دوباره بویِ یاس میپیچد در شهر اما این بار آمیخته با بویِ خوندل. خانههایی که تا همین چند روز پیش صدایِ خندهها در آن طنینانداز بود اینک سکوتی سنگین بر خود دیدهاند و چشمانی که تا دیروز به راهِ بازگشت عزیزشان دوخته شده بود اینک خیره به قاب عکسی شده است که لبخند جاودانهاش، داغ رفتن را صدچندان میکند.
این شمایید، خانوادههای قهرمانان بیمرز، شما که طعم تلخ جدایی را با تمام وجود حس میکنید، شما که هر نفس جای خالیِ مردان میدانِ عشق را در آغوش خانهتان لمس کردهاید. رفتنِ عزیزانتان داغی بر دلها نهاد که با هیچ مرهمی تسکین نمییابد اما بدانید آنها رفتند تا پرچم آزادگی و ایمان بر فراز این دیار همچنان برافراشته بماند.
و امروز اینجا، از دیار نور، حرمِ امنِ حضرتِ رضا (ع) آمدهایم تا در کنار شما باشیم، آمدهایم تا از صبر مثالزدنی شما بگوییم، از استقامتی که در برابرِ این غم بزرگ نشان میدهید. شما وارثان افتخارید، شما میراثداران ایثارید، این شمایید که با استقامتتان، معنایِ واقعیِ عشق به وطن و دین را به همگان نشان میدهید.
آیینی برپاست برای تجلیل از ۲۵ خانواده شهید جنگ تحمیلی سوم که نام جنگ رمضان به خود گرفته. میانه مراسم است که چشمها به دختری سهساله خیره میماند، کودکی که هنوز طعم واقعیِ رفتن را نچشیده، عکس پدر را چون گوهری گرانبها در آغوش گرفته و نگاه معصومش در کنار عکس آرامگرفته است. او با نگاه کودکانه خود نه درد نبودن که حضورِ همیشگیِ پدر را حس میکند و در دستان کوچکش، تصویری از عشق ابدی نقش بسته است.
در میان جمعیت، زنی همچون سرو ایستاده، همسر شهید است. چشمهایش اما تر نیست. نه از سر بیتفاوتی که از عمق اقیانوس دردی که در سینهاش موج میزند. او برای کودکش، برایِ استواری همسرش اشک نمیریزد؛ اما حضور خادمیاران رضوی، یادگاران امام مهربان، امام رضا جان، بغض دلتنگی را در گلویش میشکند. اشکها جاری میشوند؛ اشک شوق و اشکِ دلتنگی برایآنکه اکنون در کنارش نیست. او با هر قطره اشک با امام رضا (ع) نجوا میکند، از او صبر میخواهد، آرامش میخواهد.
در میانِ همین هیاهویِ غم و امید، نوای آشنایی در فضا میپیچد؛ آمدهام، ای شاهِ پناهم بده...
صدایِ مادری گوشهای از مسجد که برایِ فرزندِ شهیدش، برایِ قهرمانش، این نجوا را زمزمه میکند، به گوش میرسد. در صدایش آرامشی عمیق موج میزند گویی در دلِ این غم جانکاه پناهی یافته است؛ پناهی در حرمِ امامِ رضا (ع).
این نجوایست از عمقِ جان، از مادری که فرزندش را بهسوی حق و برای حق و حقیقتی ابدی سپرده است به خالق و اکنون در سایهِٔ لطفِ امامِ رئوف تسلی مییابد.
حضور خادمان امام رئوف در این مراسم نشانهای از الطاف بیکران امام است. آنان آمدهاند تا در آستان مبارک ثامنالحجج، یاد فداکاری فرزندان برومند ایرانِ جان را گرامی بدارند. آمدهاند تا بگویند که شما هرگز تنها نیستید، آمدهاند تا در این غم بزرگ، شانهبهشانه شما بایستند و یاد آنان که رفتند تا بمانیم را زنده نگه دارند.
این اشکها، اشک شوق شهادتِ عزیزانمان است. غم شما، غم عاشقان دلسوخته است و ما در این حرم نورانی دست به دعا برمیداریم، دعا میکنیم برایِ صبرِ شما، برایِ آرامشِ دلهایِ بیقرارِتان و برایِ علوّ درجاتِ آن عزیزانی که جانشان را فدایِ دین و وطن کردند.
باشد که در سایهِٔ لطفِ امامِ رضا (ع)، الطافِ الهی شاملِ حالِ همه ما گردد و یادِ آنان که رفتند، تا ابد در قلبها زنده بماند.
یادداشت: محمد احمدینژاد شلمانی
انتهای پیام/