به گزارش آستان نیوز، اینجا را همه «مهدالرضا» مینامند. بانوی این خانه حاج خانوم صابری، سالهاست که آن را با تمام هستیاش وقف آموزش قرآن به کودکان محله کرده است.
داستان وقف خانه از یک باور قدیمی آغاز میشود، زمانی که حاج خانوم صابری راوی داستان این ارثیه ارزشمند میشود، جذابیت ماجرا بیشتر میشود. او تعریف میکند: از کودکی دوست داشتم هر چه دارم، برای کار خیر کنار بگذارم. حتی عیدیهای کوچک را جمع میکردم و به خود میگفتم: یک روز اینها خرج امامزمان (عج) خواهد شد. این آرزو، سالها بعد، وقتی بخشی از ارث مادرم به دستم رسید، شکل واقعیتری به خود گرفت. بسیاری میگفتند با این مبلغ کم نمیشود کار بزرگی کرد. اما من فقط یک جمله را تکرار میکردم: «اگر خدا بخواهد، میشود». سرانجام، خانهای کوچک را که دامادم خریده بود، طی شش سال و با پرداخت ارثی که برایم مانده بود، خریدم.
او با لحنی پر شوق از اولین روز وقف این خانه میگوید: خانه، وضعیت خوبی نداشت. دیوارها ترکخورده بود و سقف نیاز به بازسازی داشت. حتی مدتی از همسایهها خواستم و خواهش کردم زمینهای اطراف را بفروشند تا شاید فضای کار را گسترش دهم، اما میسر نشد. در همان روزهای سرد تردید، پناهم را در حرم امام رضا (ع) یافتم. در خلوت با آقا گفتم: «خدایا، فقط میخواهم اینجا خانه قرآن شود. خودت راه را نشان بده» و پاسخ این نجوا، با آمدن خادمان حرم به خانه شروع شد.
او ادامه میدهد: وقتی خادمان وضعیت خانه را دیدند، گفتند: ما میخواهیم اینجا را مهدالرضا (ع) کنیم. همان روز به آستان قدس رفتم و این خانه را وقف کردم. بعد از آن، همراهی آستان قدس آغاز شد. خانه، بازسازی شد و تعمیرات اساسی انجام گرفت. حالا دیگر این خانه کوچک نه یکخانهٔ فرسوده که فضایی امن و شاد برای کودکان محله است.
خانم صابری میگوید: روش کار آموزش قرآن به کودکان هم از همان ابتدا مشخص بود قرآن باید با بازی، شعر و مهربانی به دل بچهها بنشیند.
مربیانی آمدند که با عشق درس دادند. حالا هر صبح که درخانهباز میشود، کودکانی با چشمان درخشان و دلهای مشتاق وارد میشوند و آیات قرآن و احادیث اهلبیت (ع) را یاد میگیرند.
وقفی شیرین و ماندگار
یکی از شیرینترین لحظات برایم روزی بود که دختر کوچکی پیش من آمد و آیتالکرسی را چنان خواند که گویی فرشتگان هم با او زمزمه میکردند. آن روز، تمام خستگیها و دشواریهای راه، در برابر این صحنه پیش چشمم رنگ باخت.
او این هدیه را ماندگارترین نشان محبت به امام رضا (ع) میداند و اظهار میکند: برای من، وقف این خانه یعنی سپردن آن به دست کسی که همیشه میماند: خدا و اهلبیت (ع). میخواستم اینجا تا قیامت، خانه خیر و آموزش باقی بماند. آموزش قرآن، در نگاه من تنها یادگیری روخوانی نیست؛ ساختن زندگی است. بچههایی که با قرآن بزرگ میشوند، نگاهشان به دنیا زیباتر میشود. دلهایشان نرم و سرشار از ایمان میگردد.
حاجخانم صابری با اشاره به اینکه رشد کودکان در فضای قرآنی، بزرگترین پاداش عمر اوست، ادامه میدهد: این مسیر، برای من، طبیعیترین راه مادرانهام بود. زن، پایه تربیت جامعه است. اگر مادری خودش با قرآن و اخلاق زندگی کند، میتواند نهتنها فرزندان خود که بسیاری از کودکان جامعه را تحتتأثیر قرار دهد. من این بچهها را مانند فرزندان خودم حتی بیشتر دوست دارم. آرزویم این است که این حرکت کوچک، روزی بزرگتر شود. دوست دارم از نظر مساحت، گسترش یابد و طبقۀ بالای این خانه ساخته شود تا فضای آموزشی گسترش یابد و نهجالبلاغه هم تدریس شود. آرزو دارم هر کس پا به اینجا میگذارد، سرباز کوچک امامزمان (عج) و خدمتگزار قرآن شود.
بهترین انتخاب برای یکعمر
او در پایان، خطاب به بانوانی که میخواهند در راه خیر قدم بگذارند، میگوید: کار خیر، تنها با پولهای کلان نیست. گاهی یک دلگرمی کوچک، یک آموزش ساده، یا یک گوش شنوا میتواند زندگیای را دگرگون کند. از خدا طلب توفیق کنید و قدم اول را بردارید. بقیه راه را خدا خودش هموار میکند.
او یادآور میشود: این خانه، اکنون دیگر ملک من نیست. وقف خدا و بچهها است و من هر روز که صدای قرآن کودکان را میشنوم، میدانم که این بهترین انتخاب عمرم بوده است.
گزارش - وجیهه تقیزاده
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز