به گزارش آستان نیوز، امروز دوشنبه ۱۹ مرداد ماه همزمان با ایام سوگواری و شهادت حضرت علی بن موسیالرضا (ع)، وفات جانسوز حضرت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع)، آیین آزادی ۴۳۷ زندانی معسر زن و مرد با حضور آیتالله احمد مروی، تولیت آستان قدس رضوی، مسئولان ستاد دیه کشور و دادگستری خراسان رضوی در مدرسه دودرب حرم مطهر رضوی برگزار شد.
اما اینجا فقط یک مراسم نبود؛ مدرسه دودرب امروز، شبیه ایستگاهی میان «انتظار» و «وصال» بود.
اینجا، هر گوشه قصهای داشت
برنامه با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز شد. پس از آن، سرود جمهوری اسلامی ایران با اجرای گروه سرود و ادای احترام نظامی یکی از زندانیان همراه شد؛ تصویری که شاید بیش از هر سخنی، از فاصلهای میگفت که قرار بود در پایان این مراسم از میان برداشته شود.
در حجرهها و غرفههای مدرسه دودرب، چشمها بیشتر از زبانها سخن میگفتند.
برخی از زندانیان گوشهای نشسته بودند و انگار برای خودشان خلوتی با امام رضا (ع) ساخته بودند؛ خلوتی بیصدا، بیهیاهو و پر از حرفهایی که شاید تنها صاحب این خانه شایسته شنیدنشان بود.
آنسوتر، خانوادهها نشسته بودند؛ خانوادههایی که ماهها و گاهی سالها با جای خالی یک نفر در خانه زندگی کرده بودند. چشمهایشان به جایگاه دوخته شده بود و هر لحظه را میشمردند. اشک در چشم بعضیها حلقهزده بود؛ اشکی که معلوم نبود از غم گذشته است یا شوق آینده.
سپس صلوات خاصه امام رضا (ع) طنینانداز شد.
انگار برای چند لحظه همه دلها از زمین کنده شد و به گنبد طلایی سلطان سریر ارتضا پیوند خورد. نام امام که آمد، اشکها راه خودشان را پیدا کردند.
با نخستین روضهخوانی حاج احد سبزی، بغضها شکست. صدای گریه زنان و خانوادههای زندانیان در فضای مدرسه پیچید و شعر «کار خوبه امام رضا درست کنه» بر زبان مداح جاری شد؛ شعری که در آن لحظه برای بسیاری، فقط یک مصرع نبود؛ شبیه امیدی بود که سالها در دل نگه داشته بودند.
مجری مراسم، خطاب به حاضران، گفت: همه شما مهمان سفره حضرت هستید و امروز قرار است از اینجا به خانههای خود بازگردید و شاید هیچ جملهای بهاندازه همین حرف، برای خانوادههایی که چشمانتظار بودند، معنا نداشت.
نذری که راهش را به دلهای گرفتار باز کرد
آیتالله احمد مروی، تولیت آستان قدس رضوی، در سخنان خود از مردمی گفت که شاید نامشان در این مراسم شنیده نشود، اما سهمشان در این گرهگشایی، فراوان است.
شاید بسیاری از این نیکوکاران حتی از برگزاری چنین مراسمی باخبر نباشند، اما به تعبیر تولیت آستان قدس رضوی، خداوند این خیر را در پرونده اعمال آنان، ثبت میکند.
سخنان آیتالله مروی از یک حقیقت ساده، اما عمیق گفت؛ اینکه گاهی گرهی که از زندگی یک انسان باز میشود، نتیجه نذری است که دستی ناشناس داده، موقوفهای که سالها پیش وقف شده یا خیری است که صاحبش حتی نمیداند امروز ثمره آن، اشک شوق را بر گونه یک مادر یا همسر، نشانده است.
«به امام رضا گفتم تو همیشه هوامو داشتی».
اما شاید هیچ سخنی بهاندازه روایت زهرا، همسر یکی از زندانیان، نتوانست حال آن روز را روایت کند.
زهرا وقتی از تجربه ماههای گذشته گفت، انگار دوباره همه آن روزها را زندگی کرد.
همسرش از ۱۶ فروردین در زندان بود. او میگفت اصلاً به ملاقاتش نرفته است؛ نه از بیمهری، بلکه از ترسی که دلش را میفشرد. نمیخواست همسرش را پشت میلههای زندان ببیند. میگفت نمیخواستم او را پشت میلهها ببینم.
اما دلش را به امام رضا (ع) سپرده بود.
وقتی به او گفتند به حرم امام رضا (ع) بیا، آمد. دامن موسی بن جعفر (ع) و فرزندانش را گرفت و از امام رضا (ع) خواست که مثل همیشه هوایش را داشته باشد.
میگفت زندان جای خوبی نیست؛ دیدن سختیهای آن و آدمهایی که در آن گرفتارند، برایش دشوار بوده است. روزهای سختی را پشت سر گذاشته بود، اما امیدش را از دست نداده بود.
او رو به امام رضا (ع) گفته بود: «درسته یک روسیاهم، ولی مثل همیشه هوامو داشتی.»
و بعد، همان اتفاقی افتاد که انتظارش را میکشید. از آستان قدس رضوی برای پرداخت بدهی آمده بودند. همانجا فهمید قرار است به یاری امام رضا (ع) آزاد شود. زهرا آزادی همسرش در ایام شهادت امام رضا (ع) را نشانهای از عنایت حضرت میدانست؛ نشانهای برای دلی که در تمام آن روزهای سخت، امیدش را به پنجرهای رو به حرم گرهزده بود. او از امام رضا (ع) گفت؛ از اینکه هر وقت به بنبست رسیده، دستی به کمکش آمده است.
به قول خودش، کارش به یک نخ باریک رسیده بود، اما همانجا دستش را گرفتند.
پایان یک انتظار
مراسم که به پایان رسید، دیگر مدرسه دودرب شبیه ابتدای برنامه نبود.
صندلیها و حجرهها همان بود، گنبد همان گنبد و صحن همان صحن؛ اما آدمهای این قصه دیگر همان آدمهای چند ساعت قبل نبودند.
در میان جمعیت، چشمهایی که ساعتها به جایگاه خیره مانده بودند، حالا به دنبال یکدیگر میگشتند. انتظار به پایان رسیده بود.
زندانیان، خانوادههایشان را دیدند و آغوشهایی که ماهها و سالها چشمانتظار این لحظه بودند، به هم رسیدند. اشکهایی که تا ساعتی پیش از غم بر گونهها جاری بود، حالا با لبخند آمیخته شده بود.
مدرسه دودرب امروز شاهد آزادی ۴۳۷ زندانی بود؛ اما شاید آنچه آزاد شد، فقط ۴۳۷ نفر از پشت میلههای زندان نبودند.
امروز، ۴۳۷ خانواده نیز از بند انتظار رها شدند؛ و چه زیبا که این رهایی، در روزهای شهادت امامی رقم خورد که نامش برای بسیاری از مردم، با «پناه»، «کرامت» و «گرهگشایی» گرهخورده است؛ در خانهای که هر روز هزاران دلخسته، دستخالی، اما امیدوار، بهسوی صاحبش میآیند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز