در گوشهای از شبستان، محمدرضا، دانشجوی ۲۲ساله، با تکیه به ستون قدیمی مسجد نشسته و قرآن کوچکش را ورق میزند. آرام به من میگوید: «اینجا آدم مجبور میشود صادق باشد؛ نه با دیگران که با خودش».
چند قدم آنطرفتر، حاج علی، بازاری قدیمی مشهد، برای چندمین بار، معتکف شده است. میگوید: «کاسب که باشی، دلت همیشه درگیر حسابوکتاب است. اعتکاف تنها جایی است که میشود سه روز، هیچ معاملهای جز باخدا نداشت».
در میان جمع، چهرههای جوان و میانسال در کنار هم دیده میشوند؛ حسین، کارگر ساختمانی، مهدی، کارمند ساده و سید مصطفی، طلبهای که میگوید: «اعتکاف برای من نه درس است، نه منبر؛ فقط تمرین سکوت و خلوت محض و مخلصانه با خداست».
حلقههای معرفتی بدون تشریفات برگزار میشود
روحانی مسجد، حجتالاسلام رضایی، روی زمین مینشیند، همسطح معتکفان و میگوید: «اینجا کسی برای دیدهشدن نیامده؛ اگر آمده، اعتکاف جوابش نمیدهد ...».
در ساعات شب، صدای تلاوت قرآن توسط حسین آقا، قاری خوشصدای مسجد، در فضای شبستان میپیچد و ادامه برنامههای معنوی در طول شبانهروز.
کنارش رضا، رانندهتاکسی، چشمهایش را بسته و فقط گوش میدهد.
میگوید «سالهاست صدای هیاهو و بوق میشنوم؛ این سه روز، فقط صدای قرآن».
سحرگاه، خدام مسجد بیصدا در رفتوآمدند
عمو اسماعیل، حاج رضا و حسین آقا، مردانی که نامشان جایی نوشته نمیشود؛ اما نظم و آرامش مسجد در وقت سحر، به حضور آنهاست. یکی چای میریزد، دیگری مهرها را مرتب میکند و سومی امور را نظم میدهد.
در روز پایانی، هنگام اعمالامداوود، فضای مسجد رنگ دیگری میگیرد، دستهایی که بالا رفته، صداهایی که میشکند.
علیاکبر، مرد ۵۸ساله، آرام میگوید: «آدم اینجا یادش میآید چقدر حرفهای نزدهای باخدا دارد».
اعتکاف در مسجد گوهرشاد، برای این مردان، یک آیین تشریفاتی نیست؛ یک توقف آگاهانه است در میانه زندگی پرسرعت.
در این سه روز دنیای آدمها حذف نمیشود، بلکه روزگار در جای درستش قرار میگیرد. وقتی معتکفان از مسجد بیرون میآیند، نه مدعیاند، نه متحولِ نمایشی؛ فقط مردانیاند که حال و احول دلشان باخدا، مرتبتر شده است.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز