کد خبر : ۷۰۳۳۷۵
۱۴:۱۹

۱۴۰۴/۱۰/۱۷

یک فنجان چای، به نیت آفتاب در چهارشنبه‌های امام رضایی

یک فنجان چای، به نیت آفتاب در چهارشنبه‌های امام رضایی
بخار یک استکان چای ساده، وقتی با عشق به امام رئوف (ع) دم بکشد، می‌تواند گرم‌ترین سلام باشد.روایتی از خادمان نونهالی که چهارشنبه‌ها، گوشه‌ای از خیابانشان را به رواقی کوچک، رو به حرم امام مهربانی‌ها، بدل می‌کنند.

به گزارش آستان نیوز، می‌گویند بعضی جاده‌ها را نه با قدم که با دل، باید پیمود.جاده‌ای که هر چهارشنبه از قلب شهری کوچک در اصفهان به گنبد طلای خراسان می‌رسد، از همین جنس است. راهی که مسافرانش، نوجوانانی هستند با دستانی کوچک و آرزو‌هایی بزرگ.این، داستان چهارشنبه‌های امام رضایی، در شهر گز برخوار است؛ حکایت ایستگاه صلواتی ساده‌ای که به همت چند دل‌پاک، به یکی از پرشورترین صحن‌های زیارت از راه دور، تبدیل شده است.

سفره‌ای به وسعت یک دلِ بی‌قرار

تصویر، ساده‌تر از آن است که بتوان تصور کرد و عمیق‌تر از آنکه بتوان وصفش نمود. جلوی در مسجدی ساده، میزی فلزی قرار گرفته که تمام سرمایه‌اش، یک سماور امانتی است که نفسش از عشق به امام رئوف (ع) گرم مانده. روی میز، یک سینی استیل، چند استکان کمرباریک و یک قندان، تمام دارایی این سفره است. اما هویت این مکان مقدس، تصویر مقوایی کوچکی از گنبد و بارگاه امام رضاست که با سادگی تمام به دیوار چسبانده شده و بر تمام این سفره محقر، شکوهی آسمانی بخشیده است.

شکوه اصلی، اما حضور خودِ این خادمان نوجوان است. پسران و دخترانی که با چوب‌پر‌های سبز در دست، انگار لباس رسمی خادمی حرم را به تن کرده‌اند.یکی با وسواس استکان‌ها را چنان برق می‌اندازد که تصویر آسمان در آن پیدا شود و دیگری مسئولیت دارد که قندان، لحظه‌ای خالی نماند. لبخندهایشان واقعی است و نگاهشان، به دوردست‌ها دوخته شده؛ به جایی که می‌دانند صاحب این سفره، از آنجا نگاهشان می‌کند.

هر سلام، یک‌قدم به‌سوی خراسان

اینجا «ایستگاه صلواتی چهارشنبه‌های امام رضایی» است؛ ایده‌ای که نه از یک برنامه بزرگ که از دل‌های پاک خود بچه‌ها جوشیده. آنها پول‌توجیبی‌هایشان را روی‌هم گذاشته‌اند تا بتوانند چای و قند بخرند، اما در عوض، باارزش‌ترین چیز دنیا را به دست می‌آورند: یک «قبول باشه» از ته دل یک رهگذر خسته.آن لحظه است که می‌فهمند عشق امام رضا (ع) حساب و کتابش با پول نیست؛ بادل است.

این چای، فقط یک نوشیدنی گرم نیست؛ عصاره عشق کودکانی است که شاید در ازدحام حرم، دست‌های کوچکشان به پنجره فولاد نرسد، اما دل‌هایشان از همین راه دور، به آن دخیل بسته است. آنها می‌خواهند سهمی در میزبانی از زائران حضرت داشته باشند، حتی اگر آن زائر، همسایه‌ای باشد که خسته از کار روزانه به خانه بازمی‌گردد.اینجا، در گز برخوار، زیارت معنای دیگری یافته است. این نوجوانان به ما می‌آموزند که هرجا دلی برای ضامن آهو (ع) بتپد، همان‌جا گوشه‌ای از صحن و سرای اوست.

هر استکان چایی که به دستی داده می‌شود، سلامی است که روانه مشهد می‌شود و هر لبخند قدردانی، جوابی است که از سوی آقای مهربانی‌ها بر دلشان می‌نشیند. آنها به ما نشان داده‌اند که فاصله حقیقی تا مشهد، نه فرسنگ‌ها راه که تنها به‌اندازه فاصله یک نیت خالص تا لبخندی است که بر لبی می‌نشیند.


گزارش خطا

ارسال نظرات
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها