مردانی که بوی نمک و دود و زخم در جانشان مانده بود؛ اما در نگاهشان چیزی بود میانِ دلتنگی و صلابت؛ انگار هر کدامشان بخشی از ناوشکن دنا را با خود آورده بودند، تکهای از آن فولاد، از آن روزهای مأموریت و از آن شبِ تلخ که سرنوشت، مسیرشان را از همرزمانشان جدا کرد.
هیچکدامشان نمیدانستند که در تمام آن روزهای تلخ بازگشت، قدمبهقدم به زیارت میرسند؛ زائرانی خاموش که هنوز باورشان نمیشد سرنوشت، آنها را، به این صحن، رسانده است.
حالا بازماندگان آمده بودند تا سلامی بدهند به امام مهربانیها بهجای ۱۰۴ شهیدی که نامشان همانند دنا، جاویدان و ماندگار شد.
دریادلان بازمانده دنا وقتی وارد صحن شدند، آرامش حرم مثل نسیمی که روی آب میوزد، روی شانههایشان نشست. هیچکس چیزی نمیگفت؛ انگار دریا به زیارت آمده باشد.
اینجا، زیر آسمان خراسان، بازماندگان دنا نهفقط برای خود که برای ۱۰۴ شهید مظلومشان آمدند؛ برای کسانی که روزی در امواج ایستادند و امروز نامشان در دل صحن طلا، جاری است.
به میانه این جمع باصلابت میروم و با تنی چند از این دریادلان همراه میشوم این گزارش روایت همان دلهاست؛ دلهایی که هنوز دریا را رها نکردهاند.
علیرضا محمدی، یکی از دریادلان نیروی دریایی ارتش، هنگام یادکردن از دنا، با لحنی آمیخته به غرور و دلتنگی میگوید: واقعیت این است که ناوشکن دنا یک ناو تاریخساز برای کشور بود؛ نهفقط برای ایران، بلکه در عرصه دریا و دریانوردی جهان. این ناو ویژگیهایی داشت که آن را از بسیاری نمونههای مشابه متمایز میکرد؛ از ساخت کامل ایرانی گرفته تا ملوانان و فرماندهانی که همه از دل همین سرزمین بودند.
او ادامه داد: دنا اولین ناوی بود که باتکیهبر توان ایرانی، دور دنیا را دور زد؛ ناوی جوان با ملوانانی جوان، اما با ارادهای بزرگ و غروری بیبدیل. باوجود عمر کم، در رزمایش صلح و دوستی شرکت کرد و بااقتدار پرچم جمهوری اسلامی ایران را در آبهای بینالمللی به اهتزاز درآورد.
محمدی افزود: این ناو و ملوانانش در غربت و با افتخار به شهادت رسیدند؛ شهادتی که نام دنا را به نگینی درخشان در تاریخ دریانوردی ایران و حتی جهان تبدیل میکند. امروز بازماندگانی که به حرم مطهر رضوی مشرف شدهاند، یادگاران دنا هستند؛ همرزمان شهیدانی که نامشان دریاها را معنا میبخشد.
ابوذر زارع،یکی از دریادلان ارتش نیز با غمی سنگین اما آرام از آخرین مأموریت دلاوران دنا چنین میگوید: ناوشکن دنا برای مأموریت مرکب میلان ۲۰۲۶ اعزام شده بود. پس از شرکت در این مأموریت، در مسیر بازگشت بودیم تا به ناو سرفرماندهی ملحق شویم. پس از الحاق، در راه بازگشت خبرهای سنگینی همچون شهادت رهبر انقلاب اسلامی و تجاوز دشمن به خاک میهن دریافت کردیم؛ خبرهایی که نشان میداد شرایط کشور تغییر کرده و ما باید در آمادگی کامل باشیم. در همین مسیر بود که درگیری رخ داد.
او ادامه میدهد: در آن لحظات، هم شهدا و هم بازماندگان هرچه در توان داشتند گذاشتند. سرانجام با فداکاری و ایستادگی یگان، این درگیری پایان یافت؛ اما بهای آن سنگین بود… شهادت ۱۰۴ تن از همرزمان رشید، دلاور و میهندوست ما.
زارع با صدایی آرامتر میگوید: ما نایبالزیاره همه شهدا هستیم و شرمنده خانوادههای آنانیم که از این مسیر جا ماندیم؛ این کمسعادتی ما بود. همه آن شهدا مظلوم بودند، همه رشید، همه وطندوست… همه آنان برای اعتلای نام کشور و اجرای مأموریتشان جان دادند. هر ۱۰۴ نفر برای ما عزیزند، اما شهید قهرمان «مسعود ظریف»، یکی از این شهداست که اهل مشهد بود، من از این شهید به نمایندگی از همه شهدای مظلوم دنا نام میبرم.
سید محمد موسوی، یکی از دریادلان ارتش نیز از ثانیههای تلخ ناو دنا میگوید: از میان ۱۰۴ شهید ناو دنا، تعداد ۸۴ پیکر به کشور بازگشت و متأسفانه ۲۰ پیکر همچنان جاویدالاثر هستند. حالا امروز، ما شاهد حضور ۳۲ تن از بازماندگان ناوشکن دنا در حرم مطهر رضوی هستیم؛ عزیزانی که با تلاشهای دیپلماتیک به میهن بازگشتند و حضورشان در این فضای نورانی، برای ما مایه شکرگزاری است.
او سپس به افتخارات دنا در عمر 4 سالهاش که سرشار از رکورد و غرور بود اشاره کرده و میگوید: ناوگروه ۸۶ ما در سال ۱۴۰۱ با عنوان کد ۳۶۰، یک افتخار تاریخی آفرید و دور کره زمین را بهطور کامل طی کرد. دنا به همراه ناوبندر مکران، طی ۲۳۲ روز دریانوردی مداوم، کاری کرد که در تاریخ نیروی دریایی بینظیر بود. آمریکای جنایتکار با این حمله ناجوانمردانه، قصد نابودی نماد اقتدار کشورمان را داشت؛ نمادی که در سالهای اخیر افتخار ات
بزرگی برای ایران رقم زده بود و حالا بازماندگان امروز حامل روایت همان مسیر سخت و پرافتخارند.
باقری، یکی از اعضای ناوگروه دنا، از شب حادثه با حالتی که هنوز سنگینی آن لحظهها در صدایش احساس میشود، چنین روایت میکند: آن شب، حوالی ساعت سه نیمهشب ناو دنا در مسیر بازگشت، هدف حمله قرار گرفت. نخستین اژدر اصابت کرد و نیروها با آرامش همیشگی به نقاط مختلف رفتند؛ اما دشمن از محل تجمع آنان مطلع شد و اژدر دوم را دقیقاً به همان سمت شلیک کرد؛ لحظهای که به شهادت جمعی از عزیزترین همرزمان ما انجامید.
باقری با صدایی آرامتر و پر از دلتنگی میگوید: در میان ما افرادی بودند کمسن، جوان، تازهداماد؛ کسانی که بهجای پوشیدن لباس مراسم و شادی، لباس مأموریت بر تن کردند و راه دریا را پیش گرفتند. پیام بازماندگان دنا این است که در مسیر وظیفه و مسئولیت باقی میمانیم و تا توان در بدن داریم از ارزشهایی که به آن باور داریم صیانت میکنیم.
او لحظهای مکث میکند، انگار دوباره چهرهها از مقابل چشمش میگذرند و ادامه میدهد: بعد از حادثه، تکتک بچهها هر روز و هر شب، هر ثانیه و هر لحظه جلوی چشمان ما ظاهر میشوند. همچنان که در باور دینی ما آمده، شهیدان زندهاند و ما امروز در حرم مطهر امام رضا (ع) به نیابت از آنان زیارت میکنیم. عزیزان ما جانشان را برای امنیت و آرامش کشورمان تقدیم کردند و اکنون ما در این مکان مقدس، در کنار مضجع نورانی امام مهربانیها، یاد و نام همرزمانمان را، زنده نگه میداریم.
علی کرم رجب پیشه، از دیگر حاضران در این گروه میگوید: ناوشکن دنا یکی از پرافتخارترین یگانهای کشور بود. ما مأموریتهای طولانی بسیاری با این ناو انجام دادیم. ناوگروه ۸۶ که دور دنیا رفت، یکی از همانها بود. در مأموریت میلان هندوستان در سال ۲۰۲۴ نیز حضور داشتیم.
درویشی، از اعضای ناو دنا با حالی آمیخته به ناباوری از شب حادثه میگوید: آن شب که ناو ما توسط زیرسطحی آمریکایی هدف قرار گرفت. موج انفجار همه ما را گرفت و صحنهها چنان بود که هیچکس درست یادش نمیآید چه شد؛ فقط خواست خدا بود که ما ۳۲ نفر مانده باشیم تا ادامهدهنده راه این شهدا باشیم.
او ادامه میدهد: همرزمان شهید ما همگی قهرمان بودند؛ تا آخرین لحظه ایستادند، حتی با مصدومیت. هرچه از رشادتهایشان بگوییم کم است. ما فقط شرمنده آنها هستیم.
درویشی وقتی به لحظه ورود به حرم مطهر اشاره میکند، صدایش رنگ دیگری میگیرد و میگوید: اولین جایی که بعد از بازگشت آمدم همینجا بود. از قبل هم آرزو داشتم به اینجا بیایم. با خودم گفتم نایبالزیاره آن 104 شهید هستم… 104 دلاور.
چایراد، از اعضای ناوشکن دنا، با صدایی که بار یک خانواده بزرگ داغدار را بر دوش میکشد، روایت میکند: واقعیتش این است که ما میگوییم سلب توفیق شدیم که در کنار دوستان و شهدا نبودیم؛ و این برایمان سخت است. ماهها و سالها کنار هم بودیم. یکی از دوستانم بود که بیش از 18 سال با هم بودیم؛ شبوروز، مأموریتهای متعدد، حتی در مأموریت کد ۳۶۰ که دور دنیا رفتیم. روابط ما فقط کاری نبود؛ خانوادههایمان هم با هم در ارتباط بودند. ناوشکن دنا برای ما فقط یک یگان نبود، یک خانواده بود؛ و حالا این خانواده آسیبدیده است.
او ادامه میدهد: دوستانی که از دست دادیم، و آن عزیزانی که هنوز مفقودالاثرند، داغ سنگینی بزرگی بر دلهای ما گذاشتهاند. حالا ما باید ادامهدهنده مسیر آنها باشیم و روایتگر فداکاریها و تلاشهای شبانهروزی آنها باشیم.
وی از لحظهای بسیار سنگین یاد میکند و میگوید: وقتی خبر شهادت فرمانده کل قوا را شنیدیم، شرایط بسیار دشوار شد. لحظه دریافت خبر، چند دقیقه سکوت سنگینی همهجا را گرفت. یکی از تلخترین لحظات زندگیام بود. هیچوقت فکر نمیکردم چنین خبری را در زمان حیاتم بشنوم.
او سپس از حس معنوی دریا میگوید: شما در ایران شرایط خاص خودتان را داشتید، اما ما در دریا مستقیم باخدا بودیم. دریا جای نزدیکشدن به خداست… سکوتش، غربتش، یادآور تکیهگاه اصلی ماست.
او در ادامه به آرزویی اشاره میکند که در دلش مانده بود: چند روز قبل از بازگشت، هنوز مسیرمان به لحاظ امنیتی مشخص نبود. با دوستم، آقای خوشدل، صحبت میکردم و میگفتم: خدایا آیا میشود راهی باز شود تا به حرم امام رضا (ع) برسیم؟ شرایط هوایی کشور را میدانستیم، اما دلمان میخواست فقط یک سلام بدهیم. حالا که اینجاییم و جلوی این صحن ایستاده ایم، هزار بار خدا را شکر میکنم که توانستیم بهجای دوستانمان، بهجای ۱۰۴ شهید عزیز و مظلوم، سلام بدهیم.
در حرم، سکوت بازماندگان شبیه موج بود؛ موجی که نه از آب که از دل بلند میشود. هر کدامشان بخشی از دنا را در دل دارند و هر کدامشان حامل نامی است که باید زنده بماند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز