به گزارش آستاننیوز، این پیشنشست، همگرایی بود که در دو محور مکمل کوشید تا نسبت میان فضا و زیارت را از یکسو و تجربه یک قرن مداخله در پیرامون حرم مطهر رضوی را از سوی دیگر، به بحث بگذارد. در این نشست، معماری نه صرفاً بهعنوان کالبدی تاریخی، بلکه بهمثابه زبان سلوک و حافظه تمدنی تحلیل شد.
در بخش نخست، دکتر سادات طباطبایی، معاون پژوهشی دانشگاه بینالمللی سوره، با طرح چارچوب نظری بحث تأکید کرد: حرم مطهر رضوی را نمیتوان مجموعهای از بناهای مجزا تلقی کرد. این آستان، یک کل منسجم تمدنی و کلاناثر هنری زنده است که هویت خود را نه صرفاً از معماری بلکه از استمرار حضور زائران در طول تاریخ میگیرد.
به گفته وی، تکثر سبکهای معماری در ادوار گوناگون تاریخی، بهرغم تفاوتهای فرمی و تزیینی، ذیل یک انسجام معنایی قرار گرفته است؛ انسجامی که سیره زیارت آن را سامان میدهد. این سیره فقط به رفتار عبادی محدود نیست، بلکه نحوه حرکت، مکث، ادراک و حتی کیفیت نگاه زائر را در مکان مقدس شکل میدهد. از سوی دیگر، در این قرائت، زیارت یک رخداد صرفاً فقهی نیست؛ پدیدهای تمدنی و معناآفرین است که هنر رضوی، صورت متجسم آن بهشمار میرود.
در ادامه، فضای حرم بهمثابه سازمانی با نقشه سلوک تحلیل شد. در این نشست اینگونه مطرح شد که آستانهها و ورودیها صرفاً عناصر دسترسی نیستند؛ آنها مرزهای نمادین میان امر دنیوی و قلمرو قدسیاند.
دکتر سادات طباطبایی در این خصوص گفت: زائر با اذن دخول، مرحله تخلیه از تعلقات را آغاز میکند و وارد نظمی متفاوت از تجربه زیسته میشود. صحنهای وسیع، عرصه بروز بُعد اجتماعی زیارتاند؛ جایی که هندسه منظم، حضور آب و انتظام حرکتی، ذهن را از پراکندگی به آمادگی درونی سوق میدهد. این فضا، میدان حضور جمعی مؤمنان و تجربه همزمان فردیت و جمعیت است.
وی تشریح کرد: رواقها، با کاهش محرکهای بیرونی، تغییر کیفیت نور و آیینهکاریهای تأملبرانگیز، مرحله تمرکز را ممکن میسازند. آیینه در این خوانش، صرفاً تزیین نیست؛ نماد زدودن فردیت و بازتاب حقیقت است.
این استاد دانشگاه بیان کرد: در نهایت، گنبدخانه و ضریح مطهر، کانون وحدت فضایی و معنویاند؛ جایی که نور، رنگ، مقیاس و تمرکز عناصر معماری، تجربه حضور و وصال را تشدید میکند.
به گفته وی، در این ساختار، حرکت زائر از کثرت به وحدت، در لایههای متوالی فضا بازنمایی میشود.
دکتر سادات طباطبایی تأکید کرد: نور در معماری ایرانی ـ اسلامی، تنها یک پدیده فیزیکی نیست؛ ابزار ادراکی عبور از کثرت به وحدت است. هندسههای تکرارشونده و نقوش اسلیمی با نظم ریاضیوار خود، ذهن را از پراکندگی به تمرکز میبرند و کتیبههای قرآنی، همزمان با حرکت جسمانی زائر، مسیر ادراکی او را نیز هدایت میکنند.
وی در جمعبندی سخنان خود به نسبتی دیالکتیکی تاکید کرد و افزود: سیره زیارت به فضا معنا میبخشد و فضا، سلوک را جهت میدهد. معماری در اینجا نه پسزمینه، بلکه کنشگر معنوی است.
بخش دوم این نشست علمی-هنری با ارائه دکتر لیلا مقیمی، عضو هیئت علمی و مدیر گروه معماری دانشگاه بینالمللی سوره، به بررسی تاریخی مداخلات شهری در پیرامون حرم اختصاص یافت.
وی با طرح این پرسش بنیادین که آیا توسعه الزاماً به معنای پیشرفت خطی است؟ به نقد نگاه سادهانگارانه به مفهوم ترقی پرداخت و یادآور شد: بسیاری از الگوهای سنتی شهرسازی ایران، واجد انسجام فضایی و حکمت اجتماعی عمیقتری نسبت به برخی نسخههای تقلیدی مدرن بودهاند.
به گفته مقیمی، از اواخر دوره قاجار و بهویژه در دوره پهلوی اول، با ورود اتومبیل، الگوی خیابانهای مستقیم و عریض در شهرهای ایران رواج یافت؛ الگویی که نظام ارگانیک و سلسلهمراتبی محلات تاریخی را قطع کرد.
وی تصریح کرد: در مشهد نیز شکلگیری خیابانهای جدید و فلکه حضرتی، بخشی از این تحول بود که در دهههای بعد با طرحهای گستردهتری ادامه یافت. در برخی مقاطع، تخریب دهها هکتار از بافت پیرامونی حرم رقم خورد و حتی ایده جداسازی کامل حرم از شهر و ایجاد کمربند سبز پیرامونی مطرح شد؛ رویکردی که حرم را به جزیرهای منفک از زندگی شهری تبدیل میکرد.
این عضو هیئت علمی و مدیر گروه معماری دانشگاه بینالمللی سوره با اشاره به فضای رسانهای دهه ۷۰ بیان کرد: در آن دوره، تخریب بافتهای پیرامونی غالباً با عنوان نوسازی توجیه میشد، اما بهتدریج، با تأثیر تجربههای جهانی و تحولات نظری در حوزه شهرسازی، نگاه حفاظتی و بازآفرینانه، تقویت شد.
وی، ادامه داد: درمدل جدید، حفاظت نه مانع توسعه، بلکه پیششرط توسعه پایدار تلقی میشود چراکه شهری که حافظه تاریخی خود را از دست بدهد، از سرمایه فرهنگی و هویت جمعی نیز تهی خواهد شد.
در بخش پایانی نشست، موضوع خوانایی فضایی و گمشدن زائران در گستره فعلی حرم مطرح شد.
مقیمی در این خصوص، توضیح داد: در گذشته، گنبد بهعنوان نشانهای شاخص، از دل کوچههای ارگانیک دیده میشد و نقش هدایتگر داشت، اما مداخلات گسترده پیرامونی، بخشی از این نظام سلسلهمراتبی بصری را تضعیف کرده و پیوستگی ادراکی را، کاهش داده است.
هفتمین پیشنشست تخصصی از دومین کنگره بینالمللی مکتب هنر رضوی با تأکید بر ضرورت یافتن راه سوم به پایان رسید؛ راه و رویکردی که در آن، توسعه شهری بر پایه فهم تاریخی، مطالعات زیرساختی دقیق، سنجش پیامدهای اجتماعی و مشارکت عمومی تعریف شود.
جمعبندی این پیشنشست نشان داد که فهم نسبت میان معماری، سیره زیارت و سیاستگذاری شهری، شرط بنیادین صیانت از میراث تمدنی رضوی و طراحی آیندهای پایدار برای مشهد است.
بر اساس تاکیدات در این نشست علمی، حرم، تنها یک بنای تاریخی نیست؛ بلکه به مثابه نقشهای برای سلوک است و شهری که پیرامون آن شکل میگیرد، باید در تراز این معنا، بازاندیشی شود.
گزارش _ محسن عارفی
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز