این برنامه باهدف معرفی پویش ضامن آهو، برای حمایت از مادران زندانی جرایم مالی غیرعمد و بازتاب زندگی واقعی کودکان و خانوادههایشان طراحی شده است و هر شب ساعت۱۹:۴۵، روی آنتن شبکه نسیم میرود.
به گزارش آستان نیوز، «صحن آزادی» تلفیقی از گزارش میدانی، روایت انسانی و گفتوگو با زائران و مخاطبان است تا تماشاگران این برنامه را قدری با دنیای پشت میلههای مادران و دردِ ناآشنای کودکان و خانوادههایشان آشنا کند.
ما ۳ اسفند ۱۴۰۴، در این برنامه با روایت مادری ۳۸ساله از کرمان همراه شدیم؛ زنی که با همسرش دامداری راهانداخته تا روزیِ حلال راهی خانهشان شود و حالا به دلیل چکهایی که دخلوخرج زندگی، کفاف پاسشدنشان را نداده است، پشت میلههاست. مرد تلاش میکند؛ اما دستش به جایی نمیرسد و دو فرزندشان، مدتهاست که مادر را تنها از پشت میلهها میبینند.
وقتی نامهای را که مادر خطاب به امام رضا (ع) نوشته، از زبان مجری خوانده میشود، فضای صحن و استودیو عطر مناجات میگیرد، عطر توسل:
«اینجا هر ثانیهاش سخت است. دلم نهفقط برای بغلکردن بچههایم که برای ایستادن در حرم آقا و نگاهکردن به گنبدت تنگ شده است. یا امام رضا، من از دار دنیا فقط تو را دارم و روی کمک تو حساب باز کردهام.»
چند ثانیه بعد، تلویزیون داخل زندان و اتاق ملاقات را نشان میدهد. زنی در اتاق زندان نماز میخواند، شبها خواب فرزندش را میبیند و با ترس از خواب میپرد. صدای کودک از آنسوی راهروی زندان میآید، مادر به سمتش میرود، او را در آغوش میگیرد و چند لحظه بعد زنی را میبینیم که با صورتی خیسِ اشک، چیزی نامرئی را آغوش گرفته است.
مادری دیگر، در اتاق زندان و کنار تختها، کودک خردسالش را روی پاهایش خوابانده و آرام تکان میدهد. بوی مادرانگی و بوی زندگی در اتاقهای سرد زندان میپیچد و بیننده را متأثر میکند.
دوباره تصویر، برمیگردد به استودیو صحن آزادی، به فضایی پر از نور و روشنایی.
مجری از امامی میگوید که مُحبینش را از همهٔ بندها آزاد میکند، یکی را از بند فکر و خیال، یکی را از بندهای روحی و یکی را از بندهای مالی! مجری برنامه خاطرنشان میکند آن کسی که این مادران را در بند کرده، حتماً خوش در بندِ گرفتاری مالی بوده! اما اشارهاش دل مخاطب را به درد میآورد؛ یادآوری اینکه با هر مادری که به زندان میرود، قبل او فرزندی در بند میشود، خانوادهای زندانی میشود و زندگی اش از نفس میایستد، دل مخاطب را به درد میآورد.
بخشِ «از بند تا لبخند» با مصاحبه با زائران حرم ادامه پیدا میکند. آنها از دوری از مادر یا فرزندشان میگویند و حسشان را با تصور چند ماه جدایی بیان میکنند. بسیاری بغض میکنند و سختی آن دوری و دلتنگی را غیرقابلتوصیف میدانند. وقتی از آنها پرسیده میشود که از نظر شما حالِ مادران زندانی چگونه است؟ همه میگویند: «حتی تصورش هم سخت است...»
سپس مجری خاطرهای انسانی از روزهای اول مدرسه و جدایی کوتاه مادران از کودکان را بیان میکند تا همدلی مخاطب با کودکانی که هر روز این جدایی را تجربه میکنند، شکل بگیرد.
مگر میشود کسی طعم انتظار را، طعم دورشدن از پناه امن خانواده را حتی یکبار هم نچشیده باشد؟
برنامه به لحظات پایانیاش نزدیک میشود؛ مجری بار دیگر از پویش «ضامن آهو» میگوید، از همتی جمعی برای رهایی زندگیهای در بند، از ضمانت امام رضا (ع) برای همه دستهای یاریدهنده، از بوی آزادی تا پیش از میلاد امام حسن (ع). بعد راهی پیش پای مردم میگذارد؛ راهی ساده و در دسترس. میگوید هرکس میتواند با ارسال عدد ۸ به ۳۰۰۰۸ یا شمارهگیری #۸* سهمی در این آزادی داشته باشد؛ سهمی در باز شدن قفل یک در، در آغوش کشیدن دوباره یک مادر و کوتاهتر شدن انتظار یک کودک.
کار سختی نیست؛ گاهی یکهمت کوچک، اما جَمعی، میتواند تنها فاصله میانبند و رهایی باشد.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز