دکتر سید مهدی مصطفوی، پژوهشگر بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، در یادداشتی با بررسی سیره حضرت ابراهیم (ع)، مناظرات امام رضا (ع) و روایت سلسلهالذهب، به تبیین ظرفیت گفتوگو، احترام به مخاطب و بهرهگیری از نقاط اشتراک در دیپلماسی فرهنگی پرداخته است که مشروح این یادداشت را در ادامه، میخوانید:
دیپلماسی فرهنگی را میتوان به طور کلی بهرهگیری از زبان فرهنگ، اندیشه و ارتباطات انسانی برای ایجاد فهم متقابل دانست؛ رویکردی که در سنت نبوی و ابراهیمی ریشهای عمیق دارد. قرآن کریم در روایت مواجهه حضرت ابراهیم (ع) با بتپرستان، نمونهای از این شیوه را به تصویر میکشد؛ آنجا که حضرت ابراهیم (ع) بهجای تقابل دفعی، با ورود موقت به منطق مخاطبان خود و اشاره به ستاره، ماه و خورشید، مسیر استدلال را بهگونهای پیش میبرد که بطلان الوهیت آنها از درون همان چارچوب فکری آشکار شود.
این رویکرد را میتوان نمونهای از جدال احسن دانست؛ روشی که در تاریخ اسلام نیز استمراریافته است؛ از استناد مهاجران مسلمان به آموزههای انجیل در برابر نجاشی برای دفاع از جایگاه حضرت مریم (س)، تا مناظرات امام رضا (ع) با پیروان ادیان و مکاتب گوناگون.
در دوره امام رضا (ع) این منطق به شکل برجستهای ظهور یافت. ولایتعهدی امام، فراتر از یک تصمیم سیاسی، به بستری برای گفتوگو میان جریانهای فکری و دینی مختلف تبدیل شد و امام (ع) توانستند از ابزارهای فرهنگی برای ایجاد فهم مشترک و تبیین معارف اسلامی بهره بگیرند.
مأمون عباسی امام رضا (ع) را باهدف ایجاد بستری برای گفتوگوی تمدنها به مرو نیاورد؛ بلکه باتوجهبه شورشهای علویان و نگرانی از تزلزل موقعیت خلافت، تلاش داشت امام را با پذیرش ولایتعهدی تحت نظارت خود قرار دهد. بااینحال، نتیجه برخلاف خواست او رقم خورد و حضور امام رضا (ع) در خراسان، در فضای متکثر فکری و دینی آن روزگار، به فرصتی برای گفتوگو و اثرگذاری فرهنگی تبدیل شد.
آنچه در مناظرات مرو اهمیت دارد، تنها دانش و استدلال علمی امام رضا (ع) نیست؛ بلکه شیوه مواجهه ایشان با مخاطبان نیز اهمیت ویژهای دارد. امام (ع) در گفتوگو با جاثلیق مسیحی و رأسالجالوت یهودی، به باورها و متون مورداحترام طرف مقابل توجه میکردند و بهجای آنکه گفتوگو را از موضع نفی آغاز کنند، از همان منابعی بهره میگرفتند که برای مخاطب اعتبار داشت.
برای نمونه، در گفتوگو با جاثلیق، امام (ع) بحث را از قرآن آغاز نمیکنند، بلکه به انجیل استناد میکنند؛ روشی که مخاطب را در موضع دفاعی قرار نمیدهد و زمینه را برای شکلگیری گفتوگویی واقعی فراهم میکند. در مناظره با عمران صابی نیز برخورد آرام، محترمانه و دقیق امام (ع) مانع از تبدیل بحث به نزاع لفظی میشود و زمینهای برای تأمل و تغییر فکری فراهم میآورد.
در اینجا بیش از آنکه با اجبار مواجه باشیم، با نوعی اثرگذاری فرهنگی روبهرو هستیم؛ نوعی اثرگذاری که از شناخت مخاطب، احترام به او و انتخاب زبان مناسب برای گفتوگو شکل میگیرد.
روایت سلسلهالذهب در نیشابور نیز نمونه دیگری از این هوشمندی در دیپلماسی فرهنگی است. امام رضا (ع) سخن خود را از نقطهای آغاز کردند که میان مخاطبان اختلافی درباره آن وجود نداشت: توحید. هنگامی که امام (ع) فرمودند: «کَلِمَةُ لا إلهَ إلّا اللّهُ حِصْنی»، حاضران با اصل این سخن همراه بودند؛ زیرا توحید، باور مشترک آنان بود. اما امام (ع) در ادامه فرمودند: «بِشُروطِها وَ أَنا مِن شُروطِها».
در این بیان، ولایت بهعنوان موضوعی بیگانه و جدا از توحید مطرح نمیشود؛ بلکه بهعنوان شرط تحقق همان توحیدی معرفی میشود که مخاطبان پیشتر آن را پذیرفتهاند. این شیوه، نمونه روشنی از بهرهگیری از نقاط اشتراک برای انتقال پیام اصلی است؛ یعنی پیونددادن یک پیام بنیادین با باورهای مسلم مخاطب، بهگونهای که آن پیام برای او ادامه منطقی همان باورهای پذیرفتهشده باشد.
از این منظر، سیره امام رضا (ع) نشان میدهد که قدرت یک فرهنگ صرفاً در بلندتر سخنگفتن یا غلبه بر طرف مقابل نیست، بلکه در توانایی گفتوگوی محترمانه و مؤثر با «دیگری» است؛ حتی اگر آن دیگری در بسیاری از باورها با ما اشتراک نداشته باشد.
این نگاه را میتوان در کلام امیرالمؤمنین امام علی (ع) نیز مشاهده کرد که میفرمایند: مردم دو گروهاند: یا برادر دینی تو هستند یا همانند تو در آفرینش. چنین نگاهی، مبنای بسیاری از رفتارهای امام رضا (ع) در مناظرات و گفتوگوهای ایشان با پیروان ادیان و مکاتب مختلف را روشن میکند؛ رویکردی که در آن، انسان و کرامت او نقطه آغاز گفتوگوست و حقیقت، از مسیر استدلال، احترام و ارتباط فرهنگی، دنبال میشود.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز