مصاحبه/ امام دوم شیعیان، در سراسر دوران زندگی پربرکت خویش، با درایت و هوشمندی خاصی برای حفظ جامعه اسلامی تلاش کردند. آن حضرت در زمان حیات امیرالمومنین(ع)، یار و یاور امام زمان خود بودند و در مسائل سیاسی و اجتماعی، حضوری فعال داشتند.امام حسن(ع)، پس از رسیدن به منصب امامت و عهدهدار شدن ولایت مسلمین، با وجود شرایط دشوار و خفقانآور اموی، در جهت حفظ ارزشهای ناب اسلامی، اقدامات ارزشمندی انجام دادند.
تدابیر هوشمندانه امام حسن مجتبی(ع) برای صیانت از جامعه اسلامی
همزمان با سالروز ولادت این امام همام در این زمینه با آیتالله محمدهادی یوسفی غروی، استاد برجسته حوزه علمیه قم، به گفتوگو نشستیم. این مورخ نامآور تاریخ تشیع، در زمینه «فقه و اصول»، «حدیث» و به ویژه «تاریخ اسلام»، تألیفات بسیاری را در کارنامة علمی خود دارد. کتاب چند جلدی «موسوعةالتاريخ الاسلامى» از جمله آثار معروف ایشان است.
بحث را با نگاهی اجمالی به فضایل اخلاقی و معنوی و ابعاد والای وجودی امام حسن مجتبی(ع) شروع کنیم.
امام حسن(ع) اولین نوه پیامبر اعظم(ص) از فرزندش حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) میباشد که نام مبارکش را رسول خدا(ص) از جبرئیل دریافت کرد. طبق حدیثی قدسی که شیخ صدوق آن را در کتاب «عیون اخبار الرضا» و ایشان از قول پدران بزرگوارش بیان فرموده است، جبرئیل بر رسول خدا(ص) نازل شد و فرمود: خدا به تو سلام میرساند و میگوید: علی(ع) نزد تو به منزله هارون نسبت به موسی بن عمران است. بنابراین نام فرزند او را به نام فرزند هارون بگذار. به این ترتیب پیامبر(ص) نام حسن را که عربی شده نام فرزند هارون است برگزیدند.
طبق احادیث معتبر شیعه و سنی، امام حسن(ع) در سه آیه از قرآن کریم مورد خطاب پروردگار قرار گرفته است. یکی از این آیهها آیه 33 سوره احزاب(آیه تطهیر) است که به پنج تن آل عبا یا خمسه طیبه اشاره شده که امام حسن(ع) هم جزو آنهاست.
همچنین در سوره دهر و آیه مباهله «ابنائنا»، به این امام بزرگوار همراه پیامبر(ص)، امام علی(ع)، حضرت زهرا(س) و امام حسین(ع) اشاره شده است. روایات فراوانی درباره شیوه رفتار و علاقه پیامبر به امام حسن(ع) ذکر شده است. به عنوان مثال پیامبر(ص) فرمودند: هرکس میخواهد به آقای جوانان بهشت بنگرد، به حسن به علی(ع) نگاه کند. همچنین در «کنزالاعمال» که از کتابهای اهل سنت است، از قول پیامبر(ص) روایت شده که ایشان درباره محبتشان به امام حسن(ع) فرمودند: خدایا من حسن را دوست دارم پس او و دوستدارانش را دوست بدار!
امتیازهای فراوان اخلاقی و فضایل انسانی این امام بزرگوار نزد اهل سنت و شیعه نیز مشهور است؛ سیوطی دانشمند اهل سنت در این زمینه میگوید: حسن بن علی(ع)، شخصیتی بزرگوار، بردبار، باوقار، متین، بخشنده و مورد ستایش مردم زمان خود بود. از این گونه سخنان درباره پیشوای دوم شیعیان بسیار است.
از دوران کودکی آن حضرت برایمان بگویید. چرا نام امام حسن(ع) ، با وجود اینکه در زمان رسول خدا(ص) سن کمی داشتند، جزو آخرین صحابه پیغمبر(ص) آمده است؟
از دوره کودکی آن حضرت اطلاع چندانی در دست نیست. ایشان کمتر از 8 سال از عمر پر برکتشان را در دوران جدشان، رسوالله(ص) سپری کردند و از این جهت نامشان در زمره آخرین طبقه صحابه ذکر شده است.
ایشان به همراه اهل بیت(ع) در ماجرای مباهله پیامبر(ص) با مسیحیان نجران حضور داشتند. بنابر منابع، آن حضرت در سن 7سالگی در مجلس پیامبر(ص) حضور مییافتند و آنچه بر جدشان وحی میشد را برای مادر بزرگوارشان، حضرت زهرا(س) بیان میکردند.
امام حسن(ع) در دوران جوانی، پیش از رسیدن به امامت، در همه صحنههای اجتماعی و سیاسی حضوری فعال داشتند؛ موضوعی که در رسانهها کمتر به آن پرداخته شده است. ایشان در راستای حمایت از پدر بزرگوارشان و دفاع از جامعه اسلامی، چه اقداماتی انجام دادند؟
امام حسن مجتبي(ع) در دوران امامت حضرت علی(ع) همچون بازويی نيرومند در همه مسايل اجتماعي و سياسي ياور ایشان بودند. در اوایل سال 36 هجری که طلحه و زبیر، به همراهی عایشه به بصره رفتند و در جنگ جمل پرچم مخالفت با امیرالمومنین(ع) را برافراشتند، امام حسن(ع) به عنوان یکی از سرداران دلیر لشکر پدر بزرگوارشان، حضور داشتند. همینطور در جنگهای صفین و نهروان که به ترتیب بین امام علی(ع) و لشکر معاویه و خوارج درگرفت، امام حسن(ع) به عنوان سردار لشکر امام علی(ع) ایفای نقش کردند.
نقش بارز دیگر امام حسن(ع) به جز حضور موثر در این سه جنگ، در مقدمات این حوادث بود؛ به عنوان مثال ایشان نقش موثری در آمادهسازی مردم برای جهاد علیه معاویه و خوارج داشتند. در جنگ جمل نیز افرادي كه همراه علي(ع) به بصره آمدند، بيشتر از انصار مدينه و تعدادشان اندك بود، اما امام حسن(ع)، از سوي اميرالمؤمنين(ع) همراه با عمار ياسر، عبدالله عباس و مالك اشتر به كوفه رفتند و عمار اهالي كوفه را براي ديدار نوه پيامبر(ص) به مسجد كوفه دعوت كردند. تا آن موقع، اكثر مردم كوفه، امام حسن(ع) را نديده و تنها نام ايشان را به عنوان يادگار رسول خدا(ص) شنيده بودند. لذا بسيار مشتاق به ديدار آن حضرت بودند و سراسيمه به سوي مسجد شتافتند. در اين مجلس، امام حسن(ع) بر منبر رفتند و با سخنراني تاريخي خود كوفيان را از القائات انحرافي امير كوفه يعني عبدا... قيس، معروف به ابوموسي اشعري كه مردم را به شك انداخته بود، بيرون آوردند. جریان از این قرار بود که ابوموسي حديثي از پيامبر(ص) را به ناحق نقل و آن را براي مردم وارونه تفسير كرده بود. پيامبر(ص) در حديثي فرموده بودند: «پس از من فتنههاي بي شماري مانند پاره هاي ابر، روي خواهند آورد و نيكبخت و سعادتمند كسي است كه در اين حوادث فتنه انگيز مانند پلاس خانه اش باشد و در آنها وارد نشود». و با بيان اين حديث، مردم را از همراهي با علي(ع) برحذر داشت. اما پس از افشاگريهاي امام حسن(ع)، مردم دريافتند كه اين تطبيق ابوموسي به جا نيست، بنابراين براي جهاد آماده شدند و 12 هزار نفر از كوفيان به ياري اميرالمؤمنين(ع) شتافتند.
یکی دیگر از مسئولیتهای مهم امام حسن(ع) در زمان امیرالمومنین(ع)، پاسخگویی به پرسشهای مردم بود. امام علی(ع) بارها مردم را برای حل مشکلات و پاسخگویی به سوالاتشان به سراغ امام حسن(ع) میفرستادند و آن حضرت با درایت بسیار به آنها جواب میدادند.
در برخی منابع نامعتبر، به تعارض و اختلاف امام حسن(ع) با امیرالمؤمنین(ع) بر سر برخی از مسائل از جمله جنگ جمل اشاره شده است. این احادیث جعلی چطور به منابع تاریخی راه پیدا کردند؟
این اخبار جعلیاتی است که امویان برای ایجاد شبهه در بین مسلمین ساختند و سندهای این روایات کاملاً مخدوش است و از طرف کسانی نقل شده که خود آن منابع اذعان دارند این افراد برای دستگاه بنیامیه حدیث جعل میکردند.
پس از شهادت امیرالمومنین(ع)، امام حسن(ع) چطور توانستند این شرایط سخت و سرنوشتساز را مدیریت کرده و بدون اختلاف و خونریزی با مردم کوفه بیعت کنند؟
اقدام امام حسن(ع) پس از شهادت حضرت علي(ع) بسيار هوشمندانه بود. ايشان به طور مخفيانه در صبحدم 21 رمضان پدر بزرگوارشان را به خاك سپرده و سپس مردم كوفه را كه منتظر تشييع امام بودند، به مسجد جامع كوفه دعوت كردند و ضمن خطبهاي به آنها فهماندند كه علي(ع) را شبانه به خاك سپرده اند؛ لذا مردم بلند شدند و با ايشان بيعت كردند و از آن جا كه زمينه اين بيعت را امام علي(ع) قبل از شهادتشان در اذهان مردم فراهم كرده بودند، هيچ اختلافي پيش نيامد.
مهم ترين و حساس ترين بخش از زندگي سياسي، اجتماعي امام حسن(ع) - كه مورد بحث و گفتگوي فراوان واقع شده- امضای صلحنامه با معاويه است. چه شرایطی آن حضرت را وادار به صلح با این حاکم ستمگر اموی نمود؟
در تحليل و بررسي اين اقدام امام حسن(ع) بايد گفت که اوضاع نامناسب و عوامل گوناگوني سبب شد، صلح به عنوان مسأله اي ضروري بر امام تحميل شود، طوري كه هر انسان خردمندي اگر در آن شرايط حساس قرار مي گرفت، چاره اي جز صلح نداشت. يكي از مهمترين عوامل اين صلح، ناكافي بودن نيروها و پراكندگي لشكر بود؛ زيرا با آنكه پس از شهادت حضرت علي(ع)، بسياري از مردم كوفه با امام بيعت كرده و پيمان وفاداري بسته بودند، گوناگوني گرايشها و تشتت آرا مانع هماهنگي مردم بود؛ به طوري كه در سپاه امام چند گروه ايجاد شده بودند. گروه اول شيعيان بودند كه اخلاص و صميميت خود را نسبت به اهل بيت(ع) ثابت كرده بودند و اگر اين گروه از دسيسههاي ساير كوفيان مصون ميماند براي مقابله با خطرهاي اهل شام كافي بود.
گروه دوم، امويان بودند كه طبق اسناد تاريخي در ايجاد روحيه يأس و تزلزل در سپاه امام حسن(ع) نقشي به سزا داشتند. به جز اينها، گروههاي ديگري مانند خوارج، شكاكان و ... نيز به سبب دشمني با معاويه در سپاه امام حضور داشتند و در ترديد به سر مي بردند، زيرا در نظر آنها شخصيتي مانند امام حسن(ع) به معاويه ترجيح نداشت و تنها به خاطر منافع مادي خود در اين جنگ حضور يافته بود! و بدين ترتيب سپاه امام با اين تركيب متضاد و در عين حال فتنهگريهاي معاويه در چنان وضعيت نامتعادلي فرو رفته بود كه حتي سران و فرماندهان خوشبين را نگران مي كرد.
اما از نظر سياست خارجي هم، جنگ داخلي امام حاصلي جز زيان نداشت؛ زيرا امپراطوري روم شرقي درصدد حمله به كشورهاي اسلامي بود و صفآرايي سپاه امام حسن(ع) و معاويه، راه را براي هجوم روميان هموار ميكرد. لذا امام پيشنهاد صلح معاويه را با شرايطي پذيرفتند و خردمندانه كوشيدند تا از اين وضعيت براي حفظ حق بهره برداري كنند، در واقع امام بدون كمترين تغيير در جهت حركت، سنگر مبارزه را تغيير دادند پس حركت امام برخلاف قواعد عام رهبري نبود؛ زيرا فضاي سياسي دوران معاويه، فضاي صريحي نبود كه يك مصلح بتواند از يك راه مشخص امر را فيصله داده و جامعه با هوشياري راه خويش را پيدا كند، بلكه جوي بود كه هر مصلحي بايد در آن فضا مراقب عمل رهبران فساد باشد و در هر فرصت واكنش مناسب نشان دهد تا حقيقت مغلوب را بر دشمن غالب پيروز گرداند. در روزگار امام حسن(ع) آنچه به نام شهادت شناخته شده بود، تأثيري را كه بايد، نداشت، در واقع شهادت نيز مانند بسياري از پديدهها، زمينه مساعدي ميخواهد تا بتواند به صورت يك شهادت و اخلاص فردي درآيد و شكل يك پديده اجتماعي مؤثر را به خود بگيرد.
در چنین شرایطی، امضای این صلحنامه چه فواید و برکاتی برای جامعه اسلامی داشت؟
صلح امام(ع) با معاويه به جز حفظ نيروها، جلوگيري از فتنه داخلي و جلوگيري از هجوم دشمن خارجي (روم) شرقي، تأثير بسيار مهم ديگري نيز داشت و آن افشاي چهره حقیقی معاويه برای مردم بود. امام حسن(ع) با آنكه مي دانست معاويه به شرايط صلح پايبند نميماند اين قرارداد را به دقت تنظيم نمود تا فرزند ابوسفيان با زير پا نهادن آن در قلمرو وجدان تاريخي مسلمانان كوهي از ننگ و بدنامي را به دوش كشد و دشمني او با حضرت علی (ع) و پيامبر(ص) را ثابت کند، تا چهره واقعي معاویه را به مردم نشان دهد.
با دقت و تأمل در صلح امام و شرايط آن روزگار به اين نتيجه ميرسيم كه گاهي صلح برابر پيروزي است و هر مسلمان پس از وثوق و اعتماد و ايمان به حقانيت رهبر شرعي خود موظف است كه چه در قيام و چه در قعود از او پيروي كند.
گفت و گو: زهرا دلپذیر
تولیت آستان قدس رضوی
