کد خبر : ۷۱۲۱۴۶
۱۲:۵۰

۱۴۰۵/۰۵/۱۵

وقتی دل‌ها به کربلا رسید؛ روایت اربعینیِ طبس از اشک، عشق و دلدادگی

وقتی دل‌ها به کربلا رسید؛ روایت اربعینیِ طبس از اشک، عشق و دلدادگی
هرسال اربعین که می‌رسد، انگار زمین و آسمان قرار تازه‌ای با دل‌های عاشق می‌بندند. قرار قدم‌هایی که مقصدشان فقط یک مسیر نیست؛ مقصدشان حسین (ع) است.

امسال نیز طبس، در روزی که نام اربعین بر آن نقش بسته بود، به تکه‌ای از جاده نجف تا کربلا تبدیل شد؛ جایی که دل‌ها پیش از قدم‌ها، به راه افتاده بودند.

از میدان حضرت امام رضا (ع)، سیل عاشقان آرام‌آرام جاری شد. پیرمردی که عصا همراه ایستادگی جسمش بود؛ اما عشق، تکیه‌گاه دلش؛ مادری که دست کودک خردسالش را گرفته بود تا نخستین درس عاشقی را نه از کتاب، بلکه از مسیر اربعین بیاموزد؛ جوانانی که با پرچم‌های سیاه، شانه‌به‌شانه هم عهدی دوباره با سیدالشهدا (ع) می‌بستند.

هیچ‌کس احساس غربت نمی‌کرد؛ همه، عضوی از یک خانواده بودند؛ خانواده‌ای که نامش «محبان حسین (ع)» است.

اینجا هر قدم، سلامی به کربلا بود

مسیر میدان حضرت امام رضا (ع) تا آستان نورانی حضرت حسین بن موسی الکاظم (ع)، دیگر یک خیابان نبود؛ جاده‌ای بود که عطر کربلا در آن پیچیده بود. نوای «لبیک یا حسین (ع)» در میان جمعیت، بالاترین صدا بود و اشک‌هایی که بی‌اختیار بر گونه‌ها می‌غلتید، بی‌زبان‌ترین، اما صادق‌ترین روایت دلتنگی بود.

گویی هر قدم، سلامی بود به بین‌الحرمین و هر نفس، زمزمه‌ای از شوق زیارت. جاماندگان اربعین، آن روز ثابت کردند که فاصله، هرگز نمی‌تواند میان‌دل و حسین (ع) دیوار بکشد. آنان با گام‌هایشان نوشتند که راه کربلا، پیش از آنکه از خاک بگذرد، از دل انسان عبور می‌کند.

حرم؛ جایی که بغض‌ها شکست

با رسیدن کاروان دلدادگان به آستان مقدس حضرت حسین بن موسی الکاظم (ع)، سکوتی آمیخته با اشک، صحن و سرای حرم را فراگرفت. زمزمه زیارت اربعین، نوحه‌های جان‌سوز و مرثیه‌هایی که از عمق جان برمی‌خاست، دل‌ها را به ضیافت عاشورا برد.

در آن لحظه‌ها، بسیاری دیگر طبس را نمی‌دیدند؛ چشم‌ها بسته بود، اما دل‌ها در بین‌الحرمین پرواز می‌کرد. انگار فاصله هزارکیلومتری، در یک «السلام علیک یا اباعبدالله (ع)» رنگ‌باخته بود و هر اشک، روایت ناتمام دلتنگی زائری بود که آرزوی رسیدن به کربلا را، در دل داشت.

با فرارسیدن شامگاه اربعین حسینی، آستان مقدس برادر حضرت رضا (ع) غرق در عطر دعا و نوای مرثیه شد. زمزمه‌های عاشقانه، قرائت دعای توسل و نوحه‌های جان‌سوز، دل‌های سوخته را بار دیگر گرد نام حسین (ع) جمع کرد و فضای حرم را سرشار از معنویتی کرد که تنها در مکتب عاشورا می‌توان آن را تجربه کرد.

دست‌هایی که بوی محبت می‌داد

در مسیر پیاده‌روی، موکب‌ها تنها محل پذیرایی نبودند؛ ایستگاه‌های عشق بودند. دستانی که بی‌هیچ چشمداشتی، لیوانی چای یا شربت تعارف می‌کردند، در حقیقت جرعه‌ای از محبت اهل‌بیت (ع) را، به کام زائران می‌ریختند.

لبخند خادمان، خستگی راه را از چهره‌ها می‌زدود و گرمای اخلاصشان، خنکای نوشیدنی‌ها را دلنشین‌تر می‌کرد. در آن لحظه‌ها، هیچ‌کس میزبان یا میهمان نبود؛ همه خادم حسین (ع) بودند و همه، بر سفره کرامت او نشسته بودند.

اربعین تمام نمی‌شود

خورشید آرام‌آرام غروب کرد؛ اما شعله عشقی که آن روز در دل‌های مردم طبس روشن شده بود، خاموش نشد. پرچم‌ها جمع می‌شوند، موکب‌ها برچیده می‌شوند و خیابان‌ها به روز‌های عادی خود بازمی‌گردند؛ اما اربعین، در دل عاشقان هرگز پایان نمی‌یابد.

شاید بسیاری از حاضران، امسال از قافله زائران کربلا جامانده بودند، اما حقیقت این است که آن روز، دل‌هایشان از همه نزدیک‌تر به حرم سیدالشهدا (ع) بود. آنان با اشک، با دعا، با قدم‌های آرام و با سلامی از عمق جان، خود را به کاروان عشق رساندند.

کربلا، تنها نام شهری در جغرافیا نیست؛ سرزمینی است که در قلب‌های عاشق بنا شده است. هر دلی که برای حسین (ع) بتپد، هر قدمی که در راه او برداشته شود و هر اشکی که در سوگ او بر گونه جاری گردد، نشانی از همان راه بی‌پایان است؛ راهی که از طبس آغاز شد؛ اما به وسعت تمام دل‌های عاشق، امتداد یافت.

 


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها