به گزارش آستان نیوز. در این شب مبارک، انگار همه منتظر معجزهای کوچکاند. در خیابان امام رضا (ع)، به مناسبت این روز عزیز، جشن بزرگی برگزار شده است، در ازدحام جمعیت با سجاد، راننده اسنپی که از شیراز آمده است، همکلام میشوم.
او میگوید: مهم نیست از کجا میآیی، وقتی میرسی صحن انقلاب، انگار یک نفر دست میگذارد رو شانهات و میگوید خسته نباشی. من اسم این را کرامت میگذارم، چیز عجیب و غریبی نیست، همین که دوباره امید میگیری.
در جای دیگر، پیرمردی ایستاده که پرچم کوچک زرد رضوی در دست دارد. اسمش «کاظمعلی» است و میگوید از خوزستان آمده، او با صمیمیت میگوید: برادرجان، من جنگ زیاد دیدم… شب میلاد که میشه، از خدا یک چیز میخوام، مردم دنیا صلح ببینند. این روزا بیشتر به یاد مردم غزه هستیم و مظلومیت آنان. انشالله ضامن آهو ضامن همه مظلومان عالم باشد.
در این میان هر کسی میخواهد به گونهای خدمت کند و سهمی در این جشن بزرگ داشته باشد. در یکی از موکبها، زنی جوان با چادر گلدار بین جمعیت شربت پخش میکند. وقتی میپرسم این همه شوق از کجاست، لحظهای مکث میکند و آرام میگوید: تو این چند روز که همه رسانهها از جنگ رمضان میگفتن، دعا کردم، هیچ مادری چشمبهراه نمونه، مانند مادران بچههای میناب.
چشمهایش پر اشک میشود، اما لبخند میزند. ادامه میدهد: وقتی شربت دست مردم میدم، حس میکنم دارم امید پخش میکنم… همین یه ذره امید شاید کرامت امسال من باشه.
جوانی ۲۷ ساله تهرانی که خودش را «امین» معرفی میکند، میگوید: راستش وقتی اخبار جنگ رمضان رو میشنیدم، احساس میکردم دنیا زیادی بیرحم شده. آدم اینجا که میشینه دلش میخواد مهربونی بیشتر باشه… هرکی از اینجا میره، یه تیکه مهربونی هم ببره با خودش.
شهر در شب میلاد امام رضا (ع)، غرق در شور وشادمانی است و یک چیز بین همه مشترک است، مردم باور دارند مهربانی، گرمترین معجزهای است که میشود از امام مهربانیها گرفت. در پسزمینه اخبار سنگین منطقه، دلها شاید بیشتر از همیشه احتیاج به یک تکیهگاه دارند و همین است که امشب، روایتهای کرامت، بیشتر از آنکه درباره معجزههای بزرگ باشند، درباره دستهایی هستند که نجات میدهند، دلهایی که آرام میشوند و آدمهایی که دوباره به زندگی، روزنهای از امید باز میکنند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز