کد خبر : ۷۰۵۰۲۵
۱۸:۱۶

۱۴۰۴/۱۲/۰۸
روایتی از هشتمین روز ماه مبارک رمضان در مدرسه دو درب حرم مطهر رضوی

دست اندرکاران عرصه تعلیم و تربیت میهمان ضیافت رضوی

دست اندرکاران عرصه تعلیم و تربیت میهمان ضیافت رضوی
مدرسه دو درب این روز‌ها حال و هوای دیگری دارد. دیوار‌های آجری‌اش که سال‌ها شاهد رفت‌وآمد زائران بوده، حالا میزبان چهره‌هایی است که هر یک سال‌ها در کلاس‌های درس، آینده این سرزمین را رقم زده‌اند. هشتمین روز ماه مبارک رمضان، حوالی ساعت ۱۵:۳۰، خانم‌معلم‌ها و آقا‌معلم‌ها یکی‌یکی وارد حیاط مدرسه دو در می‌شوند، با همان شوقی که همیشه در چشمان دانش‌آموزانشان دیده‌اند، اما این‌بار در نگاه خودشان موج می‌زند.

فضا از پیش مهیا شده است. فرش‌های منظم پهن شده، جایگاه سخنرانی در مقابل ایوان آجری برپا و نور ملایمی که از لابه‌لای طاق‌ها می‌تابد، حال‌وهوایی آمیخته به سکون و معنویت ایجاد کرده است. حوض آبیِ وسط حیاط با ماهی‌های قرمزی که آرام در آب می‌چرخند، درست در میانه جمع قرار دارد. صدای خوش‌وبش‌ها در فضا می‌پیچد. برخی پس از ماه‌ها و شاید سال‌ها یکدیگر را یافته‌اند. من هم میان صفوف می‌نشینم و ناخواسته شنونده احوال‌پرسی‌هایی می‌شوم که بوی کلاس درس و زنگ تفریح می‌دهد.

مدرسه‌ای که تربیت نفس می‌کشد

مدرسه دو درب در این عصر ماه رمضان، فضایی است که نفس می‌کشد. آجرهای گرم‌رنگ، کاشی‌کاری‌های ظریف، ایوان‌های بلند و پرچم سه‌رنگی که در پس‌زمینه جای گرفته، همه در کنار هم تصویری صمیمی ساخته‌اند. جمعیت، منظم و آرام نشسته‌اند. برخی دست‌ها روی زانو، برخی در هم گره خورده و برخی مشغول یادداشت‌برداری‌اند. چهره‌ها ترکیبی از تجربه و جوانی است. از معلمانی با موهای سپید تا مربیان تازه‌نفس.

اینجا دغدغه‌ها به زبان می‌آیند

زمان سخنرانی‌ها فرا می‌رسد. سکوتی آرام بر جمع حاکم می‌شود و نگاه‌ها به جایگاه دوخته می‌شود. سخنرانان یکی‌یکی پشت تریبون می‌ایستند و از تجربه سال‌ها تعلیم و تربیت می‌گویند. از نسل امروز، از ضرورت شناخت زمانه، از فاصله میان آموزش و تربیت. در کنارم بانویی میانسال نشسته است. چین‌های روی پیشانی‌اش، روایتگر سال‌ها ایستادن پای تخته و نوشتن با گچ است. هر از گاهی با تکان دادن سر یا زمزمه کوتاهی، برخی جملات را تأیید می‌کند. انگار سخنران دارد بخشی از دل‌نگرانی‌های او را بازگو می‌کند. آن‌گاه که یکی از سخنرانان از «لزوم پیوند قلبی نوجوانان با هویت معنوی» می‌گوید و تأکید می‌کند که «دانستن به‌تنهایی کافی نیست و باید دل‌ها را درگیر کرد»، او آهسته زیر لب می‌گوید: «دقیقاً همین است…». وقتی سخن از «شناخت نسل جدید و فاصله عاطفی میان مربی و دانش‌آموز» به میان می‌آید، چشمانش پررنگ‌تر به جایگاه دوخته می‌شود، انگار جمله‌ای را در ذهنش مرور می‌کند که سال‌هاست با آن زندگی کرده است.

از شوق دعوت تا دغدغه شناخت نسل جدید

پس از پایان سخنرانی‌ها، رو به بانوی کنار دستم می‌کنم. خودش را «خانم پورمحمد»، مربی تربیتی پایه اول و دوم دبستان امام رضا(ع) واحد ۵ معرفی می‌کند.

با لبخندی که هنوز از شور جلسه گرم است، می‌گوید: ما شنیده بودیم بنیاد فرهنگی رضوی قرار است افطاری و دورهمی برایمان برگزار کند، اما نمی‌دانستم در حرم مطهر است. وقتی کارت دعوت را به من دادند، از صمیم قلب خوشحال شدم. با خودم گفتم این دیگر چه نعمتی است، هم دورهمی همکاران، هم حرم و هم عطر رمضان…

از حس‌وحالش در روز دیدار می‌پرسم. بی‌درنگ پاسخ می‌دهد: از شب قبل به خانواده می‌گفتم قرار است با حاج‌آقا دیدار داشته باشیم. با همه شلوغی‌های امروز، خودم را به موقع رساندم و تمام طول این دورهمی شور و اشتیاق داشتم، واقعاً حس خوبی بود. امروز همکاران محترم را دیدم، کنار هم نشستن‌مان خیلی دلگرم‌کننده بود.

می‌پرسم اگر شما هم جزو سخنرانان بودید، به چه نکته‌ای اشاره می‌کردید؟ کمی مکث می‌کند و بعد با لحنی جدی‌تر می‌گوید: من بیشتر روی شناخت مخاطب تأکید می‌کردم. اینکه ما به‌عنوان مربی، اول باید نسل جدید را بشناسیم تا بتوانیم با او ارتباط بگیریم. اگر شکاف بین دانش‌آموز و مربی کم نشود، هرچقدر هم برنامه داشته باشیم، نتیجه کامل نمی‌گیریم. ادامه می‌دهد: باید خودمان را با مفاهیم نسل جدید آشنا کنیم؛ با زبانشان، دغدغه‌هایشان، حتی دنیای مجازی‌شان. اگر ما تغییر نکنیم، نمی‌توانیم دانش‌آموز نسل جدید را تربیت کنیم.در نگاهش، هم امید هست و هم مسئولیت. امید به اثرگذاری و مسئولیتی که سال‌هاست بر دوش دارد.

از صف سخن تا صف نماز

به نماز که نزدیک می‌شویم، حال‌وهوای مجلس به سمت لحظات پایانی می‌رود. تولیت معزز آستان قدس رضوی، جملاتش را به پایان می‌رساند و جمع، آرام برای اقامه نماز جماعت آماده می‌شود و صف‌ها منظم شکل می‌گیرد. نماز جماعت به امامت تولیت معزز اقامه می‌شود و سکوتی عمیق حیاط را دربرمی‌گیرد. زمزمه «آمین»ها و نوای واحد ذکر، فضایی می‌سازد که انگار تمام دغدغه‌های گفته‌شده در سخنرانی‌ها، حالا در قالب دعا به آسمان سپرده می‌شود.پس از نماز، جمعیت به‌آرامی از جا برمی خیزد. گفت‌وگوها دوباره جان می‌گیرد؛ اما این‌بار رنگی از آرامش بیشتر دارد. قرار است همگی راهی مهمانسرا شوند تا شیرینی این روز، با متنعم‌شدن از سفره امام مهربانی‌ها کامل شود. معلمان، همان‌هایی که هر روز برای ساختن آینده تلاش می‌کنند، این‌بار خودشان مهمان‌اند، مهمان مجلسی که در آن از تربیت گفتند، دغدغه‌ها را شنیدند و در پایان، زیر سقف حیاطی قدیمی، شانه‌به‌شانه ایستادند.

هشتم رمضان در مدرسه دو درب، خاطره‌ای شد از پیوند تجربه و معنویت، از گفت‌وگو و دعا و از امید به اینکه تربیت، همچنان مهم‌ترین سرمایه این سرزمین باقی بماند.

گزارش _ الهه ضمیری



گزارش خطا

ارسال نظرات
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها