به گزارش آستاننیوز، چند لحظه قبل از ثبت تصویر، پسرک هنوز در حال راه رفتن است؛ با قدمهایی پرهیجان، شبیه همهی بچههایی که حوصلهی ایستادن ندارند. نگاهش روی پرچم، روی دیوارنگاره و روی نوشتهای میلغزد که شاید نتواند همهی حروفش را بخواند، اما وزنش را حس میکند.
لحظهای که بیاراده میایستی
ایستاده است؛ نه به درخواست کسی، نه با اشارهای از کنار. انگار ناگهان میفهمد اینجا جایی است که باید مکث کند. دستش بالا میآید و درست کنار شقیقهاش متوقف میشود. سلام میدهد؛ نه برای دیده شدن، نه برای عکس. سلامی شبیه احترام، شبیه تواضع، شبیه فهمی که هنوز واژه ندارد.
حالا دیوارنگاره «نصر منالله» درست روبهرویش قرار دارد؛ جملهای که فقط یک وعده نیست و این روزها، بیشتر شبیه یادآوری است. یادآوریِ سرانجام ایستادگی، سرانجام تلاشهای آرام و بیوقفهی انسانهایی که امید را زمین نمیگذارند.
وقتی که نمیدانی، اما دیده میشوی
مردِ ایستاده پشت دوربین، کادر را تنظیم میکند؛ بیآنکه بداند، قیامِ کوتاهِ پسرک، درست در دل آیه مینشیند. تصویر وعده، با قامت کودکی گره میخورد که هنوز معنای کاملش را نمیداند، اما جای خود را درست انتخاب کرده است.
این سلام، بیشتر شبیه پاسخ است؛ پاسخی بیصدا به هیاهویی که مدام تلاش میکند تصویرها را عوض کند و معناها را جابهجا نشان دهد. پاسخی آرام، اما محکم؛ بینیاز از توضیح.
پسرک شاید نمیداند چرا ایستاده و چرا سلام داده است؛ اما انگار چیزی در فطرتش، او را در این لحظه و به این شکل هدایت میکند. تصویر ثبت میشود و چند ثانیه بعد، پسربچه دوباره میدود و به بازیهای کودکانهاش در صحن پیامبر اعظم (ص) ادامه میدهد، سلام و قیام او اما، برای همیشه در حافظهی حرم امام رضا (ع) میماند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز