.

اهداف مأمون از اینکه امام رضا سلام الله علیه را ولی عهد خویش قرارداد چیست؟

در پاسخ، باید ظاهر و واقع آن ماجرا را از هم تفکیک کرد تا به تحلیلی درست و منطقی رسید:

1394/7/8 چهارشنبه

۱. ظاهرماجرا: اعتراف مأمون به برتری شخصیت و مقام امام، چیزی است که بارها، در فرصت‌های گوناگون رخ داده بود و او آن امام هُمام را بهترین فرد روی زمین و دانشمندترین و عبادت‌پیشه‌ترینِ انسان‌ها توصیف کرده بود. مأمون به عباسیان چنین نگاشته بود: «اما اینکه برای علی‌بن‌موسی بیعت می‌خواهم، پس از احراز شایستگی او برای این امر و گزینش وی ازسوی خودم است...؛ اما اینکه پرسیده‌اید آیا مأمون درزمینۀ این بیعت‌، بینش کافی داشته است، باید بدانید که من هرگز با او بیعت نکرده‌ام، مگر با داشتن بینایی کامل و علم به اینکه کسی در زمین باقی نمانده که ازنظر فضیلت و پاک‌دامنی از او وضع روشن‌تری داشته یا ازنظر پارسایی، زهد در دنیا و آزادگی بر او فزونی گرفته باشد. کسی از او بهتر جلب خشنودی خاص و عام را نمی‌کند و در برابر خدا، از وی استوارتر کسی دیگریافت نمی‌شود.»
طبیعی بود که در این موقعیت، امام شخصیتی شناخته‌شده برای تمام مسلمانان به‌شمار می‌رفتند. دکتر شیبی می‌نویسد: «امام‌رضا سلام الله علیه پس از ولیعهدشدن، دیگر پیشوای تنها شیعیان نبود؛ بلکه اهل‌سنت و زیدیه و دیگر فرقه‌های متخاصم شیعه، همه، بر امامت و رهبری وی اتفاق کردند.»
بنابراین، علاقه‌مندی و اذعان‌داشتن به شخصیت امام، جبران گذشته، توصیۀ ا‌بن‌سهل و... روُیه‌های این ماجرایند و این ادعا که «مأمون در میان فرزندان عباس و اهل‌بیت، کسی مانند او واجد شرایط پیدا نکرد؛ ازاین‌رو خلافت را به وی واگذاشت» و حتی ادعای «عمل به عهد و نذر» نیز پوستۀ تصمیم مأمون عباسی است؛ هرچند که شیخ مفید و شیخ صدوق با تکیه بر نظر اخیر، مدعی‌اند که او در ابتدا، با خلوص نیّت به امام پیشنهاد ولایتعهدی می‌دهد؛ اما بعد، از کار خود پشیمان می‌شود.

۲. لایه‌های ماجرا: در کنار ظاهر ماجرای واگذاری ولایتعهدی، بایستی به واقع و لایۀ آن نیز پرداخت. گویا ابتکار این کار به‌دست مأمون بود و او با این اقدام، اهداف زیر را دنبال می‌کرد:
۱. جلب نظر ایرانیان: زیرا بیشترِ آن‌ها مشتاق علویان بودند و با شعار «الرضا مِن آل‌محمد» می‌جنگیدند؛ لذا مأمون با ولیعهد‌کردن امام اعلام کرد که او همان است که شما برایش قیام کردید.
۲. فرونشاندن قیام علویان: مأمون برای اینکه علویان را راضی کند و آن‌ها را آرام نگه دارد یا دستِ‌کم، خلع سلاحشان کرده باشد، ولایتعهدی امام را مطرح کرد تا در برابر قیام‌های علویان علیه حکومت مانع باشد. مأمون می‌خواست با ولیعهدی امام‌رضا سلام الله علیه ، شعلۀ شورش‌های پی‌درپی علویان را فرونشاند؛ زیرا این قیام‌ها تمام شهرها را فراگرفته بود.
۳. محدودسازی جایگاه مردمی امام و تحت نظرگرفتن تمام ارتباط‌ها: نفوذ حضرت رضا سلام الله علیه در میان جامعه، مشهود و انکارنا‌پذیر بود؛ تاحدی‌که همگان معترف بودند که امام در دل‌های مردم نفوذ فراوان دارند. امام شخصیتی نادر بودند که سخنان ارزنده‌شان در شرق و غرب نفوذ فراوان داشتند و نزد خاص و عام، به‌اعتراف مأمون از همه محبوب‌تر بودند. مأمون برای داشتن احساس ایمنی از شخصیت امام‌رضا سلام الله علیه که او را تهدید تلقی می‌کرد، می‌خواست امام را از شیعیان و دوستانشان نیز جدا سازد تا با قطع رابطه‌شان، از یکدیگر پراکنده شوند و دیگر نتوانند دستورهای امام را دریافت کنند. مأمون گمان کرده بود که اگر امام ولیعهد شوند، دیگر نخواهند توانست مردم را به شورش یا هرگونه حرکت دیگری علیه حکومت دعوت کنند. در تاریخ نقل کرده‌اند ابویونس که از بیعت با امام سرباز زد، رو به مأمون کرد و گفت: «قسم به خدای، او که در کنار تو نشسته است، مردم او را چون بُتی می‌پرستند.»
مأمون نیز از بیان این هدف ابایی نداشت و می‌گفت: «اگر علی‌بن‌موسی را به حال خود رها سازم، خوف آن می‌رود که مسائل نگران‌کننده پدید آید و دیگر نتوان آن را جبران کرد.» او حتی در دوران اقامت حضرت در مرو، به‌شدت بر مراقبت حضرت کوشید؛ افزون‌براین، خواهرش را به‌عقد امام درآورد تا در زندگی داخلی حضرت نیز چشم‌های دیگری ازسوی مأمون امام‌رضا سلام الله علیه را مراقبت کند. گویند که او تمام حرکات و اعمال حضرت را به مأمون گزارش می‌کرد. مراقب دیگری که برای امام گماشت، هشام‌بن‌ابراهیم راشدی بود. هشام از نزدیکان امام نیز به‌شمار می‌رفت و تمامی کارهای ایشان به‌دست وی صورت می‌گرفت. ولی هنگامی‌که امام را به مرو بردند، هشام به ذوالریاستین و مأمون خبر داد و موقعیت ویژۀ خود را به آنان عرضه کرد. مأمون نیز او را دربان امام قرار داد. ازآن‌پس، کسی می‌توانست امام را ملاقات کند که هشام اجازه دهد؛ درنتیجه، دوستان امام کمتر به ایشان دسترسی پیدا می‌کردند.

البته، ناکامی مأمون در این بُعد کاملاً مشهود بود و نمونه‌های تاریخی زیر گواه حفظ و گسترش موقعیت مردمی امام است:
براساس گزارشی، زمانی‌که فضل‌بن‌سهل پیکی به کوفه فرستاد تا برای ولایتعهدی امام‌رضا سلام الله علیه بیعت بستاند، آنان از بیعت خودداری کردند و گفتند: «ما با علی‌بن‌موسی‌الرضا سلام الله علیه برای ولایتعهدی بیعت نمی‌کنیم؛ بلکه او را شایستۀ خلافت دانسته و برای این مقام، با وی بیعت می‌کنیم.»
بنابر گزارش تاریخی دیگر، مأمون بارها از امام درخواست کرد تا با شیعیان برخی مناطق مکاتبه کنند؛ زیرا معتقد بود آنان در برابر امام گوش‌به‌فرمان‌اند.
همچنین پس از قتل فضل، جماعتی از اهالی خراسان در اطراف قصر مأمون جمع شدند و او را عامل قتل فضل می‌دانستند. مأمون برای نجات خود از شورش عمومی مردم، به امام پناه برد و حضرت نیز با حضور در میان جمع معترض، با فرمانی، آنان را پراکندند. این نمونه نشان از موقعیتویژۀ مردمی و اجتماعی امام داشت؛ آن هم در گستره‌ای که مأمون عباسی بر آن حکم می‌راند.
۴. اعتراف گرفتن: مأمون در پی تثبیت خلافت در خاندان عباسی بود؛ به‌گونه‌ای که می‌خواست با حربۀ ولایتعهدی، از علویان این اعتراف را بستاند که خلافت فقط از آنِ مأمون است و دیگران در آن سهمی ندارند. مأمون می‌گفت: «ایشان دور از چشم ما، مردم را به امامت خود فرامی‌خواند؛ ازاین‌رو، بر آن شدیم او را ولیعهد خود قرار دهیم تا مردم را به‌سوی ما دعوت کند و حکومت ما را بپذیرد و به آن اقرار کند و بدین‌گونه، همۀ آنان که به او دل بسته‌اند، اعتراف خواهند کرد که حکومت و زمامداری از آنِ ماست.» پاسخ امام این توطئه را ناکام گذاشت.
۵. تخریب چهرۀ امام: پذیرش ولایتعهدی موجب خدشه‌دارشدن چهرۀ امام نزد مردم می‌شد و ادعای شیعیان مبنی‌بر زهد و پارسایی امام و بی‌اعتنایی ایشان به دنیا، با این‌کار نقض شده و چنین وانمود می‌شد که آن حضرات فقط در موقعیتی که به دنیا دسترسی ندارند، به آن زهد می‌ورزند و اکنون که درهای بهشت دنیا به‌روی آنان باز شد، به‌سوی آن شتافته و مثل دیگران، خود را از آن بهره‌مند ساخته‌اند. مأمون می‌پنداشت که اگر ولیعهدی را به امام بقبولاند، به شهرت امام لطمه زده و حس اطمینان مردم به امام را جریحه‌دار ساخته است. ازسوی‌دیگر، تفاوت سِنی میان آن دو نیز بسیار بود: امام ۲۲ سال از مأمون بزرگ‌تر بودند و قبول ولایتعهدی از چنان سِنی غیرطبیعی می‌نمود؛ درنتیجه، سبب می‌شد تا مردم پذیرش آن را بر حب مقام و دنیاپرستی امام‌رضا سلام الله علیه حمل کنند. البته، امام‌رضا سلام الله علیه نیز این نقشۀ مأمون را دریافته بودند؛ زیرادر جایی فرمودند: «مأمون‌ می‌خواهد مردم بگویند علی‌بن‌موسی از دنیا روگردان نیست...؛ مگر نمی‌بینید چگونه به‌طمع خلافت، ولایتعهدی را پذیرفته است؟»
در گزارشی که اباصلت هِروی نقل کرده نیز این نکته به چشم می‌خورد. اباصلت گفته است: زمانی‌که مأمون با رد پیشنهاد خود ازسویِ امام مواجه شد، [به امام] گفت: «با این گفتار می‌خواهی خود را آسوده کنی و ولایتعهدی مرا نپذیری تا مردمان بگویند علی‌بن‌موسی چقدر زاهد و بی‌رغبت به ریاست دنیاست.» امام در پاسخ فرمودند: «به‌خدا سوگند، از روزی که خدای عزوجل مرا آفریده، تاکنون دروغ نگفته‌ام و دنیا را برای رسیدن به دنیا ترک نگفته‌ام و من خوب می‌دانم تو چه می‌خواهی... . نظر تو این است که مردم بگویند علی‌بن‌موسی به دنیا و ریاست بی‌رغبت نیست؛ بلکه این دنیاست که به او بی‌رغبت است. مگر نمی‌بینید چگونه به‌سبب آز و طمع، ولایتعهدی را پذیرفت. باشد که به خلافت نائل شود.»
۶. کسب آبرو: مأمون تلاش کرد برای خود وجهه و حیثیتی معنوی کسب کند و به‌نوعی، به پایگاه اجتماعی دست یابد که خود دارا نبود. همچنین با این هدف، امام به توجیه‌کنندۀ کارهای مأمون و ظلم و جنایات او مُبدّل می‌شد.
۷. مشروعیت‌بخشی به خلافت خود: مأمون که با قتل برادرش، امین، بر مَسند خلافت تکیه کرد، در میان عباسیان، جایگاهی متزلزل یافت؛ درنتیجه، عباسیان این انتقال قدرت را متکی بر خدعه و خون می‌دانستند. مأمون در پی مشروعیت‌بخشی این جایگاه، به‌دنبال گروهی از مردم برآمد که دوستدار خاندان علوی بودند و بر خلافت این خاندان، به‌عنوان حقی الهی پای می‌فشردند. مأمون با پیشنهاد خلافت به امام، این هدف را دنبال کرد؛ بدین‌صورت که با نپذیرفتن این منصب ازسویِ حضرت، خود عهده‌دار این جایگاه شود و جایگاهش مشروعیتیابد؛ اما امام نیز در برابر این پیشنهاد ایستادگی کردند.

پی نوشت:
بحار الأنوار، ج12، ص‌63.
شیبی، الصلة بین التصوف و التشیع، ص‌256.
سِیَر أعلام النبلاء، ج‌1، ص‌121.
عیون أخبار الرضا، ج2، ص‌161.
جعفر مرتضی العاملی، الحیاة السیاسیة للامام الرضا، ص۲۱۳.
عیون أخبار الرضا، ج2، ص‌170
الحیاة السیاسیة للامام الرضا ، ص۲۱۳
عیون أخبار الرضا، ج2، ص‌140.
خامنه‌ای، حساس‌ترین دوران‌های تاریخ، ص17.
أئمة أهل البیت و دورهم فی تحصین الرسالة الاسلامیة، موسوعة الشهید الصدر، ج‌20، ص‌628.

بیشتر بخوانید:
- با توجه به اینکه ما معتقدیم که امام شاهد و ناظر و زنده می باشد چرا توصیه شده که زیارت را در کنار ضریح حضرت بجا آورد؟
- چرا به امام رضا عالم آل محمد می گویند مگر همه ائمه از نظر علم یکسان نیستند؟
- آیا حاجت خواستن از امام رضا سلام الله علیه به صورت مستقیم شرک است؟
- بوسیدن ضریح چه حکمی دارد آیا سفارش ائمه است یا سلیقه شیعیان؟
- چرا حضرت رضا سلام الله علیه زن و فرزند خود را به خراسان نیاوردند؟
- چرافضیلت زیارت حضرت رضا سلام الله علیه از زیارت امام حسین سلام الله علیه بیشتر است؟
-  چرا حضرت رضا سلام الله علیه با توجه به علم غیبی که داشتند از انگور مسموم تناول نمودند؟
- فلسفه طلا کاری و تجملات حرم چیست؟ آیا بهتر نیست پولی که بابت اینگونه تجملات صرف می شود را هزینه فقرا و جوانان نمایند؟
- چرا به امام‌رضا سلام الله علیه «ضامن آهو» می‌گویند؟



 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
نسخه قابل چاپ
مطالب مرتبط
عشق به حضرت دلیل وقفم بود
وقف، بهانه‌ای برای اتصال به امام مهربانی‌ها
  • 1398/1/12 دوشنبه وقف، بهانه‌ای برای اتصال به امام مهربانی‌ها
    چه زیباست وقتی صبح با یاد امام هشتم (ع) بیدار شوی و شب نیز با یاد این امام بزرگوار سر بر بالین بگذاری. توفیقی است که شاید نصیب هرکس نشود، اما این برکت شامل حال خانواده آقای علیرضا صدرزاده شده است. خاتم‌کار شیرازی که از کودکی با این هنر اصیل عجین شده و اکنون آن را به خدمت دین در آورده است.
بشرطها و شروطها و انا من شروطها
امضایم یا ضامن آهوست
  • 1395/2/25 شنبه امضایم یا ضامن آهوست
    علیرضا مسعود‌ی یا همان علی مشهد‌ی نویسند‌ه توانمند‌ کشورمان که با استند‌اپ کمد‌ی «خند‌وانه» گل کرد‌ و به جمع بازیگران پیوست، اراد‌ت خاصی به امام‌ رضا(ع) د‌ارد‌.
کتابخانه تخصصی اهل بیت(ع)
  • 1394/8/19 سه‌شنبه کتابخانه تخصصی اهل بیت(ع)
    در سال 1332 شمسی، به همت یکی از نیکوکاران و شیفتگان کتاب، کتابخانه «جامع گوهرشاد» در جوار بارگاه منوّر رضوی متولد شد. واقفی بزرگ به نام «مرحوم سید سعید طباطبایی نایینی» که 5 هزار جلد کتاب چاپی و خطی خود را به انضمام املاک و رقباتی برای اداره کتابخانه اهدا کرد.
پربازدیدترین ها آخرین مطالب
.گزارش روز
.گفت و گوی روز
.
فرهنگی
.

.All right reserved by Astan Quds Razavi

تمام حقوق این وبگاه متعلق به آستان قدس رضوی است.