.

اجرای تئاتر«چرخ دنده» در دانشگاه امام رضا(ع)

1390/9/3 پنجشنبه

فریبا دهقان - پلّه ها را یکی یکی بالا می روم تا به سالن همایش الغدیر می رسم. دم در ورودی، سراغ مسئول برنامه را از انتظامات می گیرم. پس از چند دقیقه همه چیز برای گفتگو با او هماهنگ می شود و من را به محلّی هدایت می کنند که اعضای گروه در آن جمع شده اند؛ اتاق گریم! وارد که می شوم سر صحبت را با تهیه کننده ی کار باز می کنم؛ از او می خواهم تا درباره ی تئاتر«چرخ دنده» توضیحاتی بدهد. آقای عباس مشرف، در حالی که زیر گریم است به سؤالاتم پاسخ می دهد.
پرده ی اول: جزئیات تئاتر «چرخ دنده» از زبان مسئول اجرایی
دانشجوی رشته ی مدیریت مالی و دبیر کانون مهدویت فریاد هفتاد دانشگاه امام رضا(ع) هستم. تئاتر«چرخ دنده» توسط کانون مهدویت فریاد هفتاد دانشگاه و با مشارکت مؤسسه ی فرهنگی هفت آسمان آماده شده. محتوای کار بیشتر درباره ی مهدویت و تهاجم فرهنگیه و تأثیرهایی که در قالب های مختلفی چون فیلم ها، موسیقی ها و... بر جامعه ی ما داره و فاصله ای که بین مردم و منجی(مهدویت) افتاده رو تحلیل و بررسی می‌کنه.
سه شب اجرا داریم که دو شب اوّل ویژه ی دانشجویان همین دانشگاه و شب سوّم مخصوص مسئولین مؤسسه‌ی فرهنگی بعثت و میهمانانی از آموزش و پرورشه. ما با این مؤسسه برای اجرای برنامه های مختلف همکاری متقابل داریم تا کارهای فرهنگی ما در یک راستا انجام بشه و با هم هماهنگ باشه نه به صورت موازی کاری.
نویسنده ی این نمایش، سید محمد علوی، عضو گروه هفت آسمانه با کارگردانی آقای فلاح و بازیگری آقایان بهنام، مشتاقیان، مهرآرا، فلاح و خودم.
برای اجرای این تئاتر حدود شصت ساعت تمرین کردیم و همه ی دوستان زحمات زیادی کشیدن تا کار پخته تر و بهتر اجرا بشه. نکته ی مثبت تئاتر«چرخ دنده» اینه که همه ی عوامل اجرایی از دانشجویان دانشگاه امام رضا(ع) هستن و فقط نویسنده ی کار، خارج از دانشگاهه. البته این تئاتر کار دوّم ما با این گروهه و قبلاً هم تئاتری اجرا کردیم با نام«کوپه ی شماره ی سیزده».
دوست دارم مسئولان، بیشتر با ما همکاری کنن چون تا به حال در بین دانشجویان کار طنز مرسوم بوده در حالی که این تئاتر، یک ساعت و نیم کار جدی و پُرمفهومه. در نظر سنجی هایی که داشتیم، گفتن که بحثِ مطرح شده قابل لمسه. بنابراین می خوام که حمایت بیشتری از ما بشه تا بتونیم راحت تر کار رو انجام بدیم.
فعّالیت در کانون فریاد هفتاد هیچ گونه منفعت مالی برای ما نداره و تنها هدفش گسترش فرهنگ مهدویت و انتظار در سطح دانشگاه و حتی جامعه است. همین جا از حضور همه ی دوستانی که می تونن در زمینه های مختلف مثل نویسندگی، طراحی دکور، کارگردانی و... با ما همکاری داشته باشن به گرمی استقبال می کنیم.
گفتگویم با مشرف که تمام می شود، مثل بقیه روی یکی از صندلی های سالن همایش می نشینم و تئاتر«چرخ دنده» را تماشا می کنم. پس از تماشای تئاتر با همکاری دبیر کانون مهدویت فریاد هفتاد، گفتگویی دوستانه را با چند نفر از بینندگان آن ترتیب می دهیم تا نظراتشان را درباره ی تئاتر«چرخ دنده» بیان کنند؛ چهار نفر از دانشجویان رشته ی مدیریت مالی دانشگاه امام رضا(ع). سیدمحمدهادی مشتاقیان، معاون کانون مهدویت فریاد هفتاد نیز به عنوان نماینده ی گروه اجرایی تئاتر«چرخ دنده»، پاسخگوی انتقادات و پیشنهادات دوستانش است.
پرده ی دوّم: نقد و بررسی تئاتر«چرخ دنده» از زبان مخاطبان
کیمیا منصوریان، ورودی 88: تئاتر«چرخ دنده» داشت نشون می داد تنها دلیل جنگ نرمی که این روزها علیه ایران انجام میشه، تأثیر پذیری خود ماست و دلیل این که ما اینقدر راحت از تهاجم فرهنگی تأثیر می گیریم، دین زدگی و عدم وابستگی به مهدویت، دین و ایمانه. همین دین زدگی باعث شده که غرب بتونه به راحتی روی ما تأثیر بذاره و وارد زندگیمون بشه، طوری که خودمون هم متوجه نمی شیم. به قول خودشون در تئاتر، حتی دارن توی کارتون های بچّه های ما این اعتقادات رو وارد می کنن.
میثم روح مند، ورودی 89: کارشون در مجموع قوی بود، فقط طولانی و خسته کننده بود. اگه قرار بود کسی پیامی دریافت کنه، زمانش اینقدر طولانی بود که فرد از جوّ تئاتر خارج می شد.
آرزو طوسی، ورودی 88: بعضی از صحنه ها خیلی تکرار می شد و خسته کننده بود. مدّت زمانش هم زیاد بود. چون شب اوّل کار داشتم، نتونستم تا انتهای نمایش بمونم.
مشتاقیان، معاون کانون مهدویت فریاد هفتاد: تایمش طولانی بود چون سعی شده بود توی این تئاتر به همه چیز مثل قضیه ی فراماسونری، مهدویت و... اشاره بشه و همه ی ابعاد رو در نظر بگیره. خسته کننده بودنش هم به خاطر سنگینی تئاتر بود. کار قبلی، یعنی«کوپه ی شماره ی سیزده»، اکت های بیشتری داشت و به همین دلیل خسته کننده نبود و جذّابیتش هم بیشتر به نظر می اومد. ولی تئاتر«چرخ دنده» خسته کننده به نظر می رسید چون کاری سنگین و فوق العاده مفهومی بود.
منصوریان: اگه زمان اجرا زودتر می بود یا سرویس می ذاشتن خیلی بهتر می شد. چون من ساعت نه و نیم شب رسیدم خونه! زمانش برای خانم ها مشکل آفرین بود. یا این که برای جلوگیری از خستگی مخاطب بهتر بود وسط نمایش یه زمان استراحت چند دقیقه ای در نظر می گرفتن. تحلیل کردن موقعیت ها ذهنمون رو خیلی خسته می کرد، چون نمایش طولانی و سنگین بود.
مشتاقیان: قصد داشتیم وسط کار، زمان استراحت بذاریم ولی دیدیم با این کار دانشجو از فضای تئاتر خارج می شه و تا بخواد دوباره به فضا برگرده، خیلی سخته. به همین دلیل سعی کردیم پرده رو باز و بسته کنیم تا دانشجو فرصت فکر کردن به پرده ی قبلی رو داشته باشه.
طوسی: ولی مهلتی برای فکر کردن نبود، چون بازم از توی بلندگو صدا می اومد!
مشتاقیان: افکت صوتی برای تثبیت حرف هایی بود که زده می شد، چون می خواست مطالب بازتر بشه و مفهوم پرده ی قبل رو واضح تر و روشن تر بکنه.
روح مند: اصلاً لازم بود همه ی مطالب توی یه تئاتر بیان بشه؟
طوسی: می تونستید تئاتر رو قسمت بندی کنید. مثلاً قسمت اوّل، امروز و قسمت دوّم، چند روز بعد.
مشتاقیان: به این شکل هم می شد ولی مسئله تایمش بود چون نمی خواستیم دو، سه روز فاصله بیفته. این جوری ممکن بود بعضی از دانشجوها قسمت اوّل رو ببینن و قسمت بعدی رو به هر دلیلی از دست بدن. در نتیجه توی زمان یک ساعت و نیمه سعی کردیم به اصل مهدویت و جنگ نرمی که توی زندگیمون وجود داره اشاره کنیم و این که ما الان کجا ایستاده ایم. دوستانی که حراست سالن رو بر عهده داشتن، خانم ها و آقایونی رو دیده بودن که اصلاً فکر نمی کردن بیان تئاتر و جالب این بود که همین دانشجوها موقع اجرای نمایش گریه می کردن! همه ی ما با وجود مشکلاتی که داشتیم، کار رو انجام دادیم؛ پس حتی اگه روی یه نفر هم تأثیر گذاشته باشه یعنی ما مزدمون رو گرفتیم.
طوسی: من که روز اوّل اومدم، بحث سنگین بود و چیزی متوجّه نشدم! ولی روز بعد برام واضح تر شده بود. در واقع تعداد بیننده های روز دوّم بیشتر از روز اوّل بود، برای همینه که می گم اگه قسمت بندی می کردین، بازم همگی می اومدن.
مشتاقیان: خود من که کار رو بازی می کردم، بعد از سه ماه و توی اوّلین شب اجرا معنی یکی از حرف هایی که توی نمایش می زدم رو فهمیدم! شما اگه می خواستین مطلب رو به طور کامل دریافت کنید باید سه بار نمایش رو می دیدین، چون مفهومش خیلی سنگین بود و بیشتر برای رده ی سنّی سی- چهل سال به بالا مناسب بود. یکی از نگرانی های ما همین سنگینی مطالب بود، ولی قشر دانشجو رو اونقدر فرهیخته و فهمیده دیدیم که گفتیم ارزش داره وقت بذاریم و چنین کاری رو انجام بدیم.
منصوریان: یه مسئله ی دیگه این بود که قبل از نمایش نمی دونستیم موضوعش دقیقاً چیه. فقط بنرهایی رو دیده بودیم که روشون نوشته بودن: «تو این طرف دیواری یا اون طرف دیوار...» ذهنمون روشن نشده بود، بنابراین جوّ آمفی تئاتر آماده نبود. این که آدم سورپرایز بشه خوبه ولی بهتر بود جوّ آمفی تئاتر آماده تر باشه.
مشتاقیان: ما تبلیغات رو ده روز قبل از اجرا شروع کردیم که به صورت روزشمار بود. یه متن از پی اس نمایش رو انتخاب و به صورت تیکه تیکه ازش استفاده کردیم. در واقع تبلیغات طوری طرّاحی شده بود تا دانشجو رو به فکر وادار کنه.
روح مند: به نظرم روز اوّل اجرا، زیاد هماهنگ نبودین ولی روز دوّم خیلی بهتر شده بودین. شاید مدّتی تمرین نداشتین، درسته؟
مشتاقیان: تمرین داشتیم ولی با توجه به درگیری های خاصّ خودمون، می تونم بگم که اصل کار توی سه، چهار شب جمع شد! شب اوّل یه سری ناهماهنگی توی بحث نور و پرده بود که به پشت صحنه برمی گشت. ولی دو شب بعدی همه ی این مشکلات حل شد. بنابراین توی اجرا مشکلی پیش نیومد. نظرسنجی ها رو که بررسی می کردیم، همه به زمان طولانی نمایش اشاره کرده بودن که سعی شد برای شب دوّم برخی صحنه های غیرضروری رو حذف کنیم.
روح مند: شما که می گین بحث سنگین بوده، می تونستید بعد از نمایش یه کارشناس بیارین تا مباحث رو تجزیه و تحلیل کنه.
مشتاقیان: می خواستیم این کار رو بکنیم ولی با توجّه به طولانی بودن زمان نمایش، نمی شد.
چنارانی: اگه نمایش رو دو قسمت می کردین چه طور؟ مثلاً دو تا 45 دقیقه برای نمایش و 45 دقیقه ی بعدی برای بحث کارشناسی.
مشتاقیان: اگه این کار رو می کردیم خیلی سخت می شد؛ مثلاً 45 دقیقه ی اوّل رو تا کجا پیش می بردیم؟ تا کدوم پرده که این مفهوم از هم نپاشه؟ تئاتر«چرخ دنده» چیزی نیست که بشه دو قسمتش کرد، چون مفهومش زنجیرواره و این چیدمان باید پشت سر هم باشه.
روح مند: بحث که به اندازه ی کافی سنگین بود، پرده ها هم که طولانی بودن، پس بعضی حرکات بدنی و مکث مابین دیالوگ ها، اضافه به نظر می رسید.
مشتاقیان: چون این نمایش نسبت به نمایش قبلی اکت های کمتری داشت، باید خودمون بهش اکت می دادیم تا خستگی دانشجو برطرف بشه. اصلاً جالب نیست که یه بازیگر بخواد پشت سر هم صحبت کنه، بدون هیچ وقفه یا تحرّکی.
روح مند: ولی اگه کوتاه تر می بود، تأثیرش بیشتر نمی شد؟
مشتاقیان: تأثیرش بیشتر می شد، ولی نه به این قیمت که ما بخوایم یه بخش اصلی از کار رو حذف کنیم!
روح مند: فقط در این حد که مخاطب یه تلنگر بخوره.
منصوریان: شاید خیلی جاها سعی داشتین که به مخاطب تفهیم کنید. اگه مثل بعضی فیلم ها نتیجه گیری رو می‌ذاشتین بر عهده ی خود مخاطب، بهتر بود. مثلاً فقط یه تلنگر می زدین و بقیه رو می ذاشتین تا ذهن مخاطب بیشتر درگیر ماجرا بشه.
طوسی: گذشته از انتقادهایی که شد، فکر می کنم جز زمان طولانی هیچ مشکل دیگه ای نداشت. باید بگم تئاترهایی که تا به حال توی دانشگاه بوده، اغلب حالت طنز و کمدی داشته ولی با ورود آقای مشرف به دانشگاه، سطح تئاتر اینجا خیلی بالاتر رفته. در کل، نمایش خیلی خوبی بود، به ویژه این که آقایان مشرف و مشتاقیان واقعاً عالی بازی کردن. منم از دیدن این تئاتر خیلی لذت بردم.
مشتاقیان: به قول شما تا به حال هر تئاتری بوده برای خندوندن دانشجو بوده! ولی ما گفتیم حتماً قرار نیست همایش بذاریم یا سخنران دعوت کنیم تا بخوایم فلان کار رو انجام بدیم. تئاتر کاریه که معمولاً همه به اش علاقه دارن، که استقبال خوب دانشجویان هم نشون دهنده ی همین مسئله است. البته همون طور که گفتم ما خیلی نگران بازخوردهای این نمایش بین مسئولان و دانشجویان دانشگاه بودیم. هر کدوممون هدفی داشتیم که خوشبختانه به بعضی از اون ها رسیدیم. با اجرای این دو کار، گروه آماده تر از قبل شده و برای ترم آینده و سال جدید هم نمایش هایی رو در نظر گرفتیم. البته قرار شده اساس کارهای بعدی، کاملاً با بچه های گروه خودمون باشه.
روح مند: تقریباً همه ی بازیگرها نقش هاشون رو خوب بازی کردن، به ویژه آقایان مشتاقیان و فلاح. طوری که احساس می کردم این ها چند بار این نمایش رو اجرا کردن. در واقع با این کار زمینه ای برای کارهای بعدیشون ایجاد شد؛ یعنی کسی که برای تماشای نمایش میاد دیگه با بچه های کانون فریاد هفتاد آشنا شده. این گروه می‌تونه بعدها موفق تر از این هم باشه.
منصوریان: تیم خیلی خوب و قوی ای داشتین و در کل، اجرا خیلی خوب بود. نسبت به تئاترهای دانشگاهی، دکور خیلی خوب بود. صدا، نور و... خیلی خوبی داشت؛ بر خلاف تئاترهای دانشگاهی. درست مثل این بود که توی یه سالن معروف بشینی و تئاتر رو ببینی. بازیگران هم نقششون رو طوری بازی کردن که فکر می‌کردی خودشونن! یعنی اگه شخصیت آقای مشرف رو نمی شناختی، فکر می کردی مثل نقشش توی نمایش، یه آدم بی اعتقاد و خوش گذرونه که فقط به زندگی دنیویش فکر می کنه. مفهوم نمایش خیلی جالب بود و چون نوشته بودن «کانون مهدویت فریاد هفتاد» برگزار می کنه، فکر کردم شاید به مهدویت ربط داشته باشه ولی اصلاً فکر نمی کردم همچین چیزی باشه. در مجموع، بازی ها خیلی دقیق بود و هر کس دقیقاً داشت سر جای خودش بازی می کرد؛ در واقع انتخاب بازیگر واقعاً عالی بود.
روح مند: تسلّط بازیگرها خیلی زیاد بود. مثلاً شنیده بودم که آقای مهرآرا بازی اوّلش بوده، ولی من اصلاً حس نکردم که صداش بلرزه یا استرس داشته باشه. در ضمن هماهنگی صدا در شب دوّم خیلی خوب شده بود.
مشتاقیان: جز آقای مشرف که تئاتر فجر کار کرده بود و آقای فلاح هم که تجربه ی کار داشت، بقیه کارِ اوّلشون بود. البته هر کدوم استرس خودمون رو داشتیم و محمد مهرآرا استرسی ترین عضو گروه بود و حقیقت اینه که فکر نمی‌کردیم اینقدر خوب بازی کنه. همه مون هر پرده ای که بازی می کرد ازش تشکر می کردیم. آقای مشرف هم که حقّ مطلب رو ادا کرد و هر دو شبِ اجرا روی سن ازش تشکر کرد.
روح مند: جمعیت شب دوّم بیشتر از شب اوّل بود. طوری که حتی مخاطبان شب اوّل، شب دوّم هم اومده بودن.این نشون میده که کار خیلی قوی بوده.
منصوریان: یه نکته ی مثبت این بود که ما برای تئاتر هزینه نکرده بودیم که بگیم به خاطر صرف این هزینه هم که شده باید نمایش رو ببینیم! در واقع کسانی که شب اوّل رفتن و نمایش رو دیدن، رفتن و به بقیه هم گفتن که تئاتر قشنگیه، حتماً برین ببینین. شلوغ تر بودن سالن توی شب دوّم نقاط قوّت کار رو می رسونه.
مشتاقیان: همه چیز کار حرفه ای بود؛ دکور، نور، افکت و... . حتی گریم به نحوی بود که دوستامون ما رو نمی‌شناختن! سعی کردیم برای کاری که متعلق به امام زمان(عج)هستش، از هیچ چیزی کم نذاریم و از همه لحاظ کامل کار کنیم. چون کاری که متعلق به امام زمان(عج)هست باید به بهترین نحو انجام بشه. در پایان، از همه ی مسئولین بابت همکاری هاشون متشکرم.
 
امتیاز دهی