به گزارش آستاننیوز، حکایت، روایت مردی است که ثروت را در ترازوی رأفت رضوی وزن کرده؛ خیری که معتقد است مال حلال، بال پرواز است، نه بار دوش. او به نیابت از حضرت ضامن، زنجیر از پایِ درماندگان گشوده است تا به جای اسارت، طنین گرمِ خنده را به خانههایی ببرد که چشمبهراه معجزهای از سمت مشهد، بودند. در ادامه، با دکتر اسفندیار صفری، شاغل در صنایع نفت و گاز کشور همکلام شدیم تا داستان نذرش را برایمان، روایت کند.
وقتی تصمیم گرفتم دین قلبیام را به محضر امام رضا (ع) ادا کنم، با خود فکر کردم که چه عملی بیش از هر چیز با سیره ایشان هماهنگ است. امامی که پناه بیپناهان و مأمن دلهای دردمند است، بهترین پاسخ را در آزاد کردن گرفتارانی دیدم که زیر بار ناتوانی خم شدهاند. برای من نذر آزادی زندانی فقط یک کار خیر نبود، بلکه نوعی گفتوگو با عدل و رحمت الهی بود.
وقتی لقب «معینالضعفاء» را میشنوم، احساس میکنم مال انسان اگر در مسیر خدمت خرج نشود، وزن و ارزش پیدا نمیکند. من ثروتم را نه به عنوان دارایی شخصی، بلکه به عنوان امانتی میبینم که تنها زمانی با هویت امام رضا (ع) سنخیت پیدا میکند که دستِ کسی را بگیرد و باری از دوشی بردارد.
چون برخی آن را فقدان مال میبینند و برخی سرمایهگذاری ابدی. برای من آن لحظه شبیه رها کردن یک سنگ از دست نبود؛ بلکه مانند گذاشتن یک بال بر شانه بود. وقتی امضا کردم، نه تنها احساس کم شدن نکردم، بلکه نوعی سبکی، آرامش و حتی افتخار در دلم نشست. اهل دل درست میگویند: «مالی که بخشیده شود، از دست نمیرود؛ بلکه از دنیا به ابدیت منتقل میشود.»
بله، بارها در زندگی و کسبوکارم برکتهایی دیدم که حساب و کتاب دنیوی از توضیح آن عاجز است. در این مورد من پول دادم، اما در مقابل، امید و آرامش گرفتم. این برکت، همان امضای سبز حضرت (ع) در زندگی من است.
لبخند آن خانواده برای من شبیه یک تصویر نورانی است؛ گویی تکهای از بهشت در قلب انسان روشن میشود. احساس میکنم خداوند برای لحظهای آینهای در پیش رویم میگیرد تا ببینم که یک کار کوچک چه اندازه میتواند زندگی شخصی را دگرگون کند. در آن لحظه همیشه در دلم میگویم: «یا امام رضا (ع)، آنچه را از من پذیرفتی، از کرم تو بود.»
راه امام رضا (ع) راه مهربانی است و هرکس در این مسیر قدمی بردارد، پیش از آنکه دست دیگری را بگیرد، خود را بلند میکند. برای ترویج این فرهنگ باید الگوها را برجسته کنیم و اثر بخشی کمکها را نشان دهیم. خدمت اگر با احترام و کرامت همراه باشد، تبدیل به یک فرهنگ پایدار میشود.
وقتی پای عشق در میان باشد، آدم حساب و کتاب را فراموش میکند. مبالغ در برابر کرامت آقا ناچیز است. اما اگر سعادت مجاورت داشتم، دلم میخواست سهمی در اولین لبخند یک «زائر اولی» داشته باشم و هزینه اقامت دو زائر را که تا به حال به زیارت نیامدهاند، تقبل کنم.
عیدی که آرام جانم شود، براتِ زیارت کربلا در روز اربعین است. همچنین در این ایام مبارک، آرزو دارم یادی شود از دوستان شهیدم حاج اکبر احمدی و حاج حامد عباسی که در حادثه «مهیار» اصفهان آسمانی شدند. از آقا میخواهم نام این شهیدان ایثارگر در کنار نام مبارکشان درخشان باشد و ما را هم در مسیر خدمت به خلق، ثابتقدم بدارد.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز