کد خبر : ۷۱۴۷۰۸
۱۳:۲۰

۱۴۰۵/۰۷/۱۹
نگاهی به اصول هم‌زیستی اخلاقی و نقشه راه نسل جوان در گفت‌و‌گو با دکتر محمدمهدی تسخیری

چگونه با منطق رضوی به تقریب برسیم؟

چگونه با منطق رضوی به تقریب برسیم؟
۱۹ مهرماه، سال روز تأسیس مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی به فرمان رهبر شهید، یادآور نگاهی راهبردی است که می‌خواست آرمان‌های بزرگ را از عرصه نظر به میدان عمل و نهادسازی پایدار منتقل کند. در سیره و مناظرات امام رضا (ع) نیز گفت‌وگوی علمی و احترام به مخاطب، نه یک رفتار تشریفاتی، بلکه الگویی ماندگار برای کشف حقیقت و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز بوده است.

به همین مناسبت، در گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر محمدمهدی تسخیری، معاون بین‌الملل و عضو هیئت‌علمی دانشگاه ادیان و مذاهب؛ دستاورد‌های این مسیر، خاطراتی شنیدنی از الگوی عملی تقریب و راهکار‌های اثرگذاری نسل جوان در جهان اسلام را بازخوانی کرده‌ایم.

بزرگ‌ترین دستاورد مجمع جهانی تقریب مذاهب را در این سال‌ها چه می‌دانید و این جریان چگونه توانسته اندیشه وحدت را از یک آرمان نظری به یک واقعیت ملموس تبدیل کند؟

به باور من، مهم‌ترین دستاورد مجمع جهانی تقریب، آگاه‌سازی امت اسلامی نسبت به خطر بنیادین تفرقه و تبدیل اندیشه وحدت از یک آرمان نظری به یک جریان زنده، علمی و نهادی است. تفرقه در طول تاریخ همواره بزرگ‌ترین عامل تضعیف توان معنوی، علمی و تمدنی مسلمانان بوده است. قرآن کریم با صراحت ما را از این خطر بازمی‌دارد و می‌فرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید). این آیه به‌روشنی نشان می‌دهد که وحدت، صرفاً یک توصیه عاطفی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای صیانت از عزت و انسجام جامعه اسلامی است.

بزرگ‌ترین خدمت مجمع در این سال‌ها، پر کردن خلأ تاریخی شناخت متقابل میان پیروان مذاهب بوده است. پیش‌ازاین، شناخت مذاهب از یکدیگر غالباً از دریچه روایت‌های یک‌سویه، بدبینی‌ها یا شایعات صورت می‌گرفت؛ اما نهادینه‌کردن فرهنگ گفت‌وگوی مستقیم، چهره‌به‌چهره و علمی میان عالمان و نخبگان، این فضای سوءظن را شکست و همنشینی علمی را به یک سنت حسنه تبدیل کرد. در کنار این نشست‌ها، تولید و گسترش ادبیات علمی تقریب، پلی استوار ساخت تا مبانی فقهی و اعتقادی یکدیگر را دقیق‌تر و بی‌واسطه بشناسیم.

نکته مهم این است که تقریب هرگز به معنای یکسان‌سازی مذاهب یا چشم‌پوشی از باور‌ها نیست؛ بلکه به معنای مدیریت علمی تفاوت‌ها و تکیه بر مشترکات فراوانی، چون خدای واحد، پیامبر اعظم (ص)، قرآن کریم و قبله مشترک است. قرآن کریم هدف از تنوع و تفاوت‌ها را شناخت متقابل معرفی می‌کند: «یَا أَییّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاککمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَی وَجَعَلْنَاککمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا...». اگر اصل تعارف و شناخت، پایه روابط انسانی است، در جامعه اسلامی نیز آشنایی منصفانه با اندیشه دیگری، مانع از تبدیل اختلافات علمی به دشمنی‌های فرساینده اجتماعی می‌شود.

علاوه بر این، ترویج اخلاق گفت‌و‌گو و تقویت مرجعیت علمای متعهد برای مقابله با افراط‌گرایی و اهانت به مقدسات، از دیگر برکات این مسیر بوده است. با پیروی از منطق قرآن که حتی اهانت به باور‌های دیگران را نفی می‌کند، مواضع روشن مراجع و دانشمندان شیعه و اهل‌سنت در تحریم توهین به مقدسات، چرخه شوم کینه‌توزی را مهار کرده است. در نهایت، هنر اصلی این جریان در «نهادسازی» بود؛ اینکه وحدت از رفتار‌های مقطعی اشخاص خارج شود و در قالب شبکه‌ای پایدار، ماندگار و آینده‌ساز برای نسل‌های بعدی تداوم یابد.

از سلوک علمی و اخلاقی مرحوم آیت‌الله تسخیری در مسیر گفت‌و‌گو و تقریب، چه خاطرات ماندگاری در ذهن دارید که نشان‌دهنده الگوی عملی ایشان در دفاع از معارف اسلامی باشد؟

در قریب به نیم‌قرن همراهی با مرحوم آیت‌الله تسخیری، سلوک علمی و اخلاقی ایشان همواره الگویی درخشان از گفت‌وگوی حکیمانه را پیش‌روی ما می‌گذارد. دو خاطره از میان فراز‌های متعدد زندگی ایشان، به‌خوبی نشان‌دهنده منطق استوار و مسئولیت‌پذیری کم‌نظیرشان در عرصه تقریب است.

خاطره نخست به اجلاسی در بیروت بازمی‌گردد. پیش از آغاز نشست، مدیر جلسه هشدار داد که فضای نخبگانی حاضر ممکن است جلسه را به سمت نقد خصمانه ببرد و پیشنهاد لغو آن را داد. اما آیت‌الله تسخیری با تبسمی آرام فرمودند هدف ایشان در بیش از چهارصد نشست بین‌المللی، دستیابی به حقیقت بوده است، نه پیروزی در جدل‌های متعارف. ایشان در آن جلسه با سخنانی استوار، تصویری جامع و احترام‌آمیز از روابط اسلام و مسیحیت ارائه کردند؛ چنان‌که رئیس وقت دانشگاه کاتولیک لبنان صراحتاً اقرار کرد پس از ۳۰ سال تدریس، با طرحی چنین جامع، محترمانه و درعین‌حال پایبند به مبانی اعتقادی مواجه نشده بود. این رویکرد دقیقاً تجلی آیه شریف قرآن است که می‌فرماید: «ادْعُ إِلَی سَکِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ ُ أَحْسَن» (با حکمت، اندرز نیکو و شیوه‌ای که نیکوتر است، به راه پروردگارت دعوت کن).

خاطره دوم نیز جلوه‌ای از تعهد عمیق ایشان را نشان می‌دهد. در ایامی که تازه عمل جراحی انجام داده و بستری بودند، باوجود شرایط دشوار جسمانی و نیاز به مراقبت‌های ویژه، عازم اجلاس بانک توسعه اسلامی در جاکارتا شدند. دلیل این سفر پر زحمت، احساس مسئولیت برای تبیین درست دیدگاه‌های فقهی مکتب اهل‌بیت (ع) در شورای فقهی آن بانک بود. ایشان حتی پس از سکته مغزی و تحمل سال‌ها محدودیت حرکتی، هرگز اجازه ندادند رنج جسمانی مانع حضور مؤثرشان در عرصه‌های بین‌المللی شود. از نگاه آیت‌الله تسخیری، تقریب مذاهب مجاهدتی علمی و تمدنی به شمار می‌رفت. ایشان اثبات کردند که می‌توان بر اصول اعتقادی خویش استوار ماند و درعین‌حال، کرامت دیگری را پاسداشت. یاد این بزرگوار و دیگر پیش‌گامان این مسیر، همچون مرحوم آیت‌الله واعظ‌زاده خراسانی، چراغ راهی برای پاسداری از عزت امت اسلامی خواهد بود.

سیره و منش امام رضا (ع) در گفت‌و‌گو با پیروان دیگر مذاهب و ادیان، چه درس‌هایی برای تقریب و هم‌زیستی امروز ما دارد؟

عصر امام رضا (ع)، به‌ویژه دوران حضور ایشان در مرو، یکی از پیچیده‌ترین برهه‌های فکری و فرهنگی تاریخ اسلام بود. در آن روزگار، سیاست‌های مأمون عباسی در برگزاری مجالس مناظره از یک‌سو، و گسترش نحله‌های کلامی و ترجمه آثار فلسفی ازسوی‌دیگر، فضای جامعه را به عرصه رویارویی اندیشه‌ها تبدیل کرده بود. در چنین فضایی، امام رضا (ع) الگویی ممتاز از گفت‌وگوی علمی و مواجهه حکیمانه با مخالفان فکری ارائه دادند؛ الگویی که نه بر تحقیر دیگری استوار بود و نه بر چشم‌پوشی از حقیقت، بلکه بر استدلال، انصاف و احترام متقابل تکیه داشت و مصداق کامل این آیه شریف بود که می‌فرماید: «وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْکِتَابِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (با اهل کتاب جز به شیوه‌ای که نیکوتر است، مجادله نکنید).

در میراث مناظرات رضوی، دو نمونه برجسته راهنمای مسیر امروز ماست؛ نخست، گفت‌و‌گو با جاثلیق مسیحی که در آن، حضرت به‌جای ادعا‌های یک‌سویه، با هوشمندی از مبانی موردقبول خود مخاطب برای اثبات حقیقت استفاده کردند. این شیوه نشان می‌دهد گفت‌وگوی اثرگذار، پیش از سخن‌گفتن، به شناخت دقیق دستگاه فکری مخاطب نیاز دارد. نمونه دوم، مناظره با «عمران صابی» است که در آن، امام (ع) با روی گشاده و سعه‌صدری کم‌نظیر به پرسش‌های بنیادین او پاسخ دادند و مجال طرح اندیشه را تا پایان بحث برایش فراهم ساختند؛ مواجهه‌ای که جلوه‌ای درخشان از پیوند دانش، بردباری و احترام به پرسشگر بود.

این دو الگوی تاریخی درسی بنیادین برای امروز جهان اسلام دارند: تقریب، نه نادیده‌گرفتن تفاوت‌هاست و نه تحمیل عقیده، بلکه هنرِ تبدیل منازعه به گفت‌وگوی علمی و عرضه حکیمانه حقیقت است. سیره رضوی به ما می‌آموزد که می‌توان بر باور‌های خویش استوار ماند و درعین‌حال، با مخالف فکری چنان کریمانه و منصفانه سخن گفت که گفت‌و‌گو، به‌جای میدان غلبه‌جویی، به فرصتی برای کشف حقیقت، تعالی اندیشه و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز تبدیل شود.

 

 


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها