کد خبر : ۳۶۶۳۰۵
۱۰:۵۷

۱۴۰۴/۰۱/۱۱
امروز جمعیت عظیم مشتاقان ولایت در حرم مطهر رضوی حضور یافتند

برگزاری نماز عید سعید فطر، نشانه ای از عهد با خدا برای تطهیر دل ها

برگزاری نماز عید سعید فطر، نشانه ای از عهد با خدا برای تطهیر دل ها
آفتابِ اولین روز از ماه شوال، زعفرانی‌تر از همیشه، رنگ و جلوه‌ای خاص به کوچه‌ها و خیابان‌های شهر پاشیده. شال و کلاه می‌کنی و از خانه بیرون می‌زنی. 

به گزارش آستان‌نیوز، بهار اندر بهار، هوای تازه است که خنکای ابتدای صبح را دلپذیرتر می‌کند. انگار نسیم دارد از روی یک دشت ارغوان بلند می‌شود. آدمها، عین کاه کشیده می‌شوند سمت مغناطیس درخشان حرم. شانه‌ها سبک و چشم‌ها روشن است. آن پیراهن‌های سیاه مرثیه‌آلود جای خود را به پیراهن‌های نونوار عیدانه داده. تن‌ها، پاکیزه از غسل توبه و استغاثه و رو به پاک‌ترین گوشه شهر سرازیرند. 
از چندصدمتری ورودی‌های حرم، عطر هل و گلاب به مشام می‌رسد. لب‌ها بی‌اختیار می‌خندند. آدم‌ها، انگار از یک سفر طولانی برگشته باشند، انگار بار دیگر به خانه آمده‌اند، انگار امانتی گران را به مقصد رسانده و حالا با خاطری آسوده به زندگی رجوع کرده‌اند، مثل پر در هوا می‌چرخند و به مقصد تجمعی کم نظیر، روان‌اند. ویلچرها از کالسکه‌ها سبقت می‌گیرند و پیاده‌ها از پیاده‌ها. جا برای تمام عاشقانِ دلپاک هست. 
اینجا همان جایی‌ است که همین چند شب پیش، با سرهای به زیر افتاده و چشم‌های نگران وارد می‌شدیم و با همان اندک بارقه امید، توی دلمان امید داشتیم دستی از آسمان برسد و خطی به پرونده مکدر اعمالمان بکشد و اصلا شتر دیدی ندیدی. این جمعیت، همان‌هایی هستند که سه شب تمام با قلبی هزار تکه و سینه‌ای گُر گرفته، بر اشک‌های علی گریستند و از زخم‌های علی سوختند. اینجا همان صحن و سرایی ست که عطر نخسلتان‌های سوخته گرفته بود و حالا انگار بهار خود را به رواق‌های گلاب اندود حرم کشانده است.

خادم‌‌ها اسپند دود می‌کنند؛ چشم بد دور! عید آمده! صد شکر... . 
ما از سفری 29روزه برگشته‌ایم. سفری که طعم رطب می‌داد. حالا جمع شده‌ایم زیر آسمان خدا. در محضر سلطان توس و زیر پرچم سبزی که به خط خورشید نوشته است: «نصر من الله و فَتح قَریب». 
ما همان جماعت لبیک گوی آخرین جمعه ماهیم که با بغضی ورم کرده در گلو، مشت خشممان را به آسمان خدا کوبیده بودیم تا صدایمان از سیم‌های خاردار و خرابه‌های غزه بگذرد و برسد به اورشلیم؛ به مسجد الاقصی و حالا امامت جمعه شهر که در نخستین شب قدری که گذشت، قرآن به سر با دیده گریان جماعتی را با خود همراه کرده بود، در پیشانی جمعیت ایستاده و پس از آنکه تکبیر می‌گوید، دست‌ها را رو به آسمان بلند می‌کند. 
حالا هزاران هزار نفر در جای جای حرم، دست‌ها را سمت آسمان نشانه رفته‌اند و یک صدا مثل همان شب‌هایی که الغوث گویان دست به دامان خدا می‌شدند، می‌خوانند: «اللهم اهل الکبریاء و العظمة و اهل الجود و الجبروت و اهل العفو و الرحمة و اهل التقوی و المغفره...» . 
نماز که تمام می‌شود، لبخندها عین نقل و نبات در فضا می‌پاشد. فرشته‌ها چوب پرهایشان را به سر آدم‌ها می‌کشند و هوایی که بوی استجابت دعا می‌دهد.


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها