به گزارش آستاننیوز، شبانگاه ۲۹ اسفند ۱۴۰۴، تقارنی بینظیر میان دو عید در آسمانها رقم خورد؛ عیدی که در سیاهی عزا و طنین آهنگهای جنگ، اما با دلهایی که برای فردایی بهتر میتپیدند، روایتی از نوید پیروزی نهایی حق در دل میلیونها ایرانی، جلوهگر شد.
امشب، تاریخ در حرم مطهر رضوی، نه با جوهر که با اشک و دعا به ثبت رسید.جمعهای که دو عید بزرگ فطر و نوروز، یکدیگر را درآغوش گرفتند.
ساعت ۱۸:۱۶ دقیقه، سال ۱۴۰۵ پا به عرصه وجود گذاشت؛ سالی که درمه آلودترین شبهای تاریخ معاصر ایران، تحویل شد.
گنبد آهنین ایران
حرم مطهر رضوی، در این شب ویژه بیش از هر زمان دیگری به معنای واقعی، پناهگاه مومنان و ارادتمندان به اهل بیت(ع)بود.
میلیونیها نفر از سراسر ایران، از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، با چشمانی گریان اما مصمم،به صاحب این گنبد طلایی پناه آورده بودند. گنبدامامی که در میان تمام تهدیدهای سال ۱۴۰۴، امنترین پناهگاه برای دلهای داغدار بود. حرم همچنان در سیاه پوشی عزا و داغدار رهبر شهید، آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای، رهبر شهید انقلاب بود.
پیش از اذان؛ اشکهای انتظار
چند دقیقه پیش از اذان مغرب، حرم در سکوتی عمیق فرو رفته بود. صدای تپش قلبها از صدای نفسها بلندتر بود.
مادری در گوشهای، دخترش را در آغوش گرفته بود و میگفت: «امسال، سال اولی بود که دختر قشنگم روزه گرفت...او ثواب روزه هایش را رو به روح شهیدان، هدیه داده است.
مردم به تماشای گنبد طلا نشسته بودند، گویی میخواستند آخرین نگاه را از سال ۱۴۰۴ ثبت کنند.
پیرمردی با چشمانی نمناک گفت: «پنجاه سال است اینجا آمدهام. ولی امسال... امسال دلهایمان سنگینتر است. اما هنوز امید زنده است.»
تیک و تاک ساعت بزرگ حرم، دلها را به لرزه در میآورد و لحظه به لحظه ثانیهها به «نقطه سر خط» نزدیکتر میشدند.
اذان مغرب که طنینانداز شد، گویی از خوابی سنگین بیدار شدیم. پدربزرگی با صدایی لرزان گفت: امسال با تمام سختیهایش، توانستم تمام روزههایم را بگیرم، انشاالله ثوابش را هم به شهیدان رمضان هدیه می کنم، خدایا از من قبول کن...
دعای تحویل؛ بازگشت به یادِ پدر
با پایان اذان و خواندن نماز مغرب، همه به سوی گنبد حرم امام رضا(ع) قیام کردند.
میان نماز مغرب و عشا بود و هنوز ذکر و تسبیح هایم تمام نشده بود .
ناگهان، صدای «یا مقلب القلوب و الابصار...» از بلندگوها پخش شد؛ «یا مدبر الیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال»
صدایی که یادآور نجوای مهربان رهبر شهید انقلاب بود. سالها، این دعا را او با صدای گرم و پدرانهاش بر زبان میآورد و تمام ملت دست به دعا میگشودند. امروز، میلیونها نفر، با اشکهایی که روی گونههایشان جاری بود، این دعا را با یاد ایشان زمزمه کردند.
هر گریه یک دعا
تصویر آن لحظه، فراتر از کلمات بود. جوانی از تهران، برای قبولی در کنکور دعا میکرد. مادرای از شیراز، برای سلامتی فرزندش، گریه میکرد. پدری از خوزستان، که برای پایان جنگ، دستانش را رو به آسمان بلند کرده بود؛ هر اشک، دعایی بود. هر نگاه، آرزویی.
سفرههای آخرین افطار
پس از دعای تحویل سال، سفرههای کوچکی در گوشه و کنار حرم پهن شد. مردم، در کنار یکدیگر، آخرین روزه ماه رمضان را افطار کردند. بوی برنج، نان، سبزی، خرما و چای با عطر بهاری صحنها آمیخته شده بود. پچپچهای بچهها از پیام نوروزی رهبر جدید و گفت و گوهای جوانان برای حدس شعار سال، فضای حرم را گرم کرده بود.
یک کودک هفت ساله با چشمانی کنجکاو پرسید: بابا، پیام امسال رهبر چیست؟ پدر لبخندی زد و گفت: سوال خوبی پرسیدی... ولی ما باید منتظر بشویم. امسال سال خیلی مهمی است.
جوانی که هنوز رخت عزا بر تن دارد به دوستش گفت: حدس میزنم شعار امسال دربارهی اقتصاد باشد. چون سالهاست که مردم فشار اقتصادی را تجربه میکنند. دیگری هم میگفت: نه، فکر کنم امنیت و وحدت باشد. امسال سال اتحاد ملی است.
پیام نوروزی؛ فریاد اقتصاد در سایه امنیت
و در نهایت، لحظهای که همه منتظرش بودند، رسید. پیام نوروزی آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، رهبر سوم انقلاب، از بلندگوها در سراسر حرم پخش شد. و شعار سال ۱۴۰۵ اعلام شد:
«اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی»
این شعار، فریادی بود از دل ملتی که در جنگ، با تکیه بر همبستگی،به آبادانی امید بسته است. مردم با هیجان، این شعار را تکرار می کردند، گویی فریادی از امید، به آیندهای روشنتر بود.
نخستین سلام به امام رضا(ع)
در آغازین لحظات سال ۱۴۰۵، اولین صلوات خاصه امام رضا(ع) نیز توسط جمعیت و بلندگوهای حرم مطهر قرائت شد. صدای «اللّهُمَّ صَلِّ عَلَیٰ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا...» که از هزاران گلو به آسمان رفت، پایان یک سال سخت و آغازی برای ساختن آیندهای استوار بود.
زنی با چادر مشکی، با صدایی بلند گفت: پدرم، آیتالله خامنهای، ما را در سال جدید تنها نگذاشت او در کنار ماست. او حتی در شهادت، به ما وعده پیروزی داد.
و مردم، با همآوایی، این صلوات را ادامه دادند و به ولی نعمت خود، سلام کردند.
امشب، در حرم رضوی، ایران نه تنها عید را جشن گرفت، بلکه وعدهای داد برای آیندهای روشنتر. عیدی که در دلِ تاریکترین شبها، ستارهای را برای راهنمایی ساخت. گویی تمام اشکهای ۱۴۰۴، در این لحظه، به بذر امیدی برای ۱۴۰۵ بدل شد.
و این بود روایتی از شبی که امید، در گنبد طلا، از خاکستر سوختن، پرواز کرد.
- به یاد شهدایهای ماندگار ۱۴۰۴، عیدتان مبارک...
امیر علی مقدم
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز