نگاهی به مجموعه اهدایی زنده‌یاد محمدرفیع ضیایی به کتابخانه ملی ملک
آخرین هدیه پدر
۱۳۹۹/۰۸/۲۷ - ۱۴:۱۷
کتابخانه‌های وابسته به بارگاه ملکوتی رضوی، مملو از منابع مطالعاتی است که بسیاری از آن‌ها توسط بزرگان و چهره‌های علم و ادب کشور وقف و اهدا شده است.

در این بین می‌توان از کتابخانه و موزه ملی ملک بزرگترین موقوفه فرهنگی آستان قدس رضوی در تهران هم نام برد که به پشتوانه نیک‌اندیشی حاج حسین آقا ملک بنیانگذار و واقف آن به مکانی امن برای نگهداری این منابع تبدیل شده است.

خانواده زنده‌یاد استاد محمدرفیع ضیایی کاریکاتوریست و پژوهشگر برجسته کشور، از جمله فرهنگ‌دوستانی هستند که بخشی از منابع کتابخانه شخصی پدرشان را به این موقوفه اهدا کردند. ضیایی متولد شهر اِوَز لارستان در استان فارس بود و بیش از 30 سال فعالیت مستمر مطبوعاتی داشت. همچنین او عضو هیئت تحریریه نشریاتی همچون فکاهیون، خورجین و گل آقا بود و در سال 1395 در سن 68 سالگی بر اثر ایست قلبی در تهران دار فانی را وداع گفت. در ادامه به مناسبت هفته کتاب، بخشی از گفت‌وگوی صمیمانه ما را با لاله ضیایی دختر این پژوهشگر می‌خوانید.

 

اهدای کتاب و نشریه

لاله ضیایی متولد 1362، اهل تهران و دارای کارشناسی ارشد کارگردانی انیمیشن است. او می‌گوید: «با کتابخانه و موزه ملی ملک از طریق پدرم آشنا شدم. این کتابخانه دارای آرشیو غنی از نشریات قدیمی و باارزش و همچنین کتاب است. از آنجایی که پدرم درباره مطبوعات ایران و تاریخچه طنز و کاریکاتور کشور پژوهش می‌کرد، ساعت‌های طولانی را در این کتابخانه می‌گذراند. همچنین اگر منبع مطالعاتی خاصی مثل فایل اسکن مجله کمیابی را پیدا می‌کرد که آن را ممکن بود کتابخانه ملی ملک نداشته باشد، نسخه کپی از این منبع تهیه و در اختیار آن‌ها می‌گذاشت. پس از درگذشت پدرم، خانواده ما تصمیم گرفت بخشی از منابع کتابخانه بزرگی که او در منزل داشت، را به کتابخانه ملی ملک اهدا کند».

این خانواده طی سال‌های 1397 و 1398، مجموعه‌ای از مطبوعات و کتاب در حوزه ایران‌شناسی، تاریخ و فرهنگ زنده‌یاد ضیایی را به این موقوفه تقدیم کرده است. بانو ضیایی می‌افزاید: «به نظرم مجموعه‌‌ کتاب و نشریاتی که خانواده ما به کتابخانه ملی ملک اهدا کرد، در مقایسه با موقوفات بزرگی که بعضی از فرهنگ‌دوستان به کتابخانه‌ها اهدا می‌کنند، مجموعه کوچکی است. به عبارتی این مجموعه بخشی از کتابخانه شخصی یک فرد مطبوعاتی بود که او در توانش جمع‌آوری کرده بود». محمدرفیع ضیایی بسیار غیرمنتظره‌ به دیار باقی شتافت و درباره چگونگی نگهداری کتاب‌های خود صحبت و وصیتی نکرده بود.

 

احساسی زیبا و معنوی

وقف و اهدای آثار فرهنگی، توشه‌ای ابدی برای خیراندیشان به شمار می‌آید که منافع و ثمراتش در آخرت‌شان جاری است. لاله ضیایی بیان می‌کند: «پدرم سه فرزند دارد که هر کدام از ما در رشته تخصصی خاصی تحصیل و فعالیت می‌کنیم، محدودیت موضوع مطالعه داریم و همچون پدرمان نمی‌توانستیم از تمام منابع کتابخانه‌اش استفاده کنیم. با همفکری در خانواده به این نتیجه رسیدیم درست نیست این منابع مطالعاتی بدین شکل در خانه بماند. اگر آن‌ها را می‌فروختیم هم، پراکنده می‌شدند. بنابر این تصمیم گرفتیم بخشی از منابع کتابخانه شخصی پدرم را به یاد او به مکانی که پژوهشگران بتوانند به خوبی از آن‌ها استفاده کنند، اهدا کنیم. در این حالت اگر ما هم به آن‌ها نیاز پیدا می‌کردیم، می‌توانستیم به کتابخانه مراجعه کنیم. چون پدرم به کتابخانه ملی ملک رفت و آمد داشت، این مکان را انتخاب کردیم».

بانو ضیایی اضافه می‌کند: «به سختی توانستیم از کتاب‌ها و نشریات پدرم دل بکنیم و تا مدت‌‌‌ها جای خالی آن‌ها را حس می‌کردیم. چرا که بعضی از منابع، حاشیه‌نویسی شده و دستخط یا طرحی از پدرم در آن‌ها باقی مانده بود. ما ممکن بود سال‌ها به سراغ بسیاری از این منابع نرویم یا فقط آن‌ها را ورقی بزنیم، اما در حال حاضر خوشحال هستیم که بخشی از منابع کتابخانه او در دسترس همگان قرار دارد».

در ادامه او از احساس درونی خودش پس از مشارکت در این اقدام فرهنگی می‌گوید: «وقتی یک مجموعه خوب اهدایی را در کتابخانه‌ها می‌بینم، حس می‌کنم من هم عضو این خانواده بزرگ هستم؛ خانواده‌ای که دیگران را در دسترنج زندگی خود و گنجی که به دست آورده‌اند، شریک کرده‌اند و احساس خوب همین است؛ حسی انسانی، زیبا و معنوی».

 

خانواده‌ای فرهنگ‌دوست

خانواده زنده‌یاد ضیایی، اهل فرهنگ و مطالعه هستند چنان که دخترش لاله بیان می‌کند: «پدر و مادرم هر دو اهل مطالعه و جست‌وجو بودند. کتاب یکی از اقلامی بود که آنان هم برای خودشان و هم برای ما می‌خریدند. زمان بسیاری را هم برای مطالعه صرف می‌کردند».

این بانو، یادی هم از پدربزرگش زنده‌یاد غلامرضا انصاف‌پور نويسنده، محقق و کارمند سابق وزارت فرهنگ و هنر می‌کند و می‌افزاید: «مادرم دستیار پدربزرگم بود و از فضای کتاب و مطالعه دور نبود. همچنین او در نشر تمام کتاب‌ها و سرمقالات پدرم، به عنوان ویراستار یا محقق همراهی‌اش می‌کرد». کتاب «سیری در داستان‌های کوتاه از نشریات طنز و فکاهی»، از جمله آثار محمدرفیع ضیایی است. این اثر در سال جاری منتشر شده است.

لاله ضیایی ادامه می‌دهد: «در طول روز سعی می‌کنم زمانی را برای مطالعه بگذارم. خوشبختانه امروزه نسخه دیجیتال بسیاری از کتاب‌ها، در دسترس ما قرار دارد و می‌توانیم در هر زمان مرده‌ای مطالعه کنیم». از این بانوی فرهیخته درباره وقف کتابخانه و موزه ملی ملک توسط زنده‌یاد حاج حسین آقا ملک بر حرم مطهر رضوی می‌پرسم و او پاسخ می‌دهد: «به یاد دارم پدرم به این حرکت خوب و ماندگار اشاره کرده بود. خبرنامه این مجموعه فرهنگی هم برایم ارسال می‌شود. کارگاه‌های آموزشی و نمایشگاه‌های بسیار جذابی در طول سال برگزار می‌کنند. درِ کتابخانه آن هم به سوی عموم محققان باز است. در مجموع خدمات آن خیلی خوب و مردمی است». او با اشاره به افتتاح «تالار روزنامه توفیق» در مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی از مجموعه اهدایی خاندان توفیق، می‌گوید: «اهل فرهنگ باید به آینده گنجینه‌ای که در طول عمرشان گردآوری کردند، بیندیشند. این میراث اگر بفروش برسد پراکنده می‌شود، اما با اهدای آن در قالب یک مجموعه همیشه باقی خواهد ماند و همگان می‌توانند از آن استفاده کنند. به خصوص خیلی خوب است اگر استادان و بزرگان مجموعه مطبوعات خود را به کتابخانه‌های بزرگ اهدا کنند. چون در گذشته تیراژ نشریات بالا نبود و بسیاری از کتابخانه‌ها ممکن است در این حوزه کمبود داشته باشند».

 

تهیه و تنظیم: آرزو مستأجر حقیقی

افزودن دیدگاه جدید:

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید