کد خبر : ۷۱۰۱۵۰
۱۶:۳۳

۱۴۰۵/۰۴/۰۱
یادداشت؛

از نسیه تا تسویه؛ روایت کرامت در تبریز

کمک به نیازمندان
شاید برخی مبالغ در خرج و مخارج زندگی روزمره به چشم نیایند؛ اما همین هزینه‌های اندک گاهی باری سنگین بر دوش خانواده‌های نیازمند است، باری که به همت خادم‌یاران و به نیت امام مهربانی‌ها از غصه به لبخند تبدیل شد.

نسترن جدیدالاسلام، فعال رسانه‌ای استان آذربایجان شرقی در یادداشتی آورده است؛ عصر بود، مغازه کم‌کم خلوت می‌شد. زن، روسری‌اش را محکم‌تر دور صورتش کشید و آرام وارد شد سعی می‌کرد کسی او را نبیند نه برای خرید آمده بود و نه برای گشتن میان قفسه‌ها. نگاهش مستقیم به سمت دفتر نسیه رفت؛ همان دفتر قطوری که چند ماه بود نامش در میان صفحه‌های آن جا خوش کرده بود.

صاحب مغازه دفتر را باز کرد. زن سرش را پایین انداخت. انگار نمی‌خواست عدد‌ها را ببیند. عدد‌ها را از بَر بود. هر شب قبل از خواب مثل کابوسی تکراری از مقابل چشمانش می‌گذشتند. چند شب قبل پسر کوچکش هنگام شام پرسیده بود: «مامان چرا بابا این روز‌ها کمتر حرف می‌زند؟» زن لبخند زده بود؛ همان لبخند‌های تلخی که فقط مادر‌ها بلدند، اما جواب سؤال را نمی‌دانست یا شاید نمی‌توانست بگوید که پدر خانواده هر شب تا دیروقت بیدار می‌ماند و به حساب و کتاب زندگی خیره می‌شود؛ به دفتر نسیه‌ای که هر روز سنگین‌تر می‌شد.

آن روز هم آن زن آمده بود تا شاید قولی بدهد، مهلتی بگیرد، شرمندگی دیگری را به فردا موکول کند؛ اما صاحب مغازه فقط لبخندی زد و گفت: «خواهرم، لازم نیست نگران باشید... حسابتان تسویه شده است.»

زن تصور کرد اشتباه شنیده است. سرش را بلند کرد. «چه کسی؟»، صاحب مغازه گفت: «خادمان امام مهربانی‌ها به مناسبت محرم گفته‌اند امسال آقا علی موسی‌الرضا (ع) حساب کرده است.»

زن چند لحظه فقط نگاه کرد، نه به دفتر، نه به مغازه، نه حتی به مردی که روبه‌رویش ایستاده بود. انگار جایی دورتر را می‌دید؛ شب‌هایی را که با نگرانی خوابیده بود، صبح‌هایی را که با شرمندگی بیدار شده بود، سفره‌هایی را که کوچک‌تر از آرزو‌های فرزندانش بودند، اشک بی‌اجازه روی گونه‌اش لغزید، نه اشک فقر، اشک رهایی، اشک مادری که ماه‌ها بار سنگینی را روی شانه‌هایش حمل کرده بود و حالا ناگهان احساس می‌کرد کسی بخشی از آن بار را برداشته است.

آن سوی شهر، خانواده‌های دیگری هم بودند. پدری که مدت‌ها بود از کنار مغازه با خجالت عبور می‌کرد. مادری که هر بار دفتر نسیه را می‌دید، قلبش فشرده می‌شد. کودکانی که چیزی از بدهکاری نمی‌فهمیدند، اما نگرانی را از چهره پدر و مادرشان می‌خواندند؛ و حالا در محرم، ماه احسان، خادم‌یاران کانون خدمت رضوی نورالهدی مسجد آیت‌الله انگجی تبریز در قالب پویش «آقا علی موسی‌الرضا (ع) حساب کرد»، با پرداخت بیش از ۱۵۰ میلیون ریال، بدهی دفتری تعدادی از خانواده‌های کم‌بضاعت منطقه تحت پوشش را تسویه کردند.

شاید برای خیلی‌ها این مبلغ تنها یک عدد باشد؛ اما برای آن مادر، یعنی شبی که بتواند بدون فکر کردن به بدهی بخوابد، برای آن پدر، یعنی چند قدم سبک‌تر راه رفتن و برای آن کودک، یعنی بازگشت لبخندی که مدت‌ها از صورت پدرش رفته بود و چه بسیار دل‌هایی که در سایه این حسابِ کریمانه، آرام گرفتند و دوباره به زندگی امیدوار شدند.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها