به گزارش آستاننیوز، شب پنجم محرم در صحن قدس حرم مطهر رضوی به نام نیشابوریها رقم خورد؛ شبی که عزاداران این شهر نه تنها آیینهای سوگواری خود، که بخشی از حافظه تاریخیشان را به صحن قدس آورده بودند.
نمایش حدیث سلسلهالذهب، مقدمهای بود برای ورود به روایتی دیگر؛ روایتی که این بار از کربلا آغاز میشد. نیشابور شهری است که نامش با قلم گره خورده؛ با عطار و خیام و فضل بن شاذان. شاید برای همین بود که آغاز مراسم با قلمها شروع شد؛ با دستهایی که حدیث مینوشتند و مردمی که در سکوت تماشایشان میکردند.
کمکم صداها رنگ عوض کرد. تعزیهخوانان آمدند و صحن قدس از روایت نیشابور به روایت کربلا رسید و طنین نام حضرت عباس (ع)، نسیم جان و قوت قلبهایشان شد. کودکی روی پای پدرش نشسته بود و بیآنکه معنای همه واژهها را بداند، چشم از صحنه برنمیداشت. نوجوانها خیره به جایگاه، انگشت اشارهشان را به سوی تغزیه خوانها برده بودند. مردی که دقایقی قبل مشغول فیلم گرفتن بود، آرام تلفن همراهش را پایین آورد و به نوحهها گوش سپرد.
در عزاداری نیشابوریها چیزی از جنس شتاب دیده نمیشد. علمها با طمأنینه وارد میدان شدند. انگار امانتی بودند که سالها در هیئتها و محلههای قدیمی شهر دست به دست چرخیدهاند. هر بار که علمی از میان جمعیت عبور میکرد، نگاهها بیاختیار به سوی آن کشیده میشد؛ انگار تکهای از خاطره محرمهای نیشابور راه خود را تا حرم امام رضا (ع) پیدا کرده بود.
در انتهای عزاداری سنتی نیشابوریها، نوبت به سینهزنی رسید. حلقههای عزاداری شکل گرفت. صدایی واحد از صدها نفر برمیخاست؛ صدایی که نه متعلق به یک شهر بود و نه یک نسل. پیرمردها کنار نوجوانها ایستاده بودند و همه یک نام را صدا میزدند؛ یاحسن (ع)، یاحسین (ع).
نیشابوریهایی در پنجمین شب محرم، برای عزاداری پا به حریم ملکوتی امامشان گذاشته بودند، همراه خودشان بخشی از تاریخ خود را آورده بودند؛ از حدیثی که روزی در شهرشان روایت شد تا عزایی که قرنهاست در کوچهها و حسینیههایشان جریان دارد؛ و شاید همین پیوند بود که شب پنجم محرم را به شبی متفاوت تبدیل کرد؛ شبی که در آن، قلمهای سلسلهالذهب و علمهای عاشورا، هر دو در یک مسیر حرکت میکردند.
تلویزیون اینترنتی آستان نیوز