قلم در دست دل...

۱۳۹۹/۰۵/۱۷ - ۲۳:۳۹
در تقویم مردادماه، همیشه از نیمه که می‌گذریم، رنگ و بوی همه‌جا رسانه‌ای می‌شود و ما را یاد شهید خبرنگار محمود صارمی می اندازد؛ 17 مرداد مصادف با روز خبرنگار. روز قلم‌هاي پاكي كه با عشق و خلوص نيت، كلمات و جملاتي را از عمق دل بر روي كاغذ مي‌نگارند و خداوند بر این قلم‌ها و پاکی‌ روان شدن‌شان سوگند یاد کرده است؛ «ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ» ... و وقتی برای نوشتن از پاکی، صفات نیک و بزرگی از جنس نور خرجش می‌کنی زیبایی قلم روانت دوچندان می‌شود. اینجا حریم عالم آل محمد(ع) است و سوار شدن قلم بر کاغذ اجر دیگری دارد.

گاهی ممکن است دلت بگیرد و قلم به دست بگیری، گاهی هم قلم دست دلت را می گیرد و به دنیای توسل می بَرَدت. وقتی در این صحن و سرا قرار است خبرنگار باشی، صدای دکمه‌های کیبرد هم‌نوا می‌شود با نقاره‌ها و ناخودآگاه رضا رضاست که طنین می‌اندازد در سراسر نوشته‌هایت و از پشت لنزها، توسلی دوست داشتنی است که در تک‌تک عکس‌هایت حک می‌شود.
هر روز، تک‌تک سنگ‌فرش‌های این صحن و سرا، قدم‌های یک خبرنگار و عکاس و گزارشگر را تجربه کرده و هر روز رد روشنی از این قطعه بهشتی بر صفحات مجازی، روزنامه‌ها و روی صفحات گوشی‌های ما ثبت می شود و مهم‌ترین رسالت‌شان می‌شود برقراری ارتباط میان دل‌های آماده و دارالشفای دل‌ها ...

 

در آرزوی کبوتر بودن
شاید اولین بار که تصاویر هوایی زیارت دسته‌جمعی مردم و رود روان مشتاقان از سمت خیابان امام رضا(ع) به حریم مطهرش، در بستر اینترنت و شبکه‌های تلویزیونی منتشر شد، زیارت خیلی از ما مخاطبان قبول‌شده بود. سال 88، دقیقا  در روزی که تاریخ همه زمین و زمان را به هم دوخته بود تا همه‌چیز به نام امام مهربانی‌ها مهر بخورد و روز ولادت ایشان بشود 8/8/88، فرامرز عامل بردبار به آرزوی خود رسید. آرزویی که فقط چند روز پیش‌ازاین تاریخ از ذهنش گذشته بود و آرزوی کبوتر بودن کرده بود. کبوتر حضرتی باشی و بتوانی با لنز دوربینت، تحقق تجربه این آرزو را ماندگار کنی و این یعنی دعبل امام رضا(ع) باشی از نوع عکاسش. پای صحبت‌های شیرینش که می‌نشینی گویی بارها و بارها از خودت حین زیارت عکاسی کرده و تو متوجه نشده‌ای: «همه زندگی‌ام از سال 72 که وارد روزنامه قدس و شدم، شکل و شمایل دیگری پیدا کرد. پیش از واقعه عاشورای رضوی به‌جز رواق‌ها، محدودیتی برای ورود دوربین و عکاسی در صحن‌های حرم وجود نداشت و به یاد دارم خیلی از قسمت‌های حرم را عکاسی کرده‌ام. معنویت این صحن و سرا حس عکاس اینجا بودن را متفاوت می‌کند و به نظرم اگر شناخت از حضرت و ارتباطی که مردم با ایشان برقرار می‌کنند، وجود نداشته باشد، به دل نمی‌نشیند. باید در این فضا بزرگ‌شده باشی و این اتمسفر عجیب‌وغریب را تجربه کرده باشی وگرنه ممکن است مثل هر گردشگری مجذوب فضا و معماری حرم مطهر شوی و از کنه ماجرا غافل بمانی.»
عکاس مستند اجتماعی است و به قول خودش عکاسی از زائران را خیلی دوست دارد. بی‌وقفه از ارتباط‌های لذت انگیزی می‌گوید که از پشت دوربینش تجربه‌شان کرده است: «شاید عکس‌هایی که تابه‌حال گرفته‌ام و برایم جذاب‌اند برای خیلی افراد جاذبه‌ای نداشته باشد ولی باید پشت آن لنز و دوربین باشی و حس آن زائر را لمس کنی تا بدانی آن لحظه، زیارت به چه عباراتی معنا پیدا می‌کرد. دیگر احساس می‌کنم که همه زندگی‌ام، ازدواجم، استقلالم پس از دوران خدمت و... در این فضا شکل پیداکرده و به‌جرئت می‌توانم بگویم الطاف الهی، دعای پدر و مادر و همراهی همسرم و هرچه در زندگی دارم از برکت این آقای رئوف است.»
از خاطره جذاب کبوتر شدنش برایم می‌گوید: «آن سال‌ها اصلاً تجهیزاتی مثل هلی‌شات برای عکاسی از ارتفاع وجود نداشت که بدانیم چیست و چه کاربردی می‌تواند داشته باشد. یادم می‌آید چند روز قبل از ولادت بود که در حرم بودم و با خودم می‌گفتم خوش به حال کبوترهای حرم که می‌توانند بر فراز این اماکن متبرکه پرواز کنند و حس خوبی از دیدن حرم از آن زاویه داشته باشند. چند روزی بیشتر نگذشت که از مجموعه آستان قدس رضوی برای عکاسی از بالای حرم و خیابان‌های اطرافش با بالگرد دعوت شدم و از آن به بعد، همیشه حس می‌کنم که آقا صدای زائرانش را خوب می‌شنوند.»

 

سناریوهای غیرقابل‌پیش‌بینی
حتماً خیلی از ما با گزارش‌های احسان معراجی فر، دل خود را دخیل پنجره فولاد حضرت رضا(ع) راهی این صحن و سرا کرده‌ایم که در یک جشنواره مردمی، از بین هزار کاندیدا، او را در بخش «قهرمان من» برگزیدیم. خبرنگاری که برایش تیترهایی مثل «پدیده نوظهور مستندسازی» دست‌به‌دست می‌شود و چندین سال پی‌درپی خبرنگار برگزیده کشورمان و کاندیدای تندیس طلایی جشنواره جهانی مونت‌کارلوی فرانسه را در کارنامه خود دارد. از 5 سال پیش که در مهمان‌سرای حضرت رضا(ع) گزارشی از تبرّک جستن زن و مرد و پیر و جوان، زوج‌های تازه عقد کرده و حتی گردشگران غیر ایرانی و غیرمسلمان تهیه کرد در خاطرمان نشست؛ گزارشی که مورد اقبال بسیاری قرار گرفت.
معراجی فر که این گزارش‌ها را نذر حضرت می‌داند، با شوق فراوانی از لحظاتی می‌گوید که برای تهیه گزارش‌هایش نخوابیده و وقت و بی‌وقت، شب و نیمه‌شب پله‌های مرتفع حرم مطهر را بالا و پایین رفت تاکمی حس خادم بودن را تجربه کند: «حدود دو سال پیش بود که برای تهیه گزارشی از زندگی مناجات خوان سحرهای حرم مطهر دو شبانه‌روز با ایشان همراه بودم و از مادرش که شاعر اهل‌بیت(علیهم‌السلام) بودند، روایت کردم تا نجواهایی که عاشقانه بر سر گلدسته‌های آن حرم نورانی طنین می‌انداخت. شاید جذاب‌تر از آن، گزارشی بود که از «کارولین» تهیه کردم؛ زنی مسیحی که به حضرت رضا(ع) متوسل شده بود و در وقت گرفتاری و بدهکاری فراوانش، حضرت دستش را به طرز عجیبی گرفته بود و نجاتش داد. یادم می‌آید که فرصت زیادی برای تهیه آن گزارش نداشتم ولی معجزه‌آسا انجام شد.»
راست می‌گوید. در کار ما خبرنگارهای حرم رضوی بروز اتفاق‌های عجیب، خیلی غریب نیست اما برای هر کاری و گزارشی که بر عهده می‌گیریم سناریوی را در نظر گرفته و بر اساس آن پیش می‌رویم. برای او هم اتفاق افتاده است که سناریوهای گزارش‌های حرم رضوی و امام مهربانی‌ها، غیرقابل‌پیش‌بینی باشد. دراین‌باره می‌گوید: «وقتی در محضر این امام رئوف کاری می‌کنید، باید به او دل بسپارید تا خودش برایتان مسیر را باز کند و زوایای زیبایی که به سمتش گام برداشتید را برایتان بگشاید و این دقیقه عنایتی است که ایشان به ما خبرنگاران دارند و اطمینان قلبی که برای ما ایجاد می‌کند. به نظر من مهم‌ترین عنصری که در خبرنگاری در محضر ایشان مطرح است و برای همه ما جذاب است، ارادتی همگانی و عشق محور است. این زوایای نگاه متفاوت که همه را دور یک ضریح نورانی جمع کرده، روایت‌های شیرینی را می‌آفریند.»
این خبرنگار مطرح کشورمان حالا از دل‌تنگی‌هایش این‌گونه حرف می‌زند: «سلام من را به آقا برسانید و بگویید که مشتاق و دل‌تنگ و محتاج و تشنه دیدارشان هستیم. دل‌بسته بودم به سالی که با حضورم در حریمشان آغاز شود و برای اولین بار در عمرم یک سال است توفیق زیارت نداشتم.»

 

معراجی فر

 

سفیر مهربانی
گاهی خبرنگار بودن کنار همه سختی‌هایی که دارد لحظاتی تکرار نشدنی و ناب را برایت رقم می‌زند. سفیر بودن همیشه خوش نیست. خیلی‌ها انتخاب می‌کنند که سفیر یک بیماری باشند یا سفیری باشند که همه‌جا صلح را طلب کنند ولی سفیر مهربانی بودن خوش‌ترین حسی است که امام رضا(ع) می‌تواند نصیب یک خبرنگار کند. یوسف سلامی را همه بیننده‌های پر و پا قرص اخبار صداوسیما می‌شناسیم. اگر تا سال گذشته او را نمی‌شناختیم، از وقتی سفیر مهربانی شد و نشان حرم، پرچم متبرک این صحن و سرا را به دست گرفت و مردم را در خیابان‌های تهران به زیارت دعوت کرد، برای همه شناخته شد. گزارشی که هنوز هم‌دست به دست همه در شبکه‌های مجازی می‌چرخد.
از قدیمی‌ترین گزارش و فعالیت خبرنگاری‌اش برای این آستان مقدس جویا می‌شوم که می‌گوید: «یادم نمی‌آید قدیمی‌ترین کارم برای آقا مربوط به چه زمانی بوده است. از سال 80 که وارد باشگاه خبرنگاران جوان صداوسیمای کشور شدم، بارها و بارها به حرم مطهر آمدم ولی بهترین و خاطره‌انگیزترین اتفاق خبرنگاری‌ام برای امام رضا(ع) همان گزارشم بود که پرچم به دست در خیابان‌های تهران به دنبال زائران حضرت بودم. واکنش‌ها در آن گزارش فوق‌العاده بود. بازخوردهایی که هیچ‌وقت تجربه‌شان نکرده بودم. همیشه منتظر بودم که مردم از گرانی و مشکلات بگویند و ناسزا بارم کنند. این بارشده بودم خادم امام رضا(ع). مردم شیفته‌وار می‌آمدند زیارت می‌کردند و گاهی به گزارش گرفتن من هم بی‌اعتنا بودند. بعدازاینکه یکدل سیر زیارت می‌کردند، روی شانه‌ام می‌زدند، دست‌مریزادی می‌گفتند و با چشم‌های بارانی می‌رفتند.»
انگار حین مصاحبه هم داشت زیارت می‌کرد: «به نظرم مهم‌ترین عنصری که یک خبرنگار در کار کردن برای حضرت رضا(ع) باید در نظر داشته باشد، عنصر اعتقادی است. در محضر این بزرگان اگر ایمان راسخ داشته باشیم می‌توانیم متفاوت موفق باشیم و من این موفقیت را در این می‌دانم که آقا من را به خادمی بپذیرند و منتظر هستم تا قابل بدانند و این لطف را نصیبم کنند. دلمان خیلی تنگ است. حداقل هر سه ماه یک‌بار به پابوس می‌آمدیم اما حالا... خوب نیست به سفر بیاییم و باید پروتکل‌های بهداشتی را رعایت کنیم اما در اولین سفری که توفیقش نصیبم شود و به زیارت بیایم، به‌محض دیدن گنبد مطهرشان از ایشان می‌خواهم تا وساطت کنند که خداوند مردم ما را با اتفاق‌هایی نظیر این ویروس امتحان نکند و دیگر شاهد اتفاقات تلخ این روزها در کشورمان نباشیم.»

 

گزارش: سیده فائزه موسوی

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید