دختران با چادرهای رنگی، ردیفبهردیف کنار سفرهای گسترده در رواق حضرت زهرا(س) نشستهاند؛ سفرهای که عطر نان و خرما با بوی عود و اسپند درهم آمیخته و حالوهوایی آسمانی به فضا بخشیده است.
یک هزار و ۸۰۰ دختر روزهاولی در قالب برنامه «مهمانی فرشتهها» مهمان سفره افطار حرم مطهر رضوی شدهاند؛ فرشتههایی کوچک که با دستانی گرهخورده به دعا، بیقرار شنیدن اذاناند تا نخستین افطارهای زندگیشان را در جوار مضجع نورانی امام رضا(ع)، تجربه کنند.
لحظه اذان، سکوتی کوتاه میان همهمه کودکانه مینشیند. چشمها به سمت گنبد طلایی میچرخد و لبها آرام زمزمه میکنند. بعضی زیر لب میگویند «قبول باشد» و بعضی با لبخندی از جنس افتخار، نخستین خرمای افطارشان را برمیدارند. برای این دختران، افطار امسال تنها باز کردن یک روزه نیست؛ نشستن در پناه مهربانی امامی است که او را «بابا امام رضا» صدا میزنند.
دختران روزهاولی از حسی مشترک سخن میگویند؛ حسی آمیخته به آرامش، شوق و آرزو. یکی از آنها با اشاره به لحظه دیدن گنبد طلایی میگوید وقتی کنار سفره افطار نشستم، دلم پر از آرامش شد و آرزو کردم هر سال ماه رمضان مهمان همین سفره باشم و همیشه زیر سایه امام مهربانی بمانم. دیگری، این لحظه را نشانه بزرگتر شدن خود دانست و آرزو کرد بتواند همیشه نمازش را بهموقع بخواند و باعث رضایت پدر و مادرش شود.
برخی نیز از حس شیرین قبل از اذان گفتند؛ از اینکه با وجود تشنگی، دلشان آرام بوده و در همان لحظه دعا کردهاند هر وقت دلتنگ شدند، دوباره راهی حرم شوند و با امامشان حرف بزنند. جمعی دیگر، افطار در کنار دوستان را شبیه نشستن بر سفره یک پدر مهربان توصیف کردند و آرزو داشتند این حال خوب و نورانی هیچگاه از دلشان نرود.
معلم پایه سوم یکی از مدارس حاضر در این آیین، با توصیف حالوهوای دانشآموزانش گفت:امسال اولین سالی است که معلم پایه سوم هستم و حس و حالم با تمام سالهای معلمی فرق دارد. دیدن دانشآموزان روزهاولی که با شوق انجام واجبات قدم در این مسیر گذاشتهاند، لذتی دیگر دارد.
او میگوید: بچهها وقتی برای اولین بار به عنوان روزهاولی به حرم آمدند، برق شوق در چشمانشان موج میزد. این اشتیاق خالصانه برای ما معلمها هم انگیزه و انرژی مضاعف ایجاد میکند.
این معلم ادامه داد:قسمت شد کنار هم، بر سر سفره اطعام امام رضا(ع) بنشینیم. ما هم از شوق و لذتی که بچهها دارند، لذت میبریم. انگار دلهای کوچکشان بزرگترین درسها را به ما میداد.
یکی از مربیان مدارس نیز با تأکید بر اینکه این حضور یک «تشرف» است، نه یک اردو، گفت:ما از واژه تشرف استفاده میکنیم؛ چون حضور در حرم برای بچهها یک توفیق است. از یک هفته قبل، دانشآموزان لحظهشماری میکردند. هر روز در مدرسه همخوانی داشتند و برای آمدن به حرم شوق نشان میدادند.
وی ادامه داد:به محض دیدن گنبد طلایی امام رضا(ع)، بچهها بیاختیار سلام دادند؛ انگار دلهایشان زودتر از ما به حرم رسیده بود. بسیاری از آنها هنوز به سن تکلیف نرسیدهاند، اما با نیت روزه آمدند و با شوق کودکانه کنار سفره افطار نشستند.
در گوشهای دیگر از رواق، خادمان حرم با چشمانی نمناک از شوق، خدمت در کنار این سفره را افتخاری بزرگ میدانند. یکی از خادمان آستان مقدس رضوی میگوید:
سفرههای افطار حال و هوای دیگری دارد. بچههای پاک و زلال با دلهایی روشن میآیند و ما فقط واسطهایم. هرکس اینجا مینشیند، پیش از آنکه لقمهای بردارد، دعوت شده و روزی معنویاش نوشته شده است.
او با اشاره به نقش خانوادهها افزود:اینکه کودکی با شوق کنار سفره حضرت مینشیند، یعنی معنویت از خانه آغاز شده است؛ از تربیت پدر و مادر و مربیان دلسوز. این مسیر باید با مهربانی و شیبی ملایم ادامه پیدا کند تا بچهها از معنویت دلزده نشوند.
قبل از افطار، نماز جماعت در فضایی سرشار از صفا اقامه شد و صدای همخوانی سرود «بابا امام رضا» در رواق حضرت زهرا (س) پیچید؛ صدایی کودکانه اما عمیق که نشان از پیوند دلهای کوچک با مفاهیم بزرگ بندگی داشت. در پایان مراسم نیز سجاده و جانماز، تسبیح «دانههای شادی» و بستههای فرهنگی به تمامی دختران روزهاولی اهدا شد تا یادگار نخستین مهمانیشان در این آستان باشد.
این سفره افطار، تنها سفرهای برای گشودن روزه نبود؛ مدرسهای از محبت، ایمان و خاطرهای ماندگار برای دخترانی که نخستین گامهای بندگی را زیر سایه امام مهربانی برداشتند. گامی که با یک آرزو گره خورده است: بازگشت دوباره به همین سفره، با دلی پاکتر، ایمانی استوارتر و شوقی عمیقتر برای ادامه مسیر بندگی است.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز