کد خبر : ۷۰۴۹۷۶
۲۲:۵۲

۱۴۰۴/۱۲/۰۶
گزارشی از برنامه تلویزیونی «صحن آزادی» و روایتی از یک مادر که به دلیل بدهی مالی در زندان است

قصه مادری که به «ضامن آهو» امید بسته است

قصه مادری که به «ضامن آهو» امید بسته است
ماه مبارک رمضان امسال برای خادمان امام رضا (ع) در بنیاد کرامت رضوی، با پویش «ضامن آهو»، حال‌وهوای دیگری دارد؛ این پویش قرار است با نام امام هشتم (ع) و به همت مردم و مشارکت نیکوکاران تا عید سعید فطر، زمینه آزادی ۱۱۸ بانوی زندانی جرایم غیرعمد را، فراهم کند.

در راستای پویش ملی «ضامن آهو»، مرکز ارتباطات و رسانه آستان قدس رضوی با همکاری صداوسیما هر شب دو نوبت برنامه تلویزیونی «صحن آزادی» را در ساعات 19:45 و 12 شب با هدف جلب مشارکت مردم،از شبکه نسیم سیما، به طور زنده پخش می کند.

این جا صحن آزادی است

نور گنبد روی سنگفرش‌ها نشسته است و جمعیت، با دل‌هایی که هر کدام باری پنهان دارند، زیر آسمان این صحن آرام می‌گیرند. درست در همین فضاست که ویژه‌برنامه «صحن آزادی» هر شب ساعت 19:45 و در نوبت دوم در ساعت 12 شب از صحن آزادی حرم مطهر امام رضا(ع) روی آنتن شبکه نسیم می‌رود؛ برنامه‌ای با محوریت پویش «ضامن آهو» که تلاش می‌کند با کمک به آزادی مادران زندانی جرایم غیرعمد مالی،‌ فاصله میان چشم‌های منتظر و دل‌های نگران را کوتاه کند.

«صحن آزادی» فقط یک برنامه تلویزیونی نیست؛ روایتی زنده است از زندگی‌هایی که مبتلا به یک رنج عمیق شده اند. از نامه‌هایی که با اشک نوشته شده‌اند، از گفت‌وگو با زائرانی که میان زیارتشان مکث می‌کنند و به نبودن یک مادر در کنار فرزندانش فکر می‌کنند و از دعوتی ساده برای شریک شدن در بازگشتِ دوباره زندگی‌های از دست رفته.

در چهارمین برنامه «صحن آزادی»،با روایت مادری ۴۳ ساله از سنندج همراه می‌شویم؛ زنی که پس از درگذشت همسرش، بار مسئولیت خانه و خانواده بر دوش او قرار گرفت. او سال‌ها قبل، زندگی‌اش را مثل همه دختران این سرزمین با امید آغاز کرد؛ خانه‌ای ساده، آرزوهایی معمولی و آینده‌ای که قرار بود ساخته شود. اما مرگ همسر، خیلی زود او را در میانه راه تنها گذاشت و بار زندگی را یک‌جا روی شانه‌هایش، نشاند.

برای آنکه خانه سرپا بماند، کار کرد. با هزار قرض و بدهی شروع کرد، حساب و کتاب کرد، بیمه فروخت؛ اقساطی، با اعتماد، با امید به اینکه هر ماه چند عدد کوچک جمع شوند و چراغ خانه،خاموش نماند.

اما همیشه همه‌چیز طبق محاسبه پیش نمی‌رود؛ بعضی قسط‌ها پرداخت نمی‌شوند، بعضی تعهدها بی‌پاسخ می‌مانند.

عددها روی هم جمع می‌شوند و ناگهان از حد توان آدم عبور می‌کنند.

او می‌ماند با بدهی‌هایی که از توانش خارج‌اند، با دو فرزند؛ یک پسر و یک دختر. نه پدر دارد و نه مادر. تکیه‌گاهی ندارد جز همان دو نگاه کوچک که هر شب منتظر صدای کلید در هستند.

حالا همان نگاه‌ها، چشم‌انتظار بازگشت مادرند.

خانه بدون او فقط دیوار و سقف است؛ بی‌روح و بی‌صدا.

پسر، مرد شدن را زودتر از سنش تمرین می‌کند و دختر، دلتنگی را بی‌آنکه بلد باشد اسمش را بنویسد، در آغوش می‌کشد.

هر لحظه که مادر در بند است، فرزندانش با چشم‌های خسته از انتظار به ساعت نگاه می‌کنند، به امید صدای پای مادر، به امید دستی که دوباره روی‌ سرشان کشیده شود.

نامه‌ای که امشب در برنامه خوانده می‌شود، کوتاه است اما سنگین:

«یا امام رضا، شما که ضامن آهو شدی، می‌شود ضامن ما هم بشوی؟ بچه‌هایم آواره‌اند… کسی پیش آنها نیست و جایی برای رفتن ندارند.»

کلمه «آواره» در صحن می‌پیچد؛ نه با فریاد، بلکه با سکوتی که بعد از آن می‌نشیند. واژه‌ای که درد را توضیح نمی‌دهد، بلکه آن را روبه‌روی آدم می‌گذارد.

دوربین برنامه میان زائران می‌رود. از آن‌ها پرسیده می‌شود اگر مدتی از خانواده‌شان دور باشند چه حسی دارند. پاسخ‌ها ساده‌اند، اما تلخ و از ته دل: «خیلی دردناک است.»

«یک روزش هم سخت می‌گذرد.»

«دلتنگی آدم را از پا درمی‌آورد.»

در استودیو، مجری آرام می‌گوید: «جای مادر زندان نیست.»

و بعد ادامه می‌دهد: «جای مادر خانه است؛ در کمال آسایش.»

تصویری از مادری کنار فرزندانش روی نمایشگر می‌آید؛ مادری که لبخند می‌زند و بچه‌هایی که دو طرفش را گرفته‌اند، قابی ساده از کنار هم بودن؛ تصویری که برای بسیاری عادی است، اما برای این خانواده به آرزویی دور، تبدیل شده‌است.

قصه مادری که به «ضامن آهو» امید بسته است

در بخشی دیگر از برنامه، دوربین به رواق دارالحجه حرم امام رضا (ع) می‌رود؛ همان‌جا که زوجی زندگی مشترکشان را آغاز می‌کنند. عقد خوانده می‌شود، عروس «بله» می‌گوید، داماد که از بوشهر آمده لبخند می‌زند. این قاب، بی‌آنکه به زبان بیاورد، پیامی روشن دارد: هرکسی که دل در گرو رسیدن به محبوبش دارد، می‌تواند نیت کند؛ هر کسی که بخواهد زندگی‌اش با برکت آغاز شود، می‌تواند به برکت امام رضا(ع) برای مادرانی که از فرزندانشان جدا مانده‌اند نیتی کند و سهمی در بازگرداندن شادی و آرامش به خانه‌ها داشته باشد.

مجری آرزو می‌کند روزی برسد که این برنامه تعطیل شود؛ نه از بی‌مخاطبی، بلکه از بی‌نیاز!

شماره گیری #8* یا ارسال عدد ۸ به ۳۰۰۰۸

در این پویش شریک شوند؛ سهمی شاید کوچک، اما مؤثر در باز کردن قفل دری که پشت آن، دو کودک هر شب چشم به راه‌اند.

امشب، «صحن آزادی» فقط روایت یک بدهکاری نیست؛ روایت صدای خنده‌های گم‌ شده در دیوارهای ساکت یک‌ خانه است؛ روایت دو کودکی که شاید امسال، سال تحویل را نه با چشم‌انتظاری، که با آغوش مادر آغاز کنند.

آری شما هم می توانید در آزادی این مادران جرایم غیر عمد که اکنون در زندان گرفتار شده اند شریک باشید. علاقمندان جهت مشارکت در پویش ضامن آهو، می توانند کمک های نقدی خود را از طریق شماره شبا بانک رفاه به نام آستان قدس رضوی IR030130100000000270173699 و نیز شماره کارت بانک رفاه ۷۹۹۶_۰۰۱۶_۶۳۷۰_۵۸۹۴، همچنین سامانه نذورات رضوی به آدرس https://nazr.razavi.ir/pay واریز نمایند.



گزارش خطا

ارسال نظرات
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها