گزارشی از تشرف 1300 زائر محروم به حرم مطهر رضوی؛

تلفیق عشق و کرامت در جوار امام رأفت

۱۳۹۸/۱۲/۰۴ - ۱۱:۱۹
هنگامی‌که از آن سوی تلفن یا رضا را زمزمه و عاجزانه خواهشش را التماس می‌کند، می‌توان فهمید که امام هشتم ندای آسمانی آنان را اجابت کرده و دعوتشان را پاسخ گفته است.

باری دیگر 1300 زائر با لباس‌های محلی از تمام استان‌های کشور؛ کرد، لر، ترک و فارس در کنار یکدیگر قرار گرفته تا با هم نوای یا رضا(ع) سر دهند و به زیارت این امام رئوف بشتابند.
این گروه از زائران محروم و بی بضاعت که تاکنون به حرم مطهر رضوی مشرف نشده‌اند به همت معاونت محرومیت‌زدایی آستان قدس رضوی و هیئت خادمین گمنام امام رضا(ع) به مدت یک هفته در مشهد حضور یافته‌اند.
هیچ کدام از اینان حضور خود را در این حرم و بارگاه هنوز باور نکرده‌اند. شور و اشتیاق پایان‌ناپذیر بر آنان مسلط شده، چشم‌های‌شان لحظه‌ای درنگ نمی‌کند و پیوسته صحن و سرا را به تماشا نشسته است، مرد و زن، جوان و کهنسال، کودک و نوجوان همه چشمان‌شان از اشک لبریز شده و دست به دعا گشوده‌اند.
نوای هرکس با دیگری متفاوت است ولی آنچه میان همه آنان مشترک است، دلی انبوه از عشق و ارادت به امامی است که ندای معشوقش را از هر جای ایران پاسخ گفته و به میهمانی نور فرا خوانده است.
زیارتی سیرنشدنی
مرد 38 ساله‌ای در میان این جمع با چشمان اشکبار خود این‌گونه می‌گوید: زیارت امام هشتم برایم سیری‌ناپذیر است؛ هنوز نیامده غصه‌ زمان رفتن را دارم، نمی‌توانم آرامش و مهر و محبت همیشگی این مکان مقدس را رها کنم و به شهر خودم برگردم.
ابراهیمیان ادامه می‌دهد: زمانی‌که نامه نوشتم که ای امام رئوف تو حج فقرایی و مرا برای پابوسی‌ات دعوت کن، یقین داشتم که امام رضا(ع) ندایم را پاسخ می‌دهد، خوشحالی و سرور این دعوت سراپای وجودم را فرا گرفته و لحظه شماری می‌کنم تا باری دیگر نیز به این مهمانی فرا خوانده شوم.
آرزویی20 ساله
خانمی که پیوسته حرف‌هایش با هق هق گریه قطع می‌شد، رو به من کرده و گفت: 20 سال است که آرزو دارم به زیارت بیایم و اکنون امام مهربانم مرا دعوت کرده است.
او به همراه همسر و 3 فزرند خود از شهر خرم آباد به این زیارت شتافته و حس و حالش را وصف‌ناشدنی می‌داند، مریم حسنی زیارت را برایم معنا کرده و می‌گوید: آن هنگام که چشمانم به این بارگاه دوخته شد، گویی ثروتی عظیم را به من دادند، آن‌قدر طعم این زیارت برایم شیرین بود که از ایشان درخواست کردم تا حس و حالش را به تمامی دوستدارانش عطا کند.
نیت پاک
آقای مرادی شانه به شانه با دامادش در صحن جامع اذن دخول را زمزمه می‌کند. با من شروع به سخن گفتن می‌کند و می‌گوید: زمانی که به من خبر دادند تا همراه این کاروان به زیارت آیم، همان روزی بود که دامادم به خواستگاری دخترم آمد.
همان لحظه پشت تلفن با امام هشتم نیت کردم که اگر این ازدواج صورت پذیرد، دامادم را با خود به همراه این کاروان به مشهد بیاورم. دعایم پس از گذشت چند روز برآورده شد و دخترم را عقد کردیم.
حکمت این دیدار پس از سال‌ها انتظار، زیارت به همراه دختر و دامادم بود که بهترین خاطره طول عمرم را برایم رقم زد.
نایب الزیاره‌ام
معصومه خانم دل شکسته رهسپار این کاروان شده او از کمیجان اراک آمده و به من می‌گوید: سال گذشته که نامه نوشتم همسرم زنده و او هم چشم انتظار این دیدار بود.
او عاشق امام هشتم بود و همیشه از خداوند توفیق زیارت این بارگاه را طلب می‌کرد، ولی زودتر از استجابت دعایش رخت از این دنیا بست.
از همان ابتدا که بار سفر بستم نگاهش در برابر چشمانم است و در پیشگاه امام مهربانی‌ها درخواست می‌کنم که زیارتم را پذیرفته و به روح پاک و معصوم همسرم هدیه کند.

برچسب ها:
پیوست ها:
منابع:
افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود