اسلام از آغاز با دانش و اندیشه به سراغ انسان آمد و پرورش بشر و رشد و هدایت او با کتاب را هدف گرفت، معجزهی جاودانش کتاب بود و به قلم سوگند یاد کرد. پیامبرش با خواندن به رسالت مبعوث شد و مأموریت او تعلیم و تربیت بود.
انقلاب اسلامی ایران نیز از ابتدا ماهیت تعلیمی و تربیتی داشت و بر خلاف همه انقلابهای جهان که یا از کودتای نظامی یا قدرتهای حزبی و تحولات سیاسی شکل میگیرند، انقلاب ما به دست عالمان و معلمان رقم خورد و از همان آغاز جنس تعلیمی و تربیتی داشت.
اما تعلیم و تربیت با هم تفاوتی دارند؛ تعلیم دربرگیرنده ابعاد نظری است و تربیت شامل جهات عملی. تعلیم به دانستن کار دارد و تربیت به کاربستن دانستهها را مد نظر قرار میدهد.
آموزش و تعلیم، گرچه بسیار مهم و سرنوشت ساز، اما آغاز است و بدون تربیت ناقص میماند.
چه بسیار عالمان بی عمل که به تعبیر حدیث نبوی مثل زنبور بی عسل هستند و چه بسیار داناییها که در عمل تحقق پیدا نمیکند.
در تربیت دینی، کارورزی و تمرین و استمرار تجربههای معنوی است که دینداری را رقم میزند و باور دینی و مذهبی را محکم و استوار میکند.
بدون این تجربهها و تمرینهای مستمر، آن دانسته ها، چون قطعاتی منفصل است که با تندباد شبههها و چالشهای مختلف، به راحتی ممکن است فروبریزد. ولی اگر آن سنگها و آجرهای دانش و معرفت، با ملات و سیمان تجربهی معنوی و تربیت دینی و تمرینهای روزمره زندگی مذهبی محکم شود و استوار گردد، چنان قلعه مستحکم و بنیان قدرتمندی شکل خواهد گرفت که با هیچ هجوم و حملهای به آسانی درهم نخواهد ریخت و در مقابل هر تندباد و سیلی مقاومت افزون تری خواهد داشت.
از سوی دیگر مهارتها و تربیتها بدون تعلیم صحیح و معرفت کامل ممکن است سرانجامی نیکو نداشته باشد و انحرافات عقیدتی و فکری را رقم بزند.
از این روست که در زندگی دینی باید هر دو بخش تعلیم و تربیت به صورت متوازن و منسجم همپای هم رشد کند و دنبال شود.
مهارتهای زندگی دینی همچون مهارت دعا، مهارت زیارت، مهارت صدقه، مهارت صله رحم و دیگر مهارتها تعلیم و ترویج و تجربه میخواهند و مانند هر مهارتی باید آموزش داده شوند و فراگیران با تجربه و تکرار آن مهارتها تربیت یابند.
متاسفانه باید اعتراف کنیم که ما در تبیین و ترویج این مهارتها و آموزش و تربیت کودکان و نوجوانان مان برای فراگیری آنها قصور فراوان داشتهایم.
در گذشته به اقتضای شرایط متفاوت زندگی بخش عمدهای از نیازهای تربیتی این عرصه در ساختار سنتی سبک زندگی دینی به نسلهای بعد منتقل میشد، اما در روزگار نو که اقتضاءات زندگیهای جدید تفاوت بسیار یافته است، لاجرم باید به انتقال ارزشها در سازکارهای تازه و کاربردی جدید نیز بیاندیشیم.
چه سبک زندگی دینی (و محصولات کاربردی مورد نیاز این زندگی در دنیای جدید) و چه مهارتهای زندگی دینی هر دو به بازطراحی و بازنگری و ترویج و توسعه نیاز دارد.
نذر، یکی از مهارتهای زندگی دینی است که بر خلاف ظاهر ساده و عادی اش، بسیار حساس و پیچیده و دقیق و مهم است.
نذر چه از نظر تاریخی و زمانی و چه از حیث جغرافیایی و مکانی دارای گستردگی و تنوع و فراوانی بسیار بیشتر از چیزی است که در نگاه اول به چشم میآید.
نذر از ابتدای زندگی بشر سابقه تاریخی دارد و تا همین امروز در میان اقوام و جوامع گوناگون به شکلها و گونههای متفاوت دیده میشود.
شاید مهمترین جنبه و خصوصیت "نذر" برجستگی ایمان به غیب در آن باشد که بنیان و اساس توحید و رابطه قلبی و معنوی با خداوند است.
در موضوع نذر احوال درونی و کنشهای روانی افراد که به ظاهر دیده نمیشود بسیار اهمیت پیدا میکند.
کسی که نذر میکند در واقع نخست به ضعف و ناتوانی خود اعتراف دارد و ثانیا به این باور رسیده که نیرویی فراتر از او هست که میتواند به او کمک کند.
در آیات شریفه قرآن کریم بارها به این جنبه اشاره شده و احوال کسانی که در موقعیتهای سخت و اضطرارآفرین به خداوند رو کردهاند و به لطف و عنایت او التجا داشتهاند، مورد موشکافی و تحلیل قرار گرفته است.
آنها که در پریشانی طوفان و سیلاب، چون به غرق شدن کشتی مطمئن میشوند، میگویند "لئن أنجینا من هذه"
همین حرف شرط دقیقا کلید تبیین این رابطه درونی و حالت روانی فرد است.
حتى فرعون در بالاترین درجه از کفر و شرک -که ادعای خدایی میکرد- وقتی در میان دریا گرفتار امواج خروشان شد به درگاه پروردگار تضرع کرد.
موضوع نذر چنان که در نگاه اول دیده میشود -و، چون فراوان به گوشمان خورده و بسیار شنیدهایم، عادی شده-اصلا مسألهای ساده و بسیط نیست، بلکه ظرافتها و حساسیتها و عمق و پیچیدگی بسیار دارد.
نذر بر خلاف ظاهرش یک اتفاق لحظهای نیست که در آنی رخ دهد و بگذرد، بلکه یک فرآیند است که انسان را تربیت میکند.
نذر یک رخداد نیست، یک فرآیند است؛ سفری معنوی و روحانی است از لحظهی احساس نیاز و اضطرار
تا باور به قدرت مطلق تا ایمان به رابطه متقابل و امید به حصول نتیجه.
شخصی که نذر میکند ابتدا به نیاز خود در مقابل قادر مطلق وقوف پیدا میکند، بعد به قدرت خدای بیکران توجه مییابد، در این مرحله احساس میکند که میتواند با این قدرت مطلق رابطه مستقیم داشته باشد، با او سخن بگوید، درد دل کند، حرف بزند، به وضوح و سادگی شرط و شروط بگذارد که مثلا "اگر" چنین شد، من چنان خواهم کرد!
نذر یک پروژه نیست، بلکه یک پروسه است از روزی که آن احساس نیاز شکل میگیرد، تا روزی که آن مطلوب محقق میشود و نذر را ادا میکنند.
از عقیده به توحید و مؤثر بودن خداوند تا نیت و از فکر و اشتغال ذهنی تا اقدام عملی، مسیری است که دانستهها و علم را به کاربرد روزمره نزدیک میکند و تربیت درست در همین فرایند رخ میدهد.
نذر، به شکلهای مختلف و متفاوتش از مواسات مالی -مثل پرداخت پول- تا اختصاص دادن تواناییها در مسیر حق -مثل خدمت مجانی یک پزشک در مناطق محروم- به هر صورتی که باشد
به هر حال نوعی معامله و رابطه با خداست؛ و این رابطه معنوی با خداوند از رمزها و رازهای بسیار مهم فرایند نذر است.
امام صادق علیه السلام فرمود: "ولقد أملق أحیانا فاتاجر الله بالصدقة" گاه بی پول میشوم و آنجاست که با خدا معامله میکنم، من صدقه میدهم [تا خداوند چند برابر به من برگرداند]خداوند خود فرمود که هر چه میخواهید، حتى خلال دندان و نمک غذایتان را از من بخواهید! یعنی شرم و حیایی نداشته باشید و آن رابطه معنوی و درونی با پروردگار را در عادیترین و مادیترین جنبههای زندگی روزمره تان برقرار کنید.
البته روشن است که این رابطه و اساسا نذر معنای بی مسؤولیتی و تنبلی و بی اعتنایی به اسباب ندارد، بلکه توجه به سبب الاسباب است و کسی که همه امور عالم با ارادهی او جریان پیدا میکند.
بنابراین کسی که بیمار است -اگر برای سلامت خود نذر میکند- در واقع همان وقت که مشغول درمان و تکمیل مراحل کار پزشکی است، از خداوند میخواهد که شفا را در دست طبیب قرار دهد و داروی او را مؤثر سازد.
یکی از جنبههای دیگر در موضوع نذر که خیلی مهم و قابل توجه است، تنوع و عدم محدودیت مصداقهای تعهد در نذر است.
وقتی اساس نذر رابطهی دو سویه با خداوند باشد دیگر مهم نیست که مصداق ادای تعهد چیست.
از همین روی ادای تعهد در نذر بسیار تنوع دارد و میدان بروز خلاقیت هاست.
همان طور که موضوع خود نذر متنوع است - از شفای بیمار تا قبولی در دانشگاه و از ازدواج تا شغل- تعهد مقابل نذر و ادای آن نیز تنوع دارد.
ممکن است کسی با خدا پیمان ببندد که در صورت تحقق خواسته اش، به دانش آموزان بی بضاعت تعلیم دهد و آنان را برای کنکور آماده کند، شاید کسی وعدههای غذایی گرم را برای نیازمندان تهیه نماید، چه بسا دیگری با خداوند قرار بگذارد که در صورت تحقق خواسته اش معتادان کارتن خواب را به حمام ببرد و آنها را شستشو کند، و از این دست نمونهها میشود صدها و هزارها مثال زد.
یعنی مسأله فقط یک صورت مشخص پرداخت مالی نیست و مسیر آن هم تنها نهادهای مذهبی نیستند، بلکه رابطهای کاملا مستقل و مستقیم میان شخص و خداوند است.
این تنوع و خلاقیت در موضوع نذر -که حتما مصادیق جذاب و بسیار جالب آن را هم خداوند به دل بندگانش میاندازد تا مشکل بندگانی دیگر را حل کند- خود به تنهایی میتواند موضوع مطالعه و بررسی جدی و عمیق باشد.
بهترین نمونه اش نیز راه پیمایی اربعین حسینی است که گاه نمونههایی عجیب و غریب در آن مشاهده میشود. به طور طبیعی نذر عاشقان حسینی برای تأمین خوابگاه و غذای زائران همواره تحقق مییابد -چنان که سالها سابقه داشته است-، اما مواردی دیگر که شخصا شاهد بودهام مثل این که کسی برای تعمیر چرخ کالسکه کودکان زوار نذر کند، یا کسی بساط بازیهای کامپیوتری را برای سرگرمی کودکان فراهم سازد، یا کسی پوشک بچه یا شیرخشک را برای نوزادان تأمین نماید، یا کسی امکان شارژ موبایل را برای زائران پیش بینی کند و امثال این نمونهها همه نشان دهندهی تنوع و خلاقیت در این حوزه است.
یکی از دوستان نقل میکرد که وقتی در میانهی راه نشستم تا غذا بخورم، مردی درشت هیکل آمد و کنارم ایستاد؛ و هر طرف که میگشتم او باز بالای سرم میآمد و بعدا کسی توضیح داد که این فرد، چون پولی ندارد تا برای زیارت سیدالشهدا علیه السلام هزینه کند، نذر کرده تا سایبان زائران حضرت باشد و آنها را از حرارت آفتاب بپوشاند!
فرایند تربیتی یعنی همین که این شخص ابتدا در قلب و دل خود حالی از احساس نیاز و ضرورت معنوی یافته که برای شهید کربلا کاری بکند، بعد به این نتیجه رسیده که وقتی پولی ندارد از توان جسمی خود بهره بگیرد. همان لحظهای که نیت کرده و با این نذر از خانهی خود به راه افتاده سفر معنوی او آغاز شده و شاید راز عظمت شگفت "نیت" به همین جهت باشد.
خداوند به نیتها پاداش میدهد و با این فرایند بندگان خود را تربیت میکند، از لحظهای که نیت میکنند و با او قراری میگذارند تا لحظهای که حتى اگر خواسته شان محقق نشود با این احساس و رابطه معنوی نفس میکشند و قدم برمی دارند.
نذر فرایندی است که بندگان را به آسمان متصل میکند و دل و جان و جسم و تن شان را به خداوند پیوند میزند- هرکسی بر حسب ظرفیت و استعدادش- تا بندگان قلب خود را به امید لطف خداوند تازه کنند و دل از غیر او ببرند و چشم به اجابت او بدوزند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز