کد خبر : ۷۱۰۴۱۶
۱۳:۲۳

۱۴۰۵/۰۴/۰۸
یادداشت؛

مهربانیِ خادم‌یاران پایانِ درد‌های بی‌پایان یک بیمار

خدمت رضوی
این یادداشت روایت بیماری است که هر شب با درد می‌خوابید و هر صبح پیش از آنکه چشم‌هایش را باز کند نگران هزینه درمانش بود؛ بیماری که آرزو داشت دردش زودتر از عمرش تمام شود و مهربانی خادم‌یاران و خیرین رضوی امید را دوباره به خانه‌اش برگرداند.

نسترن جدیدالاسلام، فعال رسانه‌ای آذربایجان شرقی در یادداشتی آورده است: گاهی صدای درد از ناله بلندتر نیست از سکوت بلندتر است. در گوشه‌ای از این شهر بیماری روی تخت افتاده بود، نه توان برخاستن داشت و نه جرئت نگاه کردن به نسخه‌ای که روی میز کنار تخت مانده بود.

نسخه را پزشک نوشته بود و قیمت دارو‌ها را روزگار؛ آن‌قدر سنگین که هر بار چشمش به آن می‌افتاد آهی بی‌صدا از سینه‌اش بلند می‌شد. مادر آرام نسخه را تا کرد تا بیمارش قیمت دارو‌ها را نبیند. پدر بی‌صدا از خانه بیرون رفت شاید کسی را پیدا کند که پولی قرض بدهد؛ اما وقتی غروب که برگشت دست‌هایش خالی‌تر از صبح بود.

آن شب سفره خانه کوچک‌تر از همیشه بود؛ نه به خاطر نان که به خاطر امیدی که داشت آرام‌آرام از میانشان می‌رفت. بیمار، اما بیشتر از درد جسم از یک چیز رنج می‌کشید؛ اینکه مبادا خانواده‌اش برای زنده ماندنش زیر بار قرض و شرمندگی خم شوند.

می‌گفت: کاش درد من تمام شود نه اینکه زندگی آنها تمام شود، همین چند کلمه دل هر شنونده‌ای را می‌شکست. در همان روز‌های پر تلاطم درد و بی پولی، خبر این خانواده به خادم‌یاران کانون تخصصی سلامت خدمت رضوی شهرستان عجب‌شیر رسید.

هیچ‌کس نپرسید این بیمار کیست، هیچ‌کس نپرسید اهل کدام محله است، فقط یک سؤال میان خادم‌یاران می‌چرخید، «چطور می‌توانیم زودتر کمکش کنیم؟»

تلفن‌ها یکی پس از دیگری برقرار شد. خیرین بی‌هیاهو سهم خود را از این مهربانی کنار گذاشتند و هر کس هرچه در توان داشت آورد؛ یکی اندک، یکی بیشتر...، اما همه با یک نیت؛ اینکه لبخند از خانه‌ای نرود. ساعتی بعد ۲۵۰ میلیون ریال کمک‌هزینه درمان فراهم شد.

شاید برای خیلی‌ها این میزان فقط یک عدد باشد؛ اما برای آن بیمار، یعنی نسخه‌ای که دیگر قرار نبود در کشوی میز خاک بخورد، یعنی دارویی که دیگر قرار نبود فقط نامش را بشنود، یعنی امیدی که دوباره در خانه‌شان نفس کشید.

وقتی خبر را به او دادند، چند لحظه فقط نگاه کرد انگار باورش نمی‌شد هنوز کسانی هستند که درد غریبه‌ای را درد خود بدانند. لب‌هایش لرزید، چشمانش پر از اشک شد، اشکی که نه از شدت درد بود، نه از ناامیدی... از اینکه فهمید هنوز در این دنیا دل‌هایی هستند که برای نجات انسانی دیگر می‌تپند.

آن روز شاید بیماری‌اش تمام نشد، شاید هنوز راه درمانش ادامه داشت، اما چیزی که از نو متولد شد امید بود، امیدی که با دستان مهربان خادم‌یاران رضوی از دل خانه‌ای غمگین جوانه زد.

نهضت خدمت مؤمنانه فقط رساندن پول به دست یک بیمار نیست گاهی یعنی پاک کردن اشکی که کسی آن را نمی‌بیند، یعنی یادآوری این حقیقت که هنوز می‌توان در این روزگار بی‌آنکه نامی از خود باقی بگذاری دلیل لبخند یک انسان باشی و شاید این همان معجزه‌ای باشد که در سایه نام امام مهربانی‌ها هر روز بی‌صدا و بی‌ادعا در گوشه‌گوشه این سرزمین تکرار می‌شود.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها