به گزارش آستاننیوز، در شلوغی مسیر پیادهراه، حضور پرتعداد کودکان و نوجوانان همراه والدینشان، بهترین نشانی پیدا کردن غرفههای مدارس امام رضا (ع) است.
اولین غرفه، با ترکیبی رنگارنگ از بازی، آموزش و گفتوگو، رهگذران را به خود جلب میکند. اینجا، در فضایی شاد و صمیمی، مجموعهای از بازیهای چوبی، پازلهای داستانی، بازیهای حافظهمحور و آموزشی و نقاشیهای مفهومی، با درونمایه دینی، اخلاقی و انقلابی به زائران کمسن و سال ارائه میشود.
کودکان در قالبی جذاب با اندیشه و سیره رضوی و نبوی، امامشناسی، اصول و فروع دین و همچنین آموزههای اخلاقی همچون کتابدوستی، کمک به دیگران، محبت، تلاش در مسیر رضای خدا و امام رضا (ع) آشنا میشوند.
بچهها برای استفاده از هر بازی باید یک حدیث یا روایت از امام رضا (ع) را جواب بدهند تا از رقیب خود پیشی بگیرند. حتی طرحهای آماده نقاشی هم روایتی برای خودشان دارند.
هر طرح، قصهای از زندگی امام هشتم (ع) یا ماجرایی از زندگی رهبر شهید انقلاب (رحمت الله علیه) را تصویر کرده و بعد از رنگآمیزی، هر یک از کودکان باید بتوانند به سوالی که مربی تربیتی از آنها میپرسد، پاسخ دهند.
غرفه دوم، اما بیشتر نوجوانان را به چالش میکشد. چند جلد از کتاب «قاره سبز» که خاطرات مریم نقاشان را از زندگی در اروپا روایت کرده است، روی میز خونمایی میکند. کتابی که نگاهی متفاوت و تأملبرانگیز به دنیای غرب دارد.
این غرفه، فرصت خوبی است که نوجوانان با مقایسه کلیشههای رایج ذهنی نسبت به اروپا و زندگی غربیها با تجربیات واقعی نویسنده، با حقیقت ماجرا روبهرو شوند.
هر نوجوان باید پاسخ دادن به یکی از تصورات معمول درباره کلیشههایی نظیر «همه در اروپا ثروتمند هستند»؛ «بهترین سیستم درمانی در غرب است»؛ «خانمهای محجبه در اروپا نمیتوانند ورزش حرفهای کنند» ... و سپس مطالعه بخشی از کتاب، با روایت واقعی و تجربه زیسته شخصیت اصلی، آشنا میشوند.
وقتی به تختهسیاه غرفه که محل ثبت نظرات بازدیدکنندگان است، نگاهی بیندازیم، صدای شکستن کلیشهها را از لابهلای پاسخهای آنها خواهیم شنید. شاید اینجا، آغاز مسیر تازهای از آگاهی برای نگاه جستوجو گر نوجوانان دهه نودی باشد.
این غرفه، همچنین ایده دیگری برای گفتوگو با نوجوانان دارد؛ حرفی از زندگی پربرکت شهیدان برای نسل آینده.
از سیره شهیدان کشورمان، موقعیتهایی برداشتها شده و به نوجوانان پیشنهاد میشود که «بگویند در آن موقعیت چه میکنید؟»، آن وقت جوابها را با مواجهه شهید در آن موقعیت مقایسه میکنند، تا نسبت خود با جهانبینی شهیدان را ببینند و بسنجند.
وقتی انتخاب و رفتار شهید، متر و معیار باشد، مخاطب از سطح شناخت اسمی شهدا فراتر میرود و یک الگوی نزدیک و واقعی برای زندگی خود پیدا میکند.
چند عروسک رویِ دست عروسکگردانان نوجوان جان گرفتهاند و حرفهایی میزنند که از جمعیت استقبالکننده به نظر میآید، شنیدنی هم باشد. در غرفه بعدی، مخاطب نمایش بیشتر نونهالان و کودکاناند؛ ولی انگار پدر و مادرها هم به سهم خود، از آن لذت و استفاده میبرند.
نمایش عروسکی، داستانی از دل سخنان و فرمایشات ائمه هدی (ع) نقل میشود که پیامی از سلام کردن، مهربانی و کمک به دیگران، صبر و دعا در خود دارد.
اما آخرین حرف عروسکها با بچهها این بود: «به امام رضا جان (ع) قول میدیدم که فقط از مشهد با سوغاتی برنگردیم، یک اخلاق خوب و یک رفتار خوب هم یاد بگیریم و بریم تا امام رضا (ع) بیشتر از ما راضی و خوشحال باشند.»
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز