نوای «اللهم رب شهر رمضان» از بلندگوهای گلدستهها پخش میشود و نسیم خنکی که از میان حوضهای فیروزهای صحن میگذرد، عطر روزه و انتظار را در فضا میپراکند. صدای تسبیح و دعا در هم میپیچد و دلها به میهمانی خدا دعوت میشوند. اذان که گفته میشود، لبها به ذکر خدا باز میشود و دلها آرام میگیرند.
بعد از نماز مغرب و عشا، سفرههای افطاری ساده، اما دلنشین در گوشه و کنار صحنها پهن میشود؛ سفرههایی که در چند سال گذشته، زبانزد هر زائر و مجاوری شدهاند. نان و پنیر و سبزی، خرما و حلیم، چای خوشعطر و لبخندهایی که میان خادمان و زائران رد و بدل میشود، ترکیب سادهای است، اما رنگ آسمان دارد.
در یکی از صحنها، فریده و مادرش از فریدونکنار آمدهاند؛ مادر با لبخندی آرام میگوید:
همین چند قلم ساده، به قدری دلنشین و خوشطعم است که طعمش فراموش نمیشود. مگر میشود سر سفرهای که امام رضا (ع) دعوتمان کرده، نشست و لذت نبرد؟
سفرههایی که نه تنها جسم، بلکه روح را سیر میکنند، نشانهای از کرامت رضویاند که سالهاست زائران و مجاوران را گرد هم میآورند تا معنای واقعی مهماننوازی را لمس کنند.
امشب، اما فقط آغاز این ضیافت آسمانی است؛ ماهی که قرار است صحنهای رضوی هر شب شاهد ربّناهای عاشقانه و سفرههای سادهای باشد که عطر مهربانی امام مهربانیها را در دلهای روزهداران ماندگار میکند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز