شوق خدمت

۱۳۹۸/۰۶/۱۲ - ۱۸:۵۵
دین اسلام به عنوان آخرین دین الهی، دینی اجتماعی است و به همه ابعاد و زوایای زندگی بشری توجه داشته و علاوه بر ارتباط او با خدا و انجام عباداتی چون نماز و روزه، به ارتباط انسان‌ها با مردم از طریق خدمت به آنان تاکید فراوانی نموده است.

خداوند متعال در آیه ۲۷۳ سوره بقره در رابطه با گره‌گشایی از کار مردم می‌فرماید: «لِلْفُقَرَاء الَّذِینَ أُحصِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِیمَاهُمْ لاَ یَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِیمٌ؛» (این صدقات‏) براى آن (دسته از) نیازمندانى است که در راه خدا فرومانده‌‏اند، و نمى‏‌توانند ‌(براى تأمین هزینه زندگى‏) در زمین سفر کنند از شدّت خویشتن‏دارى‏، فرد بى‏‌اطلاع‏، آنان را توانگر مى‏‌پندارد. آن‌ها را از سیمایشان مى‏‌شناسى‏. با اصرار،‌(چیزى‏) از مردم نمى‏‌خواهند. و هر مالى‌(به آنان‏) انفاق کنید، قطعاً خدا از آن آگاه است‏».

امام حسن مجتبی(ع) در روایتی می‌فرمایند: «خِصلتانِ لَیسَ فَوقَهُما شَیٌ: ألإیمانُ بِاللهِ وَ نَفعُ الإخوانِ»؛ دو ویژگی و خصوصیت است که بالاتر از آن چیزی نیست: «ایمان به خداوند» و «نفع رساندن به برادران ایمانی». خدمت‌رسانی صادقانه و خالصانه، شیوه و روش امامان معصوم بوده است، همه شیعیان با سیره امیرالمومنین علی علیه السلام در بردن غذا و آذوقه برای ایتام، فقرا و مستمندان آن هم به صورت ناشناس آشنا هستند.

در گزارشات تاریخی نیز اینگونه نقل شده است که: وقتی امام سجاد(ع) به شهادت رسید، یکصد خانواده فقیر و مستمند برای تهیه نان شب مستاصل ماندند و تا آن روز نمی‌دانستند آن فردی که برایشان غذا می‌آورد، علی بن الحسین(ع) بوده. از این‌روست که امام خمینی (ره) در مراسم تحلیف شهید رجایی در مرداد ماه سال 60 فرمودند: «شرافت همه ما به این است که به خلق خدا خدمت کنیم». حال با آن همه تاکیدی که درباره خدمت وارد شده، چه فوزی بالاتر از این که توفیق خدمتگذاری به زائران امام الرئوف علیه السلام نصیب کسی شود.

متن پیش‌رو، داستانی واقعی از شور و حال خادمیار رضوی استان قم است که سال‌ها آرزوی خدمت در حرم امام رضا علیه السلام را داشته.

از شهر مقدس قم که به مشهدالرضا حرکت کرد، تمام فکر و ذکر خود را متمرکز همین موضوع کرده بود. گویا شوق خدمت، دل و جان او را ربوده بود. برای رسیدن، لحظه شماری می کرد. صبح اولین روز اقامتش در مشهد الرضا، پس از زیارت ولی‌نعمتش و اذن گرفتن از او، رو به سوی مرکز امور خادمین حرم مطهر کرد. مدارک درخواستی را تحویل داد، مجوز آموزش برایش صادر شد و کتاب «در این قطعه از بهشت» به عنوان منبع آزمون معرفی شد. این کتاب ۲۲۲ صفحه‌ای پالتویی که در سال ۱۳۹۰ برای دهمین بار منتشر شده است، توسط «اداره تولیدات فرهنگی آستان قدس رضوی» تهیه و تدوین گشته و شامل بخش‌هایی با محتوای زندگینامه امام رضا علیه السلام، احکام شرعی مربوط به حرم مطهر امام علیه السلام، آداب زیارت، آشنایی با حرم مطهر، آشنایی با خدمات رفاهی و بهداشتی حرم، آشنایی با فعالیت ها و برنامه‌های فرهنگی و راهنمای مشهد مقدس است.

در پوست خود نمی گنجید. از ولی‌نعمتش شکرگذاری نموده و نماز شکر می خواند، حالا موضوع، خیلی جدی‌تر شده است. کم‌کم باورش می شود که وصال نزدیک است. در ساعت 13:30 برای شرکت در جلسه‌ی توجیهی «واحد امانات حرم مطهر» دعوت شده است، پس از نماز ظهر و عصر و زیارت و استمداد از حضرت ارباب، راهی محل جلسه می شود. چنان غرق سرور است که فراموش می کند پسر ۱۱ ساله اش را نزد همسرش که در صحن پنجره فولاد مشغول عبادت است، بسپارد. این‌را هم توفیقی الهی قلمداد می‌کند. همچنان‌که قدم هایش را بلند بر می دارد، از فرزندش هم تقاضای تعجیل دارد.