به گزارش آستاننیوز، در ورودی مدرسه، نوجوانان خادم با ادب و احترام از میهمانان استقبال میکنند. جاکفشیهای منظم با کدهای مشخص و ذکر «انیس النفوس» نخستین نشانههای نظم و هویت این مجموعه است. هر کس کفش خود را میسپارد و وارد فضایی میشود که از همان ابتدا، آرامش و معنویت را به مخاطب هدیه میدهد.
حیاط مرکزی مدرسه با حوض بزرگ و زلالش در میان، چشم هر تازهواردی را به خود جلب میکند. درختان بلند و کهنسال، سایه خود را بر فرشهای سرخرنگ گستراندهاند و گلدانهای سبز اطراف حوض، طراوت خاصی به فضا بخشیدهاند. حجرههای قدیمی که روزگاری محل درس و بحث طلاب بودهاند، امروز میزبان حلقههای نوجوانانی هستند که در مکتب عاشورا درس دیگری میآموزند.
زیر هر حجره، گعدهای برپاست. جایی نوجوانان مشغول نوحهخوانیاند و روحانی جوانی با صبوری شیوه صحیح خواندن را به آنان آموزش میدهد. از گوشهای صدای «حسین، حسین» بلند میشود و از گوشهای دیگر پرسشهای نوجوانان درباره وقایع عاشورا و مسائل اعتقادی شنیده میشود. هر حلقه، کلاسی کوچک است و هر حجره، مدرسهای برای تربیت دلها.
در کنار یکی از دیوارها، تختهای با نام دانشآموزان دیده میشود. نگاهها روی جملهای کوتاه مکث میکند؛ «حاضر؛ کودکان شهید میناب». چند کلمه ساده که سکوتی عمیق بر دل مینشاند و یاد شهدایی را زنده میکند که نامشان از دفتر حضور این سرزمین پاک نخواهد شد.
در گوشهای دیگر، چایخانه هیئت نوجوانان ابناءالرضا (ع) فعال است. خادمان نوجوان با کتوشلوارهای سورمهای، مسئولیت پذیرایی را برعهده دارند. یکی استکانها را مرتب میکند، دیگری وضعیت سماورها را بررسی میکند و نوجوانی که مسئول زمانبندی پذیرایی است، مرتب ساعتش را نگاه میکند. چند عزادار به سمت چایخانه میآیند، اما او با احترام پاسخ میدهد: «هنوز زمان پذیرایی نرسیده است.» اینجا خدمت کردن نیز بخشی از یک آموزش بزرگ است؛ آموزش نظم، تعهد و مسئولیتپذیری.
با نزدیک شدن به زمان آغاز مراسم اصلی، نوجوانان با لباسهای مشکی در محل اجتماع حاضر میشوند. خادمان نوجوان با وقار در جایگاههای خود میایستند و فضای مدرسه آرامآرام رنگ و بوی مجلس عزاداری به خود میگیرد.
سخنرانی آغاز میشود. حجتالاسلام والمسلمین فرامرز عباسی از ارزش اشک بر امام حسین (ع) میگوید؛ از اشکی که تنها خداوند قیمت آن را میداند و میتواند سرنوشت انسان را تغییر دهد. نوجوانان با دقت گوش میدهند. سکوتی همراه با تأمل بر مجلس حاکم است. وقتی سخن به حضرت زینب (س)، گودال قتلگاه و مصائب عاشورا میرسد، اشک بر چهره بسیاری از حاضران جاری میشود.
پس از سخنرانی، نوبت به نوحه و مرثیه میرسد. صدای مداحی در میان حجرههای مدرسه میپیچد. نوجوانان همصدا میشوند، سینهها به عشق حسین (ع) به تپش درمیآید و اشکها بیاختیار جاری میشود. گویی دیوارهای قدیمی مدرسه نیز روایت این دلدادگی را زمزمه میکنند.
خورشید آخرین پرتوهای خود را بر حوض مدرسه میپاشد. صدای اذان مغرب از گلدستههای حرم مطهر طنینانداز میشود و مراسم به پایان خود نزدیک میشود. نوجوانان برای اقامه نماز آماده میشوند؛ اما آنچه از این عصر عاشورایی در مدرسه میرزا جعفر باقی میماند، تنها یک خاطره نیست؛ درسی است از عشق، معرفت، خدمت و تربیت؛ درسی که در مکتب حسین (ع) به نسل آینده این سرزمین آموخته میشود.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز