به گزارش آستان نیوز از مرکزی؛ عصر شنبه چهارم مهرماه، گلزار شهدای اراک حال و هوای دیگری داشت. اینجا قرار بود «بهشتگردی» برگزار شود؛ روایتی از همنشینی خادمیاران رضوی و آحاد مختلف مردم با شهدا و فرصتی برای تجدید عهد با آرمانهایی که سالها از پایان دفاع مقدس گذشته، اما هنوز در حافظه این سرزمین زنده است.
در میان ردیف مزارها، آدمهایی از نسلهای مختلف دیده میشدند؛ پیرمردی که آرام کنار مزار شهیدی ایستاده و زیر لب فاتحه میخواند، مادری که دست کودکش را گرفته و میان مزارها قدم میزد و کودکانی که شاخههای گل را در دست گرفته بودند.
سکوت گلزار با صدای قدمها، زمزمه صلوات و گاهی صدای آرام فاتحه درهم میآمیخت. انگار اینجا فاصله میان گذشته و امروز معنایی نداشت؛ نسلهای مختلف آمده بودند تا چند دقیقهای کنار کسانی بنشینند که سالها پیش برای آینده همین نسلها از جان خود گذشتند.
ساعت ۱۶، سعید جلایی روایتگر این برنامه پشت تریبون قرار گرفت و قصه شهدا را برای حاضران روایت کرد؛ از روزهای سخت دفاع مقدس، شبهای عملیات، دعاهای رزمندگان و مادرانی که با وجود داغ فرزند، استوار ماندند.
روایت که به شهدای مدافع حرم رسید، فضای گلزار رنگ دیگری گرفت. نام شهدا که بر زبان آمد، سکوت حاضران عمیقتر شد و چشمهایی که تا لحظاتی قبل به روایتگر دوخته شده بود به سمت مزارها رفت؛ گویی هرکس در ذهن خود روایت شهیدی را مرور میکرد.
اما یکی از ماندگارترین صحنههای «بهشتگردی»، زمانی رقم خورد که خادمیاران رضوی با شاخههای گل سرخ و سفید میان مزارها حرکت کردند. گلها یکی پس از دیگری بر مزار شهدا قرار گرفتند؛ گلهای سرخ برای یادآوری خونهای پاکی که بر زمین ریخته شد و گلهای سفید به نشانه پاکی و خلوص راهی که شهیدان برگزیدند.
در گوشه و کنار گلزار، خادمیاران رضوی با شاخههای گل میان مردم حضور داشتند. کودکان با شوق گلها را در دست میگرفتند و مادران همراهشان میآمدند. پیرمردی کنار یکی از مزارها ایستاده بود. نگاهش به سنگ مزار شهیدی خیره مانده بود و آرام گفت: «اینها رفتند تا ما امروز اینجا با آرامش بایستیم.»
شاید تمام فلسفه «بهشتگردی» در همین جمله خلاصه میشد؛ یادآوری اینکه امنیت و آرامش امروز، حاصل ایستادگی انسانهایی است که از جان خود گذشتند.
خورشید آرامآرام پشت ساختمانهای شهر پنهان میشد و سایه مزارها کشیدهتر میشد. برنامه به پایان رسید، اما کسی عجلهای برای ترک گلزار نداشت. هرکس لحظهای بیشتر کنار مزار شهیدی ایستاد؛ یکی فاتحهای خواند، دیگری شاخه گلی بر مزار گذاشت و بعضیها تنها سکوت کردند.
«بهشتگردی» تمام شد، اما روایت شهدا همچنان در گلزار ادامه داشت؛ در میان نامهایی که بر سنگها حک شده، در شاخههای گل سرخ و سفید و در دل نسلی که آمده بود تا یاد بگیرد راه شهدا، تنها یک خاطره از گذشته نیست؛ راهی است که با ایمان، ایثار، خدمت و وفاداری میتوان آن را ادامه داد.
شاید به همین دلیل بود که آن عصر در گلزار شهدای اراک، بیش از آنکه یک برنامه مناسبتی باشد، فرصتی برای دوباره دیدن شهدا بود؛ دیدنی از جنس دل و عهدی دوباره با کسانی که رفتند تا چراغ راه ماندگان باشند.
انتهای پیام/
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز