واقفی که از میراث خانوادگی‌اش گذشت

۱۳۹۸/۰۱/۱۸ - ۰۴:۳۰
در گاوصندوق را باز کرد و قرآن را در آورد. یاد دوران کودکی‌اش افتاد. روزهایی که پدربزرگ قرآن می‌خواند. قرآن را باز کرد. به آیه‌ها نگاه کرد. دلش برای ماه رمضان تنگ شد.
حرف‌های دوست و آشنا برای چندمین‌بار در ذهنش تکرار ‌شد: پول خوبی بابتش گیرت می‌یاد. مگه مشکل مالی نداری؟ بفروشش و خودت رو راحت کن.
اما او مصمم بود. مصمم‌تر از همیشه. در گاوصندوق را بست و قرآن را با احتیاط داخل چمدانش گذاشت. به این ‌ترتیب داستان سفر «علیرضا سامه زرگر» به مشهد شروع شد.
علیرضا از شهر بادگیرها؛ یزد دوست داشتنی راهی مشهد شد تا هم امامش را زیارت کند و هم قرآن خطی شگفت انگیزش را وقف آستان امام مهربانی ها کند. این قرآن خطی نسل به نسل در خانواده‌اش دست به دست شده بود. قرآن نفیسی که مونس او در ماه رمضان بود.

غلبه بر وسوسه های زمینی
این واقف یزدی می‌گوید: می‌ترسیدم تا به خودم بیایم وسوسه‌های اطرافیان گولم بزند. به همین خاطر با وجود مشکلات اقتصادی تصمیم گرفتم قرآن خطی اجدادی‌ام را به آستان قدس رضوی اهدا کنم. پدرم هم اعتقاد داشت که قرآن باید در مکان امنی مثل بارگاه امام رضا(ع) نگهداری شود. پس دیگر تردید نکردم و با همراهی همسرم آن را تقدیم حضرت کردم.
علیرضا از احساس خود بعد از وقف هم گفت: مردم یزد همواره ارادت خاصی به امام هشتم (ع) دارند. من نیز علاقه فراوانی به امام رضا(ع) دارم و هدیه قرآن خطی به حرم مطهر رضوی کار کوچکی بود که انجام دادم.
برچسب ها:
پیوست ها:
منابع:
افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود