شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان، حریم امن ولایت هشتم، میزبان هزاران زائر و مجاوری شده که حتی با هشدار بارشهای بهاری پا پس نکشیدند و از هر جای ایران خود را به این نقطه از بهشت رساندند.
استغاثه هزاران زائر در شبی بارانی که برتر از هزار شب است
به گزارش آستان نیوز، آخرین شب از لیالی قدر و سرنوشت سازی است که در رمضان المبارک 1446 از سر میگذرانیم. دلهای عاشق و شیفته امیرالمومنین(ع) نه برای اینکه بخواهند سهم خود را از این شب طلب کنند، بلکه برای اینکه نامشان در زمره دوستداران اهل بیت(ع) ثبت شود از جای جای ایران و خارج از کشور خود را به حریم امام مهربانیها رساندهاند.
هرچند کدام بنده و محبّ این خاندان کرم و مهر است که نداند برای نوشتن سرنوشت یک سالهاش، اگر از آل الله نخواهد از که بخواهد که بهترینها را بتواند برایش رقم بزند.
عدهای که توفیق یارشان بود خود را به حریم امن ولایت و بارگاه ملکوتی علی بن موسی الرضا(ع) رساندهاند تا این شب گرانقدر و مهم عمرشان را در جوار امام مهربانیها سپری کنند و سرنوشتی بهشتی برای خود رقم بزنند.
زمان کمی از موعد افطار و اذان مغرب و عشا گذشته است. با وجود آنکه شروع مراسم شب بیست و سوم قدر را ساعت 19 اعلام کردند و دعای جوشن کبیر قرار بود ساعت 20:40 توسط مداح اهل بیت مهدی سروری خوانده شود اما صحنهای حریم رضوی مملو از زائر شده تا از همان ابتدای مراسم، شنونده قرائت سورههای «روم، دخان و عنکبوت» توسط محمدجواد پناهی، جواد سلیمانی و سیدحامد حسینی که سورههای توصیه شده در این شب است، باشند.
گریههای کودکانه دختری برای پدرش
ساعت به 21 که نزدیک میشود، مداح، گوشها را منور به اسماء الهی در دعای جوشن کبیر میکند دیگر جا برای نشستن به سختی یافت میشود. همه آمدهاند تا از این انوار نورانی بهره ببرند. اگرچه تحمل این شرایط برای کودکان سختتر است اما این مسئله با صبوری و محبت والدینشان حل میشود و با کمی خوراکی و تنقلاتی که با خودشان به همراه آوردهاند زمان را بهتر سپری میکنند تا هم از مناجات نمانند و هم فرزندانشان خسته و نالان نشوند.
پدری، دخترش را روی پایش نشانده و به سوالهای وقت و بی وقتش پاسخ میدهد. پدر نیز با صبوری و آگاهی جوابی در خور به دخترکش می دهد تا او هم در فهم دین و مصیبتی که بر امام اولش رفته سهیم باشد.
ساعتی از قرائت دعای جوشن کبیر گذشته است و مداح به آیات پایانی رسیده است. نمیتوان از همچون شبی راحت گذشت. مداح هم دلش نمیآید به راحتی هزار اسم اعظم خداوند را تمام کند و گاهی گریزی میزند و با هر نوای «الغوث الغوث»، درماندگی و سختیهای زندگی دنیا و آخرت را مرور میکند و از خدا میخواهد تا صبوری را بدرقه این شبها و سرنوشت زائران و مجاوران و ملتمسان دعا کند. بیش از همه برای پیروزی جبهه اسلام و فرج آنکه فرج ما در ظهور اوست دعا میکند. انگار همه دنیا این را فهمیدهاند و با تمام وجودشان فرج را در این شب عزیز از خدا میخواهند تا همچنان که باران رحمتش را بر سرشان فرود آورده و دعایشان را اجابت کرده، ظهور منجی بشریت نیز اجابت ویژه در این شب عزیز و عظیم باشد.
آخرین فرصت
زمان دارد به پایان میرسد. انگار همه فهمیدهاند چه خبر است. هرچه این شب پیشتر میرود صدای نالهها و شیونها بیشتر و بلندتر میشود. گویی آخرین فرصت در تمام عمر آدمی است که خدا به او داده است. دلت میخواهد زمان کش بیاید و تمام نشود تا زمانی که خیالت راحت شود از خودت، زندگیات، عاقبتت و چه دعایی بهتر از عاقبت نیک و رضایت به این عاقبت که حجت الاسلام عالی در مناجاتهایش تکرار میکند و با چنان سوز و گدازی اهل بیت(ع) را در مراسم قرآن سرگرفتن قسم میدهد که گویی کار بیخ پیدا کرده و فرصت اندک است و کار تمام شده و این شب، همان آخرین فرصتی است که خداوند به بندههایش داده است.
کسی چه می داند. شاید این شب، حقیقتا آخرین فرصت بندگی و توبه و بخشش باشد و سال و ماه بعد، نفسی، فرصت بالاآمدن نداشته باشد.
تولیت آستان قدس رضوی
