به گزارش آستاننیوز، این نشست همزمان با برگزاری هفتمین دوره نمایشگاه مجازی کتاب، میزبان حضور حمید بابایی، دبیر این نشست، حامد هادیان نویسنده اثر،جعفر گلشنروغنی، پژوهشگر تاریخ معاصر و منتقد و میثم رشیدی مهرآبادی، منتقد ادبی، بود که در آن ویژگیهای ساختاری و رویکرد واقعگرایانه این اثر در حوزه ادبیات جنگ مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.
در ابتدای این نشست، حمید بابایی، منتقد ادبی، با اشاره به جایگاه کتاب «اردک دیوانه» در ادبیات جنگ اظهار کرد: ما در ادبیات روایی جنگ با نوعی فقر فرمی و محتوایی مواجه هستیم و این جنس آثار در مرحله تجربههای اولیه قرار دارند؛ بنابراین سطح انتظار مخاطب و منتقد باید با واقعیت تولید این آثار تنظیم شود.
بابایی مهمترین دستاورد «اردک دیوانه» را صداقت در روایت و پرهیز از شعارزدگی دانست و افزود: در بسیاری از آثار مشابه، خطر لغزیدن به سمت ادبیات تبلیغاتی وجود دارد، اما این کتاب تلاش کرده تا حد امکان بر روایت مستقیم و تجربهمحور تکیه کند. از همین جهت، این اثر توانسته تصورات اولیه مخاطب را به چالش بکشد و روایتی صادقانه ارائه دهد که از پیشتعیینشده نیست.
دبیر این نشست همچنین به تنوع دیدگاهی در کتاب اشاره کرد و گفت: نویسنده حتی از روایتهایی استفاده کرده که ممکن است با آنها همنظر نباشد؛ این انتخاب، از بسته شدن روایت در یک زاویه دید واحد جلوگیری کرده و به متن نوعی غنای دیدگاهی بخشیده است.
بابایی در بخش دیگری از سخنان خود، ساختار کتاب را «مجموعه یادداشتهای روزانه» و «ثبت لحظهای» خواند و خاطرنشان کرد: نویسنده خود تأکید دارد که روزنامهنگار است و نه داستاننویس؛ این مسئله در فرم اثر کاملاً اثرگذار بوده است. با این حال، اگر استراتژی نویسنده بهجای کمیت بر کیفیت استوار بود و بهجای تعداد زیادی یادداشت، بر ۱۰ صحنه با جزئیات و پرداخت بیشتر تمرکز میشد، اثر از نظر فضاسازی و ماندگاری در ذهن مخاطب، قویتر عمل میکرد.
وی در پایان تصریح کرد: در وضعیت فعلی، اگر استراتژی متن را به عنوان یک ثبت میدانی بپذیریم، اثر قابلدفاع است؛ اما برای عبور از تجربیات اولیه و دستیابی به عمق بیشتر در ادبیات جنگ، نیازمند تأمل و توقفهای روایی دقیقتری در ابعاد حادثه هستیم.
حامد هادیان، نویسنده کتاب «اردک دیوانه»، در ادامه این نشست به تبیین چرایی انتخاب فرم خاص کتاب «اردک دیوانه» پرداخت و با اشاره به زیست حرفهای خود گفت: روزنامهنگاران در مرز میان نویسندگی و مستندسازی حرکت میکنند. به دلیل عادت حرفهای به واکنش سریع و ثبت لحظهای، فضای فشرده و بیواسطه را برای روایت برگزیدم؛ چرا که احساس میکردم اگر این مشاهدات در همان روزهای درگیری ثبت نشود، لایههای انسانی و متناقض رخدادها در پالایشهای رسمی گم خواهد شد.
هادیان با نقد محدودیتهای روایی در ادبیات رسمی جنگ گفت: بسیاری از روایتهای جنگ به خاطرهنگاریهای یکدست محدود شدهاند، اما انگیزه من، ثبت تجربههای روزمره و اجتماعی بود که معمولاً در گزارشهای خبری نادیده گرفته میشوند.
او با اشاره به تأثیر سنت نویسندگانی همچون جلال آلاحمد بر نگاهش، افزود: تلاش کردم با فاصله گرفتن از مرزبندیهای سیاسی، بر مفاهیم مشترک انسانی تکیه کنم تا مخاطب بتواند از خلال جزئیات زندگی چند شخصیت، تصویر دقیقتر و اثرگذارتری از یک فاجعه به دست آورد.
نویسنده «اردک دیوانه» درباره چرایی تبدیل یادداشتها به کتاب تصریح کرد: در کار رسانهای، عمر مطالب معمولاً کوتاه است. برای من، کتاب قالبی بود که میتوانست مشاهداتم را ماندگار کند.
هادیان در پایان با اشاره به استقبال از این نگاه در سطح فرامرزی، از انتشار نسخه ترجمه این اثر در آینده نزدیک توسط ناشری عربی-انگلیسی خبر داد و تأکید کرد: مهمترین مسئله برای من این است که کتاب خوانده شود؛ چرا که کتاب خلاف تولیدات رسانهای، بستری برای شکلگیری یک رابطه مستقیم و مستقل میان متن و مخاطب فراهم میکند.
جعفر گلشنروغنی، پژوهشگر تاریخ معاصر و منتقد حاضر در این نشست، با تأکید بر اهمیت ثبت بهموقع وقایع اظهار کرد: ما سالهاست از ضرورت روایت بومی و ایرانی از حوادث معاصر سخن میگوییم اما در عمل، دچار خلأ هستیم. «اردک دیوانه» تلاشی موفق است تا پیش از غلبه روایتهای بیرونی و تحریفشده، تصویری درونی و واقعی از واقعه ارائه دهد.
این پژوهشگر با اشاره به ارزش تاریخی اثر افزود: مهمترین دستاورد این کتاب ، ثبت زنده و ملموس روح زمانه است. مخاطب باخواندن این سطور، نه با آمار و ارقام، بلکه با حالوهوای اجتماعی، نگرانیها و زیست روزمره مردم در آن دوازده روز مواجه میشود؛ موضوعی که در آثار مرتبط با جنگ هشتساله نیز کمتر شاهد موفقیت در بازسازی آن بودهایم.
گلشنروغنی که خود در حال تدوین اثری درباره تاریخ این جنگ است، ضمن اشاره به دشواریهای ثبت روایتهای میدانی و مواجهه با محدودیتها در زمان مستندسازی، انتشار این اثر را گامی قابلتقدیر دانست.
وی در بخش پایانی سخنان خود، ضمن تحسین جامعیت اثر، به منظور دقت بیشتر تاریخی، نکاتی را نیز به نویسنده یادآور شد.
میثم رشیدی مهرآبادی، منتقد ادبی، در نشست نقد و بررسی کتاب «اردک دیوانه» با اشاره به تجربه روزنامهنگاری نویسنده و نسبت آن با فرم کتاب گفت: با وجود اینکه کتاب به سرعت و در فاصله کوتاهی بعد از تجربه جنگ نوشته و منتشر شده، اما همچنان پرسشهایی درباره آینده آن وجود دارد. به نظرم این اثر میتوانست در یک روند دقیقتر و با فاصله زمانی بیشتر شکل بگیرد، چون بعضی از کتابهای مشابه در این حوزه ظرفیت بیشتری برای رشد دارند.
رشیدی با اشاره به ساختار روایی کتاب گفت: در برخی بخشها، عنوان «گزارش» برای این متن بهکار رفته اما از نظر من، این دقیق نیست. شاید بهتر بود از عنوانهایی مثل «یادداشتهای میدانی» یا «روایتهای روزنوشت» استفاده میشد. مسئله اصلی این است که کتاب میان ژانرها در رفتوآمد است و همین موضوع، نیاز به تعریف دقیقتری دارد.
او ادامه داد: در قیاس با برخی نویسندگان جوان در نقاط مختلف کشور، احساس میکنم این کتاب در سطحی از شوک اولیه جنگ باقی مانده است. البته این موضوع قابل درک است اما انتظار میرود نویسنده در تجربههای بعدی، به مرحلهای برسد که بتواند روایت عمیقتر و منسجمتری از جنگهای بعدی یا تجربههای مشابه ارائه دهد و بتواند این کتاب را در قالب کتابهای بعدی خود معرفی کند.
این منتقد همچنین گفت: در برخی بخشها با تناقضهایی در روایت مواجه میشویم. مثلاً در صحنههایی که به فضای حادثه و شهادت در یک کوچه اشاره میشود، ابتدا ابهام روایی وجود دارد و سپس با توضیح بعدی، آن ابهام برطرف میشود. این رفتوبرگشتها باعث میشود خواننده در لحظه از فضای احساسی روایت فاصله بگیرد.
او افزود: در فصلهای پایانی نیز، برخی روایتها از نظر جزئیپردازی بیش از حد کشدار میشوند. مثلاً در مواجهههای خیابانی یا گفتگوهای کوتاه، جزئیات بهگونهای پرداخت شده که به جای تقویت فضا، از شدت اثرگذاری آن کم میکند. در حالی که انتظار میرفت این بخشها به سمت فشردگی و تمرکز بیشتر حرکت کنند.
رشیدی در ادامه با اشاره به تجربههای میدانی نویسنده گفت: طبیعی است که یک خبرنگار جنگی که در لبنان، اوکراین یا افغانستان حضور داشته، با نوعی نگاه سریع و واکنشی به روایت برسد. اما در تبدیل این تجربه به متن ادبی، نیاز به فاصلهگذاری و بازنویسی وجود دارد؛ چیزی که در برخی بخشها کمتر دیده میشود.
او در پایان درباره عنوان کتاب نیز گفت: حتی انتخاب نام کتاب هم پرسشبرانگیز است. با اینکه عنوان از نظر بازاری جذاب به نظر میرسد اما در نسبت با محتوای اثر، همخوانی کامل ندارد و این عدم توازن در پایان کتاب بیشتر به چشم میآید.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز