خادمها، میان بچهها هستند. یکی دست بچهای را میگیرد و وارد بازی میشود، چند نفر دور دیگری جمع میشوند و هر بار که بازی عوض میشود، نگاهها هم به سمت تازهای میرود. برای بعضی از کلاساولیها، رواق کودک هم تجربه تازهای است؛ جایی که امروز قرار است پیش از نیمکت و دفتر و کتاب، نخستین خاطرههای مدرسهشان را کنار حرم امام رضا (ع) بسازند.
گوشهای از رواق، سقاخانه هم در مسیر رفتوآمد بچههاست. هنوز برنامههای اصلی شروع نشده، اما رواق برای آنها پر از اتفاق است؛ از بازی خادمها تا دیدن صحنه و انتظار برای اینکه بدانند بعد از این چه چیزی قرار است اجرا شود.
کمکم نگاه بچهها به صحنه میچرخد.
نمایش بچههای میناب آغاز میشود؛ دخترهایی که در قالب دانشآموزان یک کلاس درس روی صحنه آمدهاند. یکی از دخترها از چادر گلداری میگوید که مادرش قرار است برایش بدوزد. دیگری از آمدن به مشهد میگوید و از «بابا رضا».
فضای کلاس، چند دقیقهای بچهها را با خودش میبرد؛ تا اینکه صدای انفجار شنیده میشود.
فرشتهای بالدار وارد صحنه میشود و قصه، مسیر دیگری پیدا میکند؛ قصه بچههای میناب، قصهای که برای بچههای نشسته در رواق کودک فقط از روی صحنه گفته نمیشود؛ نگاهها به بازیگران دوخته شده و بعضیها دیگر حتی حواسشان به اطراف نیست.
نمایش که به پایان میرسد، صندلیها یکییکی خالی میشوند.
بچهها از جا بلند میشوند. بعضی روی صندلی میایستند. پرچمهای سهرنگ بالا میرود و رواق کودک پر میشود از حرکت دستهای کوچک و پرچمهایی که بالای سر بچهها تکان میخورند.
صدای بچهها بلند میشود:
«بابا رضا خیلی دوست دارم.»
پرچمها پایین نمیآیند؛ بچهها همچنان همراه برنامهاند و صدایشان با جشن گره خورده است.
هنوز شادی بچهها تمام نشده که خاله سارا با عروسکش وارد میشود.
عروسک خیلی زود نگاه بچهها را به خودش میکشد. اجرای «ایران امام رضایی» شروع میشود و دوباره پرچمهای ایران در دست بچهها بالا میرود. دست زدنها، همخوانی و بازی، رواق کودک را دوباره به حرکت درمیآورد.
میان این رفتوآمدها، پای صحبت چند نفر از بچهها مینشینیم؛ سؤالها سادهاند، اما جوابها هرکدام گوشهای از دنیای این کلاساولیها را نشان میدهد.
هانیه، ششساله و کلاساولی، هنوز مداد رنگیهایش را نخریده و در مدرسه هم هنوز دوست تازهای پیدا نکرده است. وقتی میپرسیم اگر بخواهد برای امام رضا (ع) نقاشی بکشد چه میکشد، جوابش کوتاه است: «امام رضا (ع)»
دختر دیگری از شغل آیندهاش میگوید؛ میخواهد دکتر شود و اگر بیماری پول نداشت، «مهربونی» کند. میگوید به امام رضا (ع) هم گفته که میخواهد دکتر شود و از او کمک خواسته است.
یکی دیگر پلیس شدن را دوست دارد. ابوالفضل از درس خواندن میگوید: «باید درسم بخونم.»
علیرضا، هفتساله، هنوز قصه نمایش را به خاطر دارد؛ میداند بچههای میناب که قصهشان روی صحنه روایت شد، به شهادت رسیدهاند.
«مامان، کی میریم جشن؟».
اما پشت این صبح شلوغ، هرکدام از بچهها داستان خودش را هم دارد.
ساغر چند روز منتظر این جشن بوده است. لباس فرم مدرسه را پوشیده و هر بار از مادرش پرسیده: «مامان، کی میریم جشن؟»
مادر، شبها با انگشتهایش روزهای باقیمانده را برایش شمرده و شب قبل گفته است: «امشب بخوابی، فردا میریم جشن.»
حالا ساغر در رواق کودک نشسته، از بازیها میگوید و از اینکه به حرم آمده است. چند روز انتظارش بالاخره به همین صبح رسیده؛ صبحی که قرار بوده قبل از شروع مدرسه، در حرم بگذرد.
آخر جشن، گلها میان بچهها پخش میشود.
بچهها یکییکی جلو میروند و گلهایشان را کنار تصاویر قرار میدهند. صف کمکم خلوت میشود؛ اما نرگس هنوز نرفته است.
گل را در دست گرفته و جلو میرود. آن را کنار تصویر میگذارد و چند لحظه همانجا میماند. نگاهش روی تصویر است و لبخندی روی صورتش نشسته.
نرگس میگوید هشت نقاشی از «بابا رضا» کشیده است. از جشن هم تقریباً همه چیز را دوست داشته؛ از برنامهها تا لحظههایی که در رواق کودک گذشته است.
وقتی از گلش میپرسیم، میگوید آن را «بخاطر رهبرم» گذاشته و برای بچههای میناب؛ همان کودکانی که قصهشان را روی صحنه دیده است.
بعد رو به امام رضا (ع) حرفش را ساده میکند:
«بابا رضا دوست دارم.»
گل را گذاشته، اما انگار هنوز دلش نمیآید از آنجا جدا شود. چند لحظه بعد برمیگردد و راهش را به سمت بچهها باز میکند؛ این بار لیلیکنان
در پایان، زنگ به صدا درمیآید؛ این بار یکی از دخترها کنار بانوی مسئول مدرسه ایستاده و در نواختن آن همراهی میکند.
هنوز دو روز تا اول مهر مانده است.
دفترها هنوز روی نیمکتها باز نشدهاند، مداد رنگیها هنوز شاید در کیفهای تازه خریدهشده منتظر باشند و نخستین زنگ کلاس اول هنوز نواخته نشده باشد.
اما برای این بچهها، یک صبح پیش از مدرسه گذشته است؛ صبحی در رواق کودک حرم مطهر رضوی، میان خادمها، بازیها، قصه بچههای میناب، پرچمهای سهرنگ، عروسک خاله سارا و گلهایی که یکییکی کنار تصویرها قرار گرفتند؛ و نرگس، چند قدم دورتر، هنوز لیلی میکند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز