به گزارش آستان نیوز، دسته عزاداران بوشهری وارد صحن میشود؛ لباسهای مشکی و سربندهای سرخ «یا لثارات الحسین» در میان جمعیت دیده میشود. دو بیرق بزرگ پیشاپیش دسته حرکت میکنند؛ یکی با نام حضرت زینب (س) و دیگری با نام مبارک اباعبدالله (ع) و جوانی نیز پرچم ایران را در دست دارد.
پشت لباس برخی عزاداران، با خط نستعلیق نوشته شده است: «ما اصحاب آخر زمانی سید شهدا هستیم.»
در میان جمعیت، پیرمردی با چفیه سفید، بیرق سرخ اباعبدالله (ع) را بالا نگه داشته است. دستش را حرکت میدهد و بیرق در هوا به اهتزاز درمیآید.
صدای نوحه با همان لهجه شیرین بوشهری در صحن میپیچد و عزاداران روی فرشهای قرمز جای میگیرند.
حلقههایی بهرسم بوشهر
حلقهها آرامآرام شکل میگیرند. عزاداران پشتبهپشت هم میایستند و دست هر نفر به کمر نفر کناری میرسد. با بالاگرفتن نوحه، جمع خم میشود، دوباره بالا میآید و دستها بر سینه مینشیند.
یک حلقه و بعد حلقهای دیگر؛ جمعیت در نظمی هماهنگ حرکت میکند. این شیوه سینهزنی شبیه سنگی است که در آب افتاده و موج آن حلقهحلقه باز میشود. هرچه صفها جمعتر میشوند، حلقهها به غنچهای میمانند؛ دستها که بالا میروند، غنچه باز میشود و با پایین آمدنشان بسته میشود.
همه گرداگرد یک مرکز میچرخند؛ شمعی که در باور عزاداران، حضرت سیدالشهدا (ع) است.
عبدالحمید سلیمی، معاون اجتماعی دبیرخانه کانونهای خدمت رضوی استان بوشهر، درباره این شیوه میگوید: «آیین عزاداری کاروان استان بوشهر، بر پایه سینهزنی سنتی این دیار برگزار میشود؛ آیینی که با حلقههای گرد عزاداران شناخته میشود.»
به گفته او، اعضای این کاروان از شهرستانهای کنگان و جم، در قالب پنج اتوبوس و با حضور حدود ۲۵۰ نفر به مشهد آمدهاند و یک اتوبوس نیز از شهر بوشهر به آنان پیوسته است؛ در مجموع، شش اتوبوس از استان بوشهر در این برنامه حضور دارند.
سلیمی توضیح میدهد: در این شیوه، مداح نقش اصلی را بر عهده دارند؛ مداح نوحه و مرثیه میخواند و با صدای بلند، ضربآهنگ و هماهنگی حرکات عزاداران را حفظ میکند. عزاداران نیز در حلقهها یا صفهایی که در گویش محلی بوشهر «بُرهای سینهزنی» نامیده میشوند، به اجرای نوحهها و سینهزنی میپردازند.
روایت سوگواری در جوار امام هشتم (ع)
حجتالاسلام افشین فرهادیزاده، سخنران مراسم، درباره یکی از دغدغههای پیامبر اکرم (ص)، یعنی انحراف مردم پس از ایمانآوردن، سخن میگوید.
او با اشاره به کسانی که پس از ایمان از مسیر خود بازگشتند، میگوید: «عدهای ایمان آوردند، اما پس از آن نتوانستند ایمان خود را حفظ کنند و از مسیری که پیامبر (ص) سالها برای آن تلاش کرده بود، روی برگرداندند.»
فرهادیزاده همچنین به کسانی اشاره میکند که دین خود را با مال دنیا معامله کردند؛ همانهایی که بعدها مقابل امام حسین (ع) ایستادند.
سخنان که تمام میشود، دوباره صدای نوحه در صحن میپیچد؛ صدای جنوبی که این بار در جوار امام رضا (ع)، برای امام هشتم (ع) سوگ میخواند.
خدمت، میان استکانهای چای
در چایخانه بهشتِ صحن قدس، از عزاداران پذیرایی میشود. میان جمعیت، رسول ۱۲ساله از بوشهر مدام در رفتوآمد است؛ استکانهای خالی را جمع میکند و حواسش هست چیزی روی زمین نماند.
وقتی از او میپرسم چرا این کار را انجام میدهد، لبخند و بغض در چهرهاش درهم میآمیزد و میگوید: «دوست دارم خادم امام رضا باشم، خدمت کنم.»
نگاهی میان گنبد و دسته عزاداران
کمی آنسوتر، زائری تهرانی کنار ایوان بزرگ به دیوار تکیه داده است. اشک امانش نمیدهد. نگاهش به گنبد طلایی و دسته عزاداران بوشهری است؛ گاهی چشم از گنبد میگیرد و دوباره به جمع عزاداران نگاه میکند.
وقتی از حالوهوایش میپرسم، میگوید: «خدا رو شکر، توی مشهد و با این حالوهوا، دل آدم خوب میشه. آدم وقتی میاد مشهد، انگار خدا نصیبش کرده که بیاید خدمت امام رضا (ع).»
بیرقی که تا آخر شب بالا ماند
عزاداری تا نزدیک ساعت یک ادامه پیدا میکند. نوحه برای شهادت امام رضا (ع)، با همان لهجه شیرین بوشهری در صحن قدس میپیچد و حلقههای عزاداران به حرکت خود ادامه میدهند.
پیرمرد هنوز بیرق اباعبدالله (ع) را بالا نگه داشته است. گاهی گوشه بیرق بهصورت یکی از عزاداران نزدیک میشود؛ عزادار به احترام، بوسهای بر آن میزند و «یا حسین» میگوید.
کمکم شب به پایان میرسد. حلقهها از هم باز میشوند و صحن آرامتر میشود؛ اما بیرق هنوز در دست پیرمرد است.
صدای بوشهر آرامآرام فروکش میکند؛ بیرق سرخ اباعبدالله (ع) هنوز بالاست.
تهیه و تنظیم: تکتم وطن دوست
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز