به گزارش آستان نیوز، داستان از یک غروب غریب آغاز شد؛ از قدمهای لرزان مادری که سنگینی سایه تعقیب و بدهی، امانش را بریده بود. او بود و یک دنیا هراس و طفل کوچکی که در آغوشش بیقراری میکرد. در آن لحظههای بنبست، تنها یک راه به ذهنش رسید: پناهبردن به حریمی که پناهگاه همیشگی بیپناهان است.
آن روز، صحن و سرای امام رضا (ع) غرق در شادی میلاد بود. مادر در میان جمعیت گم شد؛ خسته، گرسنه و ناامید. در همان حال، خادمی که نشانی از مهربانی خورشید داشت، به سراغش آمد و دو فیش غذای متبرک حضرت را به او هدیه داد. آن روز، مادر و کودک، میهمان سفره حضرت بودند، اما تقدیر چنین بود که پس از صرف غذا و اندکی استراحت در گوشه صحن، مأموران او را شناسایی کنند. دستبند بر دستان مادر نشست و در میان ناباوری زائران، او را برای ادای دیونش به بازداشتگاه منتقل کردند. آن روز، روز ولادت بود و چشمهای خیس مادر، میان گنبد طلا و سرنوشتی نامعلوم گره خورد.
یک سال از آن واقعه گذشت. دوباره عطر عید در مشهد پیچید و روز میلاد فرارسید. پشت میلههای سرد زندان، مادر هنوز در حسرت آن صحن و سرا بود که ناگهان درهای بند گشوده شد. این بار مأموران نیامده بودند؛ خادمان سبزپوش آستان قدس رضوی با پرچمی متبرک و لبخندی بر لب، حامل خبر آزادی او بودند. مرکز امور بانوان و خانواده بنیاد کرامت رضوی با شناسایی پرونده این مادر، بدهی او را پرداخت کرد تا او دوباره به آغوش فرزندش بازگردد. اما این پایان ماجرا نبود؛ این مرکز آغوش خود را برای توانمندسازی او گشود.
مرکز امور بانوان بنیاد کرامت رضوی، تنها به آزادی این مادر اکتفا نکرد. این مرکز با هدایت و حمایتهای تخصصی، مسیر راهاندازی یک کسبوکار خانگی را برای او هموار کرد. مادر که روزی از هراس بدهی فراری بود، حالا باتکیهبر کرامت امام رضا (ع) و همراهی کارشناسان این مرکز، به بانویی کارآفرین تبدیل شد. او در سایه آموزشها و تسهیلات مرکز امور بانوان، چنان در مسیر حرفهای خود درخشید که توانست علاوه بر اداره زندگی خود، به فکر یاری دیگران باشد.
دو سال بعد، باز هم در روز میلاد امام رضا (ع)، صحنهای بینظیر رقم خورد. این بار مرکز امور بانوان و خانواده بنیاد کرامت رضوی، مراسمی باشکوه برای آزادی زندانیان زن جرایم غیرعمد برگزار کرد. در میان میهمانان ویژه، همان بانو حضور داشت؛ اما نه بهعنوان یک مددجو، بلکه بهعنوان یک «بانی».
او که روزی طعم تلخ زندان را چشیده و با رأفت رضوی آزاد شده بود، حالا با درآمدهای حاصل از کسبوکار جدیدش، هزینهٔ آزادی چند زندانی زن دیگر را متقبل شد. او در حضور مسئولان مرکز امور بانوان، چک آزادی دیگران را امضا کرد تا ثابت کند زنجیره کرامت رضوی هیچگاه قطع نمیشود.
این روایت، داستان زنی است که با وساطت مرکز امور بانوان بنیاد کرامت رضوی، از حضیض ناامیدی به اوج توانمندی رسید و نشان داد که وقتی نام مبارک علی بن موسیالرضا (ع) در میان باشد، پایان هر اسارتی، شروع یک آزادگی باشکوه است. این مرکز ثابت کرد که رسالتش تنها حمایت مالی نیست، بلکه تبدیلکردن دردمندان به درمانگران و مددجویان به بانیان خیر است.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز