کد خبر : ۷۱۲۴۸۶
۱۳:۰۰

۱۴۰۵/۰۵/۲۱

عزاداری میناب در حسینیه حرم؛ از سینه‌زنی نشسته تا روایت ۱۶۸ دانش‌آموز

عزاداری میناب در حسینیه حرم؛ از سینه‌زنی نشسته تا روایت ۱۶۸ دانش‌آموز
دوشنبه‌شب ۱۹ مرداد، در روز‌های نزدیک به شهادت امام رضا (ع)، صحن قدس حرم مطهر رضوی میزبان مردم میناب بود؛ مردمی که داغ ۱۶۸ دانش‌آموز، معلم و جان‌باخته مدرسه شجره طیبه را با خود، تا حرم، آورده بودند. پیراهن‌های یک‌دست مشکی با نوشته سفید «میناب ۱۶۸» و سربند‌های سرخ «یا اباعبدالله» میان جمعیت دیده می‌شد؛ عکس بچه‌هایی که دیگر به مدرسه برنگشته بودند، در دست عزاداران بود.

از کربلا تا مدرسه شجره طیبه

مراسم با تئاتری آغاز شد که قصه‌اش از کربلا شروع می‌شد؛ از حرمله و سه تیر، از امام حسین (ع)، حضرت عباس (ع) و حضرت علی‌اصغر (ع) و بعد به «فرشته»، دخترکی از مدرسه شجره طیبه رسید. در بخشی از نمایش، حرمله از شمر می‌پرسید: «پسر را بزنم یا پدر را؟» و پاسخ می‌آمد: «پسر را بزن؛ کار پدر تمام است.» صدای هق‌هق و «یا حسین» عزاداران بلند شد و روایت کربلا به مدرسه‌ای در میناب رسید؛ جایی که بچه‌ها صبح به مدرسه رفتند و دیگر برنگشتند.

جعفر قاسمی، مسئول نمایش، گفت: بچه‌های هیئتی و تئاتری را کنار هم جمع کردیم تا گوشه‌ای از مظلومیت ۱۶۸ دانش‌آموز، معلم و دیگر جان‌باختگان مدرسه شجره طیبه را روایت کنند. داستان «فرشته» و روایت بچه‌ها در کنار هم قرار گرفت و به عاشورا و کربلا پیوند خورد.

روایت خانواده‌هایی که داغشان تمام نشده

میان جمعیت، عکس شهیده ملیحه نعیمی در کنار گنبد طلایی امام رضا (ع) دیده می‌شد؛ عکسی که دخترخاله شهید از او گرفته بود. ملیحه دوست داشت امسال برای عزاداری به مشهد بیاید، اما حالا عکسش به‌جای خودش، مهمان حرم امام رضا (ع) شده بود.

از ملیحه گفت؛ اینکه خانواده‌اش بعد از شهادتش فهمیدند چه انسان ارزشمندی بوده است. ملیحه از حقوقش برای کمک به خانواده زندانی‌ها و رسیدگی به مشکلاتشان استفاده می‌کرد و روز مراسم، افرادی که خانواده نمی‌شناختند، خودشان آمدند و از کمک‌های او گفتند.

از بچه‌هایی گفت که مادر نداشتند؛ بچه‌هایی که ملیحه نمی‌خواست بی‌مادری و بی‌محبتی را سر کلاس تجربه کنند. پیکر ملیحه از روی حلقه ازدواجی که در دست داشت شناسایی شد و برایش دو بار مراسم تشییع گرفتند.

از همسایه‌شان گفت؛ خانواده‌ای که بعد از ۱۳ سال بچه‌دار شده بودند و کودک کلاس‌اولی‌شان شهید شده بود. می‌گفت مردم شهر هنوز منتظر صدای زنگ آخر مدرسه بچه‌هایشان هستند؛ وسایل مدرسه بچه‌ها را کنار مزارشان پهن کرده‌اند و همان‌جا روز و شب می‌کنند.

روضه‌ای به زبان میناب

بعد از روایت خانواده‌ها، نوبت آیین عزاداری میناب بود. همه برکنده زانو نشستند و سینه‌زنی نشسته آغاز شد. مداح، دایی شهید دانش‌آموز رضا شیخانی بود؛ مردی مو سپید که با لهجه مینابی می‌خواند؛ از شهادت امام رضا (ع) و بعد از بچه‌های میناب.

نجوای او صدای پدری بود که میان آوار دنبال فرزندش می‌گشت: «دردانه قشنگم... چندمین کلاسی بابا؟ بگو کجا رو بگردم...» روضه از کربلا تا میناب آمده بود؛ از کودکان کربلا تا بچه‌هایی که زیر آوار مدرسه مانده بودند.

مرد میان‌دار، عکس یکی از دانش‌آموزان شهید را در دست گرفته بود و میان عزاداران می‌چرخید. کنار مجلس، بانوان مینابی با چادر‌های رنگی تیره و لباس‌های سوزن‌دوزی شده، عکس دانش‌آموزان شهید مدرسه شجره طیبه را در دست داشتند؛ انگار هر بانو، سفیر یک دانش‌آموز شهید بود.

حبیب بهادری، مدیر کانون خدمت رضوی استان هرمزگان، گفت: کاروان «میناب ۱۶۸» به مشهد آمده تا این حادثه فراموش نشود و با زبان هنر روایت شود. او گفت: مردم هرمزگان خود را در کنار شهدا و خانواده‌هایشان می‌دانند و باوجود این داغ، محکم ایستاده‌اند و خون‌خواه شهدا هستند.

مردم داغدار میناب، این بار عزاداری‌شان را در جوار امام رضا (ع) برپا کرده بودند؛ در صحن قدس حرم مطهر رضوی، جایی که روضه امام رئوف با داغ بچه‌های میناب درهم آمیخت. سینه‌زنی تمام شد، اما عکس‌ها هنوز در دست عزاداران بود؛ عکس کودکانی که صبح به مدرسه رفتند و دیگر برنگشتند.

در میناب، اما هنوز خانواده‌هایی هستند که کنار مزار فرزندانشان می‌نشینند و چشم‌به‌راه صدایی مانده‌اند که دیگر از مدرسه برنمی‌خیزد.

 


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها