.

گزارشی از حال و هوای دسته‎های عزاداری در روز عاشورا؛

همه یک هیئت‎اند

هزار و چهارصد سال می‌گذرد و هنوز هم پیکره‌ زمین از زخمی که کربلا بر روی آن جا گذاشته، التیام نیافته و حادثه‌ی عاشورا رساترین فریادیست که در دهلیز تاریخ پیچیده است.

1397/6/31 شنبه

حسین زیبا ترین نامی‌ست که در شناسنامه‌ بشریت نوشته شده و مشعلی است تا در بیراهه‌های پرپیچ و خم، راه را گم نکنیم.
همه عمر برندارم سر ازین خمارمستی           که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
از میدان شهدا به سمت حرم مطهر در حرکت هستیم. دسته‌های عزاداری با نوای مداحان پیش می‌روند. همه با پای پیاده نه، بلکه با پای جان آمده بودند تا ارادتشان را بعد هزاران سال نشان دهند و می‌دانند قدم در مسیری گذاشته‌اند که مقصودش عشق و مقصدش بهشت است. خستگی برایشان معنایی ندارد چون ذکر یا زینب - یا زینب؛ دوای تن خسته و ذکر یا حسین- یا حسین مرهم دل‌های شکسته شان است.

ایستگاه عشاق
در هر ایستگاهِ صلواتی ذکر «یاحسین» شنیده می‌شود و بیرق‌هایی مزیّن به نام «ابوالفضل عباس(ع)» که بر فراز آنها برافراشته شده. جلوی هر ایستگاه یکی از عزاداران سیه‌پوش را می‌بینی که سینی اسپندی دارد. به استقبال هیئت‌های عزاداری می‌آید و با پذیرایی شربت و چای به عزاداران حسین(ع) خدمت می‌کند. یکی از آن‌ها می‌گوید: «این عهدی است که با آقا امام حسین(ع) بسته‌ام که تا جان دارم به عزادارانش در محرم خدمت کنم، ان‌شاالله اربعین کربلا باشم.»

حال و هوای دسته‌های عزاداری
سر را که بلند می‌کنی جمعیتی عظیم را نظاره می‌کنی که همه به سمت بارگاه صاحب عزا در حرکتند، همه رخت عزا برتن دارند از مردمان شهر بگیر تا در و دیوار، خیابان‌ها و حتی ساقه‌ی درختانِ به قیام ایستاده برای حسین(ع) هم، سیاه پوش شده اند.
گام به گام، همراه با دسته‌ها با فریاد «یاحسین» که از حنجره‌ی دل در فضا می‌پیچد به سمت حرم نزدیک می‌ًشویم. بعضی هیئت‌ها نمادهایی از کربلا دارند، بعضی دیگر اسبی سفید مظهر ذوالجناح را در هیئت می‌چرخانند و می‌گویند:
روایت است چون بر او تنگ شد میدان              فتاده از حرکت ذوالجناح از جولان 
نه ذوالجناح دگرتاب استقامت داشت                   نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت
و گهواره خالی سبز رنگی که به یاد طفل شیرخوار کربلا که نمادی از عروج حضرت علی اصغر(ع) به آسمان‌ها را در آن روز سخت می‌دهد. این سمبل‌ها، حزن و اندوه را در قلب عزاداران سنگین‌تر می‌کند.
در اغلب هیئت‌ها جلوی هر دسته ابتدا پرچم داران حرکت می‌کنند که اغلب نوجوان‌ها، آن را در دست می‌گیرند و در زیر آسمان خجل از غربت آن روز می‌گردانند. بعد از پرچم داران، علمدار هیئت پیش می‌رود و به یاد حضرت عباس(ع) که علمش را تا آخرین لحظات عمر روی زمین داغ کربلا نگذاشت، هیچ وقت علم را بر زمین نمی‌گذارد. بقیه عزاداران حسینی زنجیر زنان در دو طرف معبر زنجیر می‌زنند و بر سینه می‌کوبند.
عزاداران بعضی از هیئت‎ها، موها و شانه‌هایشان را آغشته به گل کرده بودند که اوج اندوهشان را این چنین به اربابشان نشان دهند که خاکی‎ترین عزاداری عاشورا را به نمایش می‌گذارند.
بعضی از عزاداران که اکثرا جوانان هیئت‌اند، هنگام زنجیر زدن چنان پا بر زمین می‌کوبند که انگار بر زمین کربلا تلنگر می‌زنند که تو چگونه تاب آوردی بی‌تابی علی اصغر شش ماهه را که گهواره‌اش خاک گرم تو شد. در تمام هیئت‌ها، نوحه خوان با صدای بلند اشعار محزون می‌خواند و طبل‌ها و سنج زن‌ها ضرب آهنگ نوحه وسینه زنی را هماهنگ می‌کنند.
نوحه خوان که می‌گوید «ای اهل حرم میر علمدار نیامد» در میان آن همه جمعیت آتشی به پا می‌شود و همه بر سر زنان و سینه زنان پیش می‌روند و زنجیرزنان بر دل تاریخ نهیب می‌زنند که کجا ماند ماه قمر بنی هاشم که نیامد. این همه آدم رفته‌اند و نیامدند و فقط یک نفر است که رفت و داغ نیامدنش را تا ابد بر قلب تاریخ حک کرده است.
عده‌ای از زنان و کودکان نیز به دنبال دسته‌ها در معابر حرکت و مردان عزادار را همراهی می‌کنند. نوحه سرا برای حضرت زینب گریه کنان می‌گوید که عطش را لب تشنه‌ی حسین می‌شناسد و سوز دل زینب را خورشید. می‌گویند وقتی تمام زمین و زمان بر کربلا می‌گریند، تمام کربلا بر سوز دل زینب خون می‌بارد. زبان حال دل زینب را که نوحه خوان‌ها می‌گویند بغض سینه می‌شکند و جام سینه از خون لبریز می شود.
دسته‌ها به سرمنزل معشوق می‌رسند. بدون طبل‌ها و سنج‌ها سینه زنان و زنجیر زنان، با دیدگانی اشکبار، با رعایت کمال احترام وارد صحن انقلاب می‌شوند. خدام بارگاه حضرت شمس الشموس(ع) با اسپند از آن‌ها استقبال می‌کنند و با آنها همراه می شوند. همه رو به ضریحش ایستاده‌اند. نوحه می‌خوانند و فریاد وای حسین سر می‌دهند و تمام حزنشان را مشت می‌کنند و بر سینه می‎کوبند. پشت سر آنها سقاخانه قرار گرفته. گویا اوهم از لب عطشان حسین(ع) و اهل بیتش شرمنده است و پشت سر عزادان خود را پنهان می‎کند. دور تا دور صورت خجلش را رخت عزا پوشانده‌اند که روی آن نوشته شده
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد           اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

اقامه‌ی نماز به وقت ظهر عاشورا
صدای اذان در حرم مطهر رضوی طنین انداز می‌شود و خادمانی که مسئول فرش‌ها هستند، گویی زمینِ سنگی حرم را برای عزادان می‌پوشانند. سنگ‌هایی که به خاطر همجواری با امام رضا(ع) لبریز از اشتیاق هستند، گویی از ظهر عاشورا تا کنون تمامی سنگها از روی ارباب خجل‌اند، پیشانی حسین(ع) را در آن روز سنگی که از سوی آن ملعونان پرتاب شد، شکست و این ننگ، بر همه‌ی سنگ‌ها، تا زمانی که قلب تاریخ می‌تپد، سخت و جانکاه است. هر چند که در حرم او نیازی به فرش نیست چون بال فرشتگان، فرشِ زیرِ پایِ عاشقان ذریه پیامبر(ص) است. همه‌ی عاشوراییان به تأسی از سالار شهیدان نماز ظهر را به جماعت خواندند.

همه یک هیئت‌اند
هیئات عزاداری پس از اقامه نماز همگی به صحن جامع رضوی می‌روند. تمام دسته‌ها یکی می‌شوند و همچون قطره‌هایی به دریای بیکران دلدادگی برای حسین(ع) می‌ریزند. جمعیت یک دست سیاه است. همه یک هیئت‌اند و یک سپاه برای جواب به فریاد «هل مِن ناصر یَنصُرُنی» ...
سخنران از زبان دل تمام اهل بیت حسین(ع) سخن می‌گوید. به عباس(ع) که می‌رسد می‌گوید عاشورا یعنی تجسم تمام غیرت و ولایت‌مداری که در چشمان نجیب عباس سوسو می‌زد.
بی خود نیست که می گویند بعد از حادثه‌ی عاشورا آسمان کربلا خون گریه کرد و از دل زمین دشت نینوا خون تازه می‌جوشید. فریاد لبیک یا حسینِ خیلِ عزاداران، در آسمان ابری حرم می‌پیچد.

گزارش: سجاد حق‌پناه
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
نسخه قابل چاپ
مطالب مرتبط
پربازدیدترین ها آخرین مطالب
.گزارش روز
.گفت و گوی روز
.
فرهنگی
.

.All right reserved by Astan Quds Razavi

تمام حقوق این وبگاه متعلق به آستان قدس رضوی است.