به گزارش آستان نیوز، منصور انوری، نویسنده نامآشنای ادبیات داستانی ایران، سالهاست همه توان و عمر خود را وقف نگارش رمانی کرده که میخواهد عاشورا را نه در قالب مقتل بلکه در قالب رمان، به جهان معرفی کند.
«قصه عاشورا» پروژهای است دشوار، بلندمدت و پرچالش که با حمایت انتشارات بهنشر و با راهنمایی تاریخی دکتر محمدرضا سنگری در حال شکلگیری است. این گفتوگو، روایتی از دغدغهها، دشواریها و نگاه یک نویسنده به بزرگترین حماسه تاریخ است که در ادامه میخوانید.
آقای انوری، چه شد که تصمیم گرفتید درباره عاشورا رمان بنویسید؟
چند دلیل داشت. اول اینکه احساس کردم در ادبیات داستانی ما درباره عاشورا خلأ بزرگی وجود دارد. مقتل و کتاب تاریخی زیاد نوشته شده، اما رمانی که هم مستند باشد و هم جذاب، بسیار کم است.
دوم، خواندن سخن گاندی بود؛ اینکه گفته بود از سرگذشت امام حسین (ع) درس گرفته است. این نشان میدهد عاشورا ظرفیتی جهانی، دارد؛ و سوم اینکه معتقدم، رمان، به دلیل قدرت هم ذاتپنداری، بهترین قالب برای معرفی این حماسه به نسل جدید و حتی مخاطبان غیرایرانی است.
ساختار «قصه عاشورا» چگونه طراحی شده است؟
نوشتن درباره عاشورا کار بسیار سختی است. به نظر من برای روایت درست عاشورا باید از سالها پیش از واقعه کربلا نوشت.
در طرح کامل و آرمانیام، قصه از زمانی آغاز میشود که حضرت ابراهیم (ع) به جزیرهالعرب آمدند و بنای کعبه را با حضرت اسماعیل (ع) ساختند؛ سپس به بعثت پیامبر (ص)، امیرالمؤمنین (ع) و امام حسن (ع) میرسیم و بعد وارد عاشورا میشویم.
اما هسته اصلی رمان از زمانی آغاز میشود که معاویه از دنیا میرود و یزید به حکومت میرسد و به حاکم مدینه نامه مینویسد تا از امام حسین (ع) بیعت بگیرد.
نقطه شروع واقعی رمان همان امتناع امام از بیعت و حرکت ایشان بهسوی مکه همراه با خانواده است. روایت، منزل به منزل جلو میآید؛ در هر منزل گفتوگوها، آمدنها و رفتنها، ریزشها و رویشها ثبت میشود.
در رمان به چه بخشهایی پس از عاشورا پرداختهاید؟
در بخش اصلی رمان، به اسارت اهل بیت (ع) توجه ویژه شده است؛ قصه شام، مسیر بازگشت، و حوادثی که در این راه رخ میدهد.
همچنین به معجزات و خوارق عادات اشاره میشود؛ مانند قرآن خواندن سر مبارک امام حسین (ع) بر نیزه، که سبب هدایت و مسلمانشدن برخی افراد میشود.
پایان این بخش، بازگشت اهل بیت از شام و عبور از اربعین و بازگشت به مدینه است.
در رمان از شخصیتهایی مانند «سرجون یهودی» هم نام بردهاید. چرا؟
ما در رمان از مهرهای مرموز به نام سرجون یهودی سخن میگوییم؛ فردی که عامل پنهان امپراتوری روم در دستگاه یزید بود و پیشنهاد داد عبیدالله بن زیاد با حفظ سمت از بصره به کوفه فرستاده شود و همین اتفاق افتاد و شد آنچه نباید میشد، اینها همه بر اساس منابع تاریخی است.
شما بارها به نقش گاندی اشاره کردهاید. چرا این نکته برایتان مهم است؟
یکبار خواندم که از گاندی پرسیدند چه انگیزهای باعث شد آن مبارزه عظیم را شکل دهد؟ و او گفته بود: «من از سرگذشت امام حسین (ع) عبرت گرفتم.»
این خیلی مهم است.
گاندی یک انسان هندوست، اما آنقدر سرگذشت امام حسین (ع) خاص و درسآموز است که الگوی او میشود و نهضتی عظیم در هند شکل میگیرد.
معتقدم امام حسین (ع) را باید به مردم دنیا معرفی کرد. هنوز خیلیها در جهان با این حماسه بیگانهاند و من «قصه عاشورا» را نه فقط برای فارسیزبانان، بلکه برای همه مردم دنیا، مینویسم.
چرا قالب رمان را انتخاب کردید؟
در همه جای دنیا، مردم رمان را بیشتر میخوانند. ما نباید فقط مصرفکننده آثار دیگران باشیم؛ باید به فکر صادرات فرهنگی باشیم.
چه بهتر که رمانی که از مرزهای ما عبور میکند و به جهان معرفی میشود، رمان عاشورا باشد تا جهانیان امام حسین (ع) را بشناسند.
مسئله تخیل در رمان عاشورا را چگونه حل کردهاید؟
مشکل اصلی عاشورا همین است. رمان بدون تخیل شکل نمیگیرد، اما عاشورا بسیار حساس است.
ما هیچ شخصیت یا اتفاق خیالی در این رمان نداریم. تمام تلاش من این است که از اصول رماننویسی استفاده کنم، اما ذرهای به مستندات لطمه نخورد.
واقعیت این است که خود واقعه آنقدر دراماتیک است که نیازی به خلق گره یا شخصیت اضافی ندارد؛ فقط باید خوب روایت شود.
از نظر منابع تاریخی، چقدر خیالتان راحت است؟
الحمدلله منابع بسیار خوبی جمعآوری کردهام و مهمتر از آن، استاد دکتر محمدرضا سنگری درکنار من هستند.
ایشان عالمی بزرگ و بسیار باسوادند و در ریزترین مسائل تاریخی به من مشورت میدهند.
من اصلاً نگران اتقان تاریخی اثر نیستم و همه بخشها، مرتب بررسی میشود.
تفاوت نوشتن این رمان با آثار قبلیتان چیست؟
کتابهای قبلیام را معمولاً یکبار مینوشتم و دیگر برنمیگشتم، اما عاشورا اینطور نیست و این کار به چندین بار بازنویسی نیاز دارد.
من با وضو، فقط با خودنویس، روی کاغذ سفید مرغوب مینویسم و قبل از نوشتن، بخشی از آثار قبلیام را میخوانم تا نوشتنم، گرم شود.
نمیخواهم کتاب تبدیل به مقتل یا روضه شود؛ نه دروغ، نه خرافه، نه تخیل نادرست. میخواهم خواننده مطمئن باشد آنچه میخواند، واقعیت است.
چرا انتشارات بهنشر را انتخاب کردید؟
بهنشر منسوب به امام رضا (ع) است و دوست داشتم رمانی که درباره امام حسین (ع) است، توسط ناشری چاپ شود که به آن حضرت منسوب است و به این یُمن و برکت، باور دارم؛
و در پایان، به مناسبت میلاد امام حسین (ع)، پیام شما به خوانندگان چیست؟
پیام من امید و حرکت است. امام حسین (ع) به ما آموخت که حتی در تاریکترین لحظات، میتوان نور بود.
نوشتن این رمان برای من عبادت است.
دعا کنید عمرم کفاف بدهد تا عاشورا را به پایان برسانم. آن وقت احساس میکنم دینم را ادا کردهام.
راه سختی است… خیلی سخت…، اما ما وارثان حماسهای جاودان هستیم.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز