در روزگاری که ظلم عباسیان همچون سایهای بر سر امت گسترده بود، حجت خدا در سنّی که بسیاری تازه قدم در مسیر بلوغ میگذارند، پرچم امامت را به دست گرفت. حضرت جوادالائمه (ع) از همان آغاز، به همه ما یاد دادند که معیار بزرگی، سالهای تقویمی عمر نیست؛ بلکه شعاع ایمان، عمق بصیرت و قدرت پیوند دلهای مردم است.
امروز که در سال روز شهادت آن امام همام هستیم، دلها بیش از همیشه به سیرهای نیاز دارد که هم لطافت معنویت الهی در آن جاری باشد و هم منطق حرکت توحیدی اجتماعی؛ همان چیزی که امام جواد (ع) در عمر کوتاه، اما پربرکت خود ترسیم کردند.
اکنون که ملت ایران در دل «جنگ تحمیلی سوم» است؛ جنگی که این بار نهفقط با بمباران و موشک که با هجمههای فرهنگی، اقتصادی و رسانهای دشمن تعریف میشود، لذا بیش از هر زمان دیگری به الگوی شبکهسازی ایمانی امام جواد (ع) نیازمندیم. حماسه حضور مردم خیابانها، جلوهای از همین شبکهسازی است که میتواند بنیانهای جامعه را در برابر توطئهها مستحکم کند. این حضور، تنها یک حرکت تودهای نیست، بلکه میوه آن شبکهای از دلهای بصیر، نخبگان متعهد و مدیران میداندیده است.
اگر زندگی امام جواد (ع) را دقیق نگاه کنیم، درمییابیم که دوران ایشان یکی از پیچیدهترین دورههای تاریخ امامت است. از یکسو دستگاه عباسی با تظاهر به علمدوستی (در دوران مأمون) در اوج پیچیدگی بود و ازسویدیگر، جامعه شیعی نیازمند انسجام. امام در این فضا راهبردهایی را به کار گرفتند که امروز نیز گرهگشای مسائل فرهنگی و اجتماعی ماست. همان راهبردهایی که میتوانند در جنگ تحمیلی سوم، چراغ راه بسیج عمومی و خلق حماسههای خیابانی معنوی باشند.
امام جواد (ع) مجموعهای از برجستهترین یاران را پرورش دادند؛ افرادی، چون «علی بن مهزیار اهوازی» که به چنان مقامی رسید که امام در نامهای به او فرمودند: «من تو را در خیرخواهی، اطاعت و احترام آزمودم… اگر بگویم؛ مانند تو را ندیدهام، امیدوارم راست گفته باشم.» امام با برگزاری مناظرات علمی (مانند مناظره معروف با یحیی بن اکثم) هیمنه علمی دربار عباسی را شکستند و اعتمادبهنفس نخبگان شیعه را احیا کردند.
در جامعه امروز، مدیریت فرهنگی نیازمند عبور از کارهای سطحی و هیجانی است. ما به تشکیل «حلقههای فکری و نخبگانی» و اعتماد به جوانان متخصصی نیاز داریم که مانند یاران امام، بازوان اجرایی و فکری جامعه باشند. سن کم نباید مانع سپردن مسئولیتهای بزرگ به جوانان شایسته و عالم شود.
در میدان نبرد نرم، این نخبگان هستند که باید با تحلیل درست، نقشه دشمن را خنثی کنند و بدنه اجتماعی را برای حضور آگاهانه در صحنه از جمله تجمعات خیابان آماده سازند. بدون این لایه میانی متعهد و عالم، حضور خیابانی به احساسات زودگذر فروکاسته میشود و دوام نمیآورد.
لقب «جواد» (بسیار بخشنده) نشان از ارتباط وسیع و بیواسطه ایشان با تودههای مردم دارد. باوجود تلاش مأمون برای محصور کردن امام جواد (ع)، آن حضرت همواره راهی برای ارتباط با محرومان و نیازمندان مییافتند. ایشان نامههای مردم را شخصاً پاسخ میدادند و شبکه «وکالت» را برای رسیدگی به امور مالی و اجتماعی مردم در شهرهای دوردست (مثل قم، اهواز و خراسان) سازماندهی کردند.
مدیران، مبلغان و فعالان اجتماعی امروز باید بدانند که هیچ دستگاه اداری و بخشنامهای، جایگزین «ارتباط چهرهبهچهره، همدلی و گرهگشایی مستقیم» از کار مردم نمیشود. شبکهسازی اجتماعی تنها بامحبت، پاسخگویی بهموقع و در میان مردم بودن (نه حبسشدن در اتاقهای دربسته) محقق میشود.
امروز این شبکه وکالت، بهعنوان ستون فقرات همان «حماسه حضور» است. وقتی مردم ببینند کارگزارانشان از جنس خودشان و در دلسختیها کنارشان شکل بگیرد، وقتی دستهای جواد گونه به یاریشان بشتابد، آنگاه خیابانها نه با فراخوان سیاسی که با ندای قلبی پر میشود و حضوری عزتمند و ماندگار رقم میخورد. کمااینکه حضور مردمی در حماسه خیابان در شبهای دفاع مقدس سوم اینگونه است.
مأمون با تزویج دخترش (ام فضل) به امام جواد (ع)، قصد داشت امام را وامدار خودکرده و جایگاه ایشان را از یک رهبر الهی به یک مثلاً داماد درباری تقلیل دهد. اما امام با حفظ سادهزیستی، استقلال مالی و فاصلهگرفتن از زرقوبرق دربار بغداد، هضمشدن در فرهنگ طاغوت را نپذیرفتند. در عصر هجمههای رسانهای و جذابیتهای فرهنگ مادی، مهمترین وظیفه، حفظ «هویت مستقل فرهنگی» است.
مقاومت امروز، لزوماً نظامی نیست.
بلکه از جنس «ایستادگی معرفتی»، نپذیرفتن سبک زندگی مصرفگرای غربی و حفظ اصالتهای ایمانی و اخلاقی در برابر موجسازیهای بیگانه است.
در جنگ تحمیلی سوم، مهمترین سنگر، «خویشتنِ فرهنگی» ماست. اگر ملتی هویت خود را ببازد، در خیابانهای خود هم اسیر بیگانه است.
امام جواد (ع) به ما نشان داد که مقاومت یعنی حتی در اتاقخواب دشمن (قصر مأمون) هم میتوان مستقل ماند و ذوب نشد. این استقلال فرهنگی، انرژی نهفته برای خروشهای خیابانی و مقاومتهای اجتماعی را تأمین میکند.
امام محمدتقی (ع)، با عمر کوتاه و حضور محدود ظاهری، نشان دادند که ارزش مدیریت به «مدیریت قلبها» و «تولید سرمایه اجتماعی و ایمانی» است. درس بزرگ ایشان برای امروز ما این است؛ هر حرکت اجتماعی و فرهنگی برای پایدار ماندن، باید بر پایه سه اصل استوار باشد: نخبهپروری آگاهانه و اعتماد به ظرفیت جوانان؛ گسترش ارتباطات مردمی بر پایه اخلاق، جود و گرهگشایی؛ و ایجاد روحیه امید، حفظ هویت و عدم انفعال در برابر شرایط سخت.
ایام شهادت امام جواد (ع)، فرصتی است برای اینکه دوباره به این الگو بازگردیم؛ راهی که عقلانیت را با مهربانی، بصیرت را بامحبت و حرکت اجتماعی را باروح ایمان پیوند میدهد.
الگوبرداری از این سیره جوادی، حماسه حضور خیابانی در جنگ تحمیلی سوم را از یک اتفاق هیجانی به یک جریان عمیق اجتماعی بدل میکند؛ جریانی که ریشه در ایمان دارد و میتواند در برابر سنگینترین تحریمها و پیچیدهترین فتنهها بایستد. امروز، تجلی این پیوند را میتوان در صفهای به هم فشرده مردمی دید که با دستهای تهی، اما دلهای لبریز از عشق به حقیقت، خیابانها را به سنگر مقاومت تبدیل کردهاند.
این همان الگویی است که میتواند در مواجهه با هرگونه جنگ تحمیلی - اعم از نظامی، فرهنگی یا اقتصادی - مانند حماسه حضور خیابان در دفاع مقدس، جامعه را حول محور ایمان و بصیرت بسیج کند و شبکهای زنده و پایدار از انسانهای متعهد و آگاه پدید آورد.
امروز، شبکهسازی جوادی باید در قالب «تشکیل گروههای جهادی مردمی» برای حل معضلات محلی، «تشکیل حلقههای معرفتی جوانان» برای مقابله با جنگ روانی دشمن، و «ایجاد بسترهای ارتباط مستقیم مسئولان با مردم» متبلور شود. همانگونه که امام (ع) با نامهنگاری مستقیم، پیوند خود را با دورترین نقاط حفظ میکرد، امروز نیز فناوریهای ارتباطی باید در خدمت این پیوند معنوی قرار گیرند.
حماسه حضور در خیابان، زمانی پایدار و تأثیرگذار خواهد بود که از پشتوانه یک شبکه سازمانیافته مردمی برخوردار باشد؛ شبکهای که بتواند نیازهای فکری، معنوی و معیشتی مردم را درک کرده و پاسخ گوید. این همان میراث ماندگار امام جواد (ع) است: تبدیل ایمان فردی به قدرت اجتماعی، و تبدیل غربت یک جوان اسوه به الگویی همیشه زنده برای امت.
حجتالاسلاموالمسلمین محمدباقر مشکاتی - سند پژوه و مسئول تدوین و نشر مرکز اسناد آستان مقدس حضرت فاطمه معصومه (س)
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز