صدها زوج جوان از سراسر ایران، از خیابانهای شهر و دیار ایران عزیز تا کوچهپسکوچههای مشهدالرضا، تصمیم گرفتند زندگی مشترکشان را نه در تالارهای به ظاهر مجلل، اما سرد، بلکه در پناهِ ولایت، در میان عطر گلهای بهشتی و با تبرکِ رضوی آغاز کنند.
روایت این وصال، از همان لحظاتی شروع شد که قدمها با اضطرابی شیرین به سمت میزهای ثبت نهایی در ورودی رواق «شیخ طوسی» میرفتند. در عکسها، چهرههای خندان و صبور خادمان را میبینیم که با پوشش رسمی، در حالی که با دقتی مثالزدنی مدارک و شناسنامهها را ورق میزدند، گویی راه را برای رسیدن به «سفره عقد» هموار میساختند.
در این رواق قفسههایی از هدایای متبرک دیده میشود؛ بستههایی که قرار بود اولین مهریه معنوی این زوجها باشد. اینجا، نظم مدیریتی معاونت تبلیغات در خدمتِ عشق بود؛ هر شناسنامهای که تأیید میشد، صدای تپش قلبی بود که میخواست در متبرکترین جای زمین، فصلی جدید از زندگی را آغاز کند.
کمی جلوتر، در قلب رواق ها، چادرهای عروسها مانند گلهای یاس در میان زوار میدرخشید. در یکی از زیباترین قابهای این گزارش، دو عروس یاسوجی را میبینیم که دوشادوش هم کنار ستونی سنگی نشستهاند. دستهگلهای سپید و آبی در دستشان بود و نگاهی که انگار تمام دنیا را در آن لحظه فراموش کرده بود. در چشمهایشان آرامشی عمیق بود؛ گویی تمام خستگیِ مسیر طولانی و سخت «یاسوج تا مشهد»، در لحظهی رسیدن به این آستان و لمسِ خنکای سنگهای حرم، از تنشان بیرون کشیده شده بود. لبخندهای خجالتیشان در کنار آینهکاریهای نقرهفام، تصویری از «شکوه در سادگی» خلق میکرد؛ پیامی به تمام دنیا که زیباترین لباس برای شروع زندگی، سادگی است.
در عصرِ مهریههای نجومی، سادگی در این حرم جاری بود؛ زوجهایی که با مهریههای هشت سکه به تبرک هشتمین امام، پیمان بستند تا برکت زندگیشان را در رضایت امام (ع) جستوجو کنند. در کنارشان، پدرانی با نگاهی سرشار از اطمینان ایستاده بودند و مادری که با لحنی آرام و چشمانی اشکآلود، آخرین توصیههای زندگی را در گوش دخترش زمزمه میکرد؛ پندهایی که بوی تجربه و مهر میداد و تکیهگاهی برای روزهای پیشرو بود.
اما در میان تمام این شادیها، دختری در لباس سپید، عکس پدر شهیدش را در دست میفشرد؛ گویی میخواست به پدر قهرمانش خبر دهد که امروز، در حضور امام رضا (ع)، او هم شاهد آغاز زندگیاش است... و سرانجام در مرکز این قاب نورانی، زوج جوان در پناه چتر سبز ولایت و در کنار سفرهای که عطر گلهای تازه و معنویت حرم را با خود داشت، روبهقبله نشستند. در این لحظه، تمام تلألؤ آینههای نقرهفام ستونها، مانند هزاران شاهد، بر این «بله» تاریخی مهر تأیید میزدند. صدای صلواتها و دعای خیر خانوادهها که با دلهایی لرزان از شوق، گرد زوج جوان حلقهزده بودند، فضای رواق را پر کرد. اینجا، ازدواج دیگر یک قرارداد نبود؛ یک «سنت نبوی» بود که در محضر امام مهربانیها، آسمانی شد.
وقتی از رواق شیخ طوسی خارج میشویم، چیزی در دل ما میماند؛ پیامی روشن که میگوید برکت در سادگی است. هر ستونی، هر آینهای و هر لبخندی در این دو روز، گواه این بود که عشق وقتی باایمان گره بخورد، معجزه میکند.
رواقهای حرم در این شب، شاهد بودند که چگونه «بله» در محضر امام رضا (ع) گفته شد، شروع زندگی با «دعای پدر و مادر» گره خورد و به کمال رسید. حالا این جوانان، با تبرکِ ولایت و عطر بهشتیِ حرم، بهسوی خانههایشان بازمیگردند تا اولین روزهای زندگی مشترکشان، نه با دغدغههای مادی، بلکه با یادگاریهای متبرک و دعای خیر امام مهربانیها، شروع شود.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز