجله ارتباط داشته باشم. خوشحال هستم که نظرشان را در مورد هر کاری به بنده انتقال می دهند که اثر بعدی چگونه نگاشته شود و همین که مخاطب خودم را می شناسم و امکان این ارتباط فراهم شده تا نظرشان را از هر طریقی که امکان دارد به بنده ارسال کنند، برایم بسیار ارزشمند است.

• و کلام آخر؟
من برای داستان ارزش زیادی قائل هستم و خیلی قاطعانه می گویم داستان تاثیر شگرفی بر روی کارکرد مغز انسان دارد، این در حالی است که هیچ فرآیند دیگری نمی تواند چنین اثرگذاری داشته باشد. در واقع داستان است که می تواند دانش را به مهارت تبدیل کند.
امیدوارم ارگان ها و سازمان هایی که این امکان را دارند و در حوزه فرهنگ فعالیت دارند برای کتاب ارزش بیشتری قائل شوند و بیش از همه به نظرم آموزش و پرورش است که باید ارزش داستان را متوجه شود و درهای مدارس را بر روی نویسندگان باز کند تا دانش آموزان ارتباط بیشتری با نویسندگان داشته باشند و قطعا اگراین اتفاق بیفتد تاثیر آن را ۱۰ سال دیگر خواهند دید.

تهیه و تنظیم: فاطمه آزاد وار

ویژه نامه مرتبط:
- ویژه نامه چندرسانه ای «خون خدا»
منابع:
افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود