به گزارش آستان نیوز، در میانِ جمعیت، جوانی با لباسِ عربی، در صفهایِ سینهزنی حضور دارد که نگاهِ هر بینندهای را به خود معطوف میکند. او نمادِ واقعیِ «ادبِ عاشورایی» است؛ هر بار که نامِ مقدسِ «اباعبدالله» برده میشود، بیاختیار دست بر سینه میگذارد و به رسمِ ارادت، سر خم میکند. گویی در این خلوتِ شلوغ، او فقط حسین (ع) را میبیند. او در تمامِ این دقایق، با وقاری مثالزدنی، پیوندِ میانِ سینه و قلبش را با نامِ ارباب حفظ کرده است.
روضهخوان، گریزِ خود را به لحظاتِ پایانیِ دشتِ کربلا میزند. فضا سنگین میشود؛ گویی هوا برایِ تنفس کم میآید. مداح با حزنی جانکاه زمزمه میکند:
«بلند مرتبه شاهی و پیکرت افتاد / همین که پیکرت افتاد، خواهرت افتاد…»
«تو نیزه خوردی و یک مرتبه زمین خوردی / هزار مرتبه زینب، برابرت افتاد…»
با طنینِ این ابیات، سدی که بر چشمهایِ عزاداران بسته بود، میشکند. آن جوانِ عربپوش که تا لحظاتی پیش با وقارِ تمام سلام میداد، حالا دیگر تاب نمیآورد؛ بر سر میزند و نالهی «یاحسین، یاحسین» از گلویِ صدها عزادار، همچون موجی خروشان در رواقِ امام میپیچد. در این لحظه، دیگر فرقی نمیکند استادِ دانشگاهی یا رهگذری در سفر؛ همه در یک دریایِ بیکران از اشک و ماتم غرق شدهاند.
روی مانیتورِ بزرگِ رواق، تصویرِ یک خیمهی سبزِ برافراشته نقش بسته که عکسِ «رهبرِ شهید» در میانهی آن میدرخشد؛ قابی که گویی پیوندِ آرمانهایِ حسینی را با سربازانِ این راه نشان میدهد. پیرمردی در گوشهای ایستاده که گویی ده شبِ گذشته را در این صحن و سرا نفس کشیده است.
کمی آنطرفتر، خانمی از اصفهان که با ذوقِ اولین زیارتهایش گوشیِ تازهاش را به دست گرفته، میگوید: «آمدهام که این تصاویر را ببرم تا هر وقت دلم گرفت، دوباره به اینجا برگردم.» و خانمی از تهران که با چشمانی اشکبار میگوید: «دعوتنامه را کسی نمیفرستد؛ امام رضا (ع) خودش باید بطلبد.»
چهارپایهخوانی در رواقِ امام خمینی (ره)، نشان داد که اگر دل، راهیِ کویِ دوست باشد، مسافتها بیمعناست. این مراسم نه فقط یک آیین، که تداعیِ حقیقتِ «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» بود. امروز در حرمِ رضوی، همه به یک مقصد رسیدند؛ به آنجا که سینه میسوزد و نامِ حسین (ع) مرهمِ تمامِ دلتنگیهاست. این شکوهِ عزاداری، بیشک در تاریخِ ثبت شدهیِ زیارتِ حرمِ مطهر، به عنوانِ لحظاتی از اخلاصِ خالصانه باقی خواهد ماند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز