کد خبر : ۳۷۳۸۱۰
۱۴:۵۳

۱۴۰۴/۰۶/۲۷
شاعر آئینی و پژوهشگر بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی مطرح کرد

 زیارت متعالی در شعر رضوی، پلی میان خودشناسی، خداشناسی و جهان معاصر

 زیارت متعالی در شعر رضوی، پلی میان خودشناسی، خداشناسی و جهان معاصر
روز شعر و ادب فارسی فرصتی است تا نقش شعر در فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی بازخوانی شود. شعر فارسی، افزون بر جنبه‌های زیبایی‌شناسانه، همواره بستری برای انتقال معارف دینی، عرفانی و اخلاقی بوده است. 

به گزارش آستان نیوز، در این میان، ادبیات آیینی و رضوی جایگاهی ویژه دارد؛ چرا که زیارت و ارتباط قلبی با امامان معصوم(ع) یکی از مهم‌ترین تجربه‌های دینی و اجتماعی ایرانیان است.اما آیا شعر آیینی ما توانسته «زیارت متعالی» را بازتاب دهد؟ زیارتی که از سطح توصیف نمادهای کلیشه‌ای فراتر رود و به تجربه‌ای معرفتی، اخلاقی، شهودی و حتی جهان‌شمول بدل شود؟
در این باره، با استاد مصطفی جلیلیان مصلحی، پژوهشگر بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی و مؤلف بیش از سی اثر درباره شعر به گفت‌وگو  نشستیم تا درباره مؤلفه‌های زیارت متعالی در شعر معاصر رضوی، تجربه‌های زیستی شاعران و ضرورت‌های نوآوری و جهان‌شمولی در ادبیات آیینی سخن بگوید.

به نظر شما ضرورت پرداختن به زیارت متعالی در شعر رضوی معاصر چیست؟
در حوزه فرهنگ و هنر اسلامی، به‌ویژه فرهنگ و هنر معاصر، فعالیت‌های گوناگونی به انجام رسیده است؛ گاه پراکنده و گاه سازمان‌یافته. اما آنچه امروز  اهمیت دارد، تبیین مؤلفه‌های زیارت متعالی در شعر معاصر رضوی است. در دیدار اخیر تولیت معزز آستان قدس رضوی با نخبگان ادبی و هنری که در حرم مطهر خدمت می‌کنند، ایشان سفارش کردند این مفاهیم باید به میان مردم برده شود. هدف این است که در هر گونه هنری، شاخصه‌های زیارت متعالی شناخته و معرفی شود.
زیارت، آن‌گونه که در متون دینی و عرفانی آمده است، فقط حضور جسمانی در حرم نیست؛ نوعی ارتباط قلبی و معرفتی با حجت خداست. پیامبر اعظم (ص) و امام رضا (ع) بر همین بُعد معرفتی تأکید کرده‌اند. بنابراین باید از نمادهای کلیشه‌ای چون «کبوتر»، «آهو» و «پنجره فولاد» عبور کنیم و زیارت را از ظاهر به سیرت ببریم. شاعر باید نمادهایی را از راه شهود شخصی کشف کند و در شعرش جلوه دهد.

زیارت متعالی در شعر رضوی چه مؤلفه‌هایی دارد؟
به باور بنده، مؤلفه‌های زیارت متعالی در شعر رضوی هشت موضوع را دربر می‌گیرد.
نخست معرفت‌محوری، در واقع شعر رضوی باید از بن‌مایه‌های معرفتی و معارف امام رضا(ع) الهام بگیرد؛ از احادیث، سیره، گفت‌وگوهای علمی و مناظرات ایشان. که شوربختانه در برخی شعرها کمتر به این ابعاد پرداخته شده است.
مؤلفه دوم، پرهیز از سطحی‌نگری است، از همین رو نباید زیارت را به توصیف ظواهر مکان‌ها تقلیل داد. شاعر باید از توصیف «زیبایی گلدسته» یا «جمال صحن» فراتر برود و به انتقال نیرویی که از این نمادها برمی‌خیزد، بپردازد.
بازتاب ویژگی‌های اخلاقی امام رضا(ع) نیز مؤلفه دیگر است که در دامنه آن، شعر باید اخلاق، علم، کرامت و مناظرات امام را بازگو کند؛ همان ویژگی‌هایی که امام را به عنوان الگویی جهانی معرفی می‌کند.
مؤلفه چهارم، سیاست‌گذاری فرهنگی است، در حقیقت تجربه نشان داده است که جریان شعر رضوی در دهه اخیر، با هدایت فرهنگی رشد کرده. مقام معظم رهبری نیز در دیدار با شاعران بر لزوم «غزل محجب» تأکید کردند؛ غزلی که چارچوب دارد و در دل مردم راه باز می‌کند. این نگاه نشان می‌دهد که شکل‌گیری جریان‌های شعری نیازمند هدایت و حمایت است.
تجربه شخصی و شهودی شاعر، مؤلفه دیگر است، شاعر باید از زیارت خود بگوید. در جشنواره‌های رضوی همواره به داوران تأکید کرده‌ایم که تجربه زیستی شاعر را اصل قرار دهند. نمونه‌اش شعرهایی است که از لحظه‌های زیارت برآمده و در دل مردم نشسته است.
مؤلفه ششم نیز آفرینشگری صوری و زبانی است، شاعر موفق کسی است که از ظرفیت‌های زبان نو بهره گیرد و تصاویر تازه بیافریند. نباید فقط کبوتر و ضریح را دید؛ بلکه باید زبان و دستگاه‌های ادبی را برای بیان تجربه‌های زیارت به‌کار گرفت.
مؤلفه هفتم بُعد عرفانی و سلوکی است، زیارت باید پلی برای خودشناسی و خداشناسی باشد. بسیاری از اشعار معاصر این بُعد را نشان می‌دهند، جایی که شاعر زیارت را راهی برای پیراستگی درون معرفی می‌کند و مؤلفه هشتم، بُعد اجتماعی و تاریخی است، شعر رضوی باید غربت امام رضا (ع) و شرایط تاریخی ایشان در خراسان را بازتاب دهد. رباعی‌هایی که به دسیسه‌های مأمون اشاره کرده‌اند، نشان می‌دهند که شاعر می‌تواند از تاریخ پلی بزند به معاصر و هشدار دهد که مبادا ما خود، «مأمون» زمانه شویم.

شما بر تجربه زیستی شاعر تأکید زیادی دارید. چرا این موضوع تا این حد مهم است؟
زیرا تجربه شخصی صادقانه، شعر را ماندگار می‌کند. وقتی سهیل محمودی ترانه‌ای ساده می‌سراید: (دوس دارم نگات کنم، تو هم منو نگا کنی)، شاید از نظر ادبی پیچیدگی نداشته باشد، اما چون تجربه‌ای شهودی و صادقانه است، مردم آن را بارها زمزمه می‌کنند. 

شاعر باید از زیارت خود بگوید؛ همان لحظه‌هایی که در حرم تجربه کرده است. برای مثال، دیدن خادمی پیر در سرمای زمستان که با شوق خدمت، کنار حرم ایستاده، خود شعری زنده است. این تجربه‌ها به دل مردم می‌نشیند.

آیا ادبیات آیینی ما می‌تواند جهانی شود؟
قطعاً. من بارها در پاکستان شاهد بوده‌ام که حتی شاعران اهل سنت و ادیان دیگر برای امام رضا(ع) شعر سروده‌اند. مجموعه‌هایی از اشعار اردو و حتی ترجمه‌های انگلیسی به من داده‌اند تا به کتابخانه آستان قدس تقدیم کنم. این نشان می‌دهد که ادبیات رضوی جهان‌شمول است و زیارت متعالی حلقه پیوند ما با ادبیات جهان خواهد بود.

نسبت زیارت متعالی با نیازهای امروز جامعه چیست؟
شاعر باید خودش را سرباز فرهنگی بداند و به روزترین مسائل را پیگیری کند. زیارت متعالی فقط حاجت‌خواهی فردی نیست، بلکه پلی برای اصلاح جامعه است. وقتی شاعر از غربت امام رضا(ع) یا از دسیسه‌های تاریخی مأمون سخن می‌گوید، در واقع به انسان معاصر هشدار می‌دهد که مراقب باشد تاریخ را تکرار نکند. این همان پیوند شعر رضوی با دغدغه‌های روز جامعه است.

جمع‌بندی شما درباره زیارت متعالی در شعر رضوی چیست؟
زیارت متعالی در شعر رضوی یعنی عبور از کلیشه‌های دست و پاگیر و رسیدن به معرفت، اخلاق، تجربه زیستی و جهان‌شمولی. شاعر باید نوآور، متعهد و صادق باشد. چنین شعری می‌تواند هم دل ایرانیان را گرم کند و هم در جهان معاصر پژواک یابد. امام رضا(ع) و آموزه‌های ایشان ظرفیت جهانی دارند و ادبیات آیینی ما باید این ظرفیت را به زبان هنر عرضه کند.


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها