کد خبر : ۷۱۰۲۸۵
۰۱:۱۸

۱۴۰۵/۰۴/۰۴
روایتی از عزاداری با شکوه عاشقان امام حسین (ع) در مراسم خطبه خوانی شب عاشورای حسینی؛

ورود به خیمه‌گاهِ نور؛ شبی که آسمان و زمین بر مظلومیت اباعبدالله و یارانش گریستند

خطبه خوانی
تصور کنید، پا به صحنِ باعظمتِ پیامبر اعظم (ص) می‌گذارید. آسمانِ شب، دیگر تنها سیاهی نیست؛ بلکه ده‌ها هزار نقطه‌یِ نورانیِ شمع، آن را به آسمانی دیگر، پر از ستاره‌هایِ زمینی بدل کرده است. هوا، معجونی است از عطرِ دل‌انگیزِ گلابِ نابِ توس، که با رایحه‌یِ ملایمِ اسپند و عود در هم آمیخته و فضایی روحانی و اندوهگین را خلق کرده است. این، نه فقط یک شبِ عادی، بلکه شبی است که زمین، رنگِ خیمه‌گاهِ کربلا به خود گرفته و آسمان، در سوگِ او، اشک می‌بارد. سکوتی عمیق، که باهق‌هقِ پنهانِ هزاران دلِ مشتاق، در هم آمیخته، بر فضا حکم‌فرماست.

روایتی از غمِ دیروز و اندوهِ امروز

صدایِ آشنایِ مجری، اولین پژواکِ این شبِ غم‌انگیز است. صدایی که ابتدا استوار است، اما در تار و پودِ آن، اندکی لرزشِ ناشی از غمِ کهنه‌یِ کربلا و اندوهِ تازه یافته‌یِ فراقِ «رهبرِ شهید» احساس می‌شود. او، نه تنها روایتگرِ مراسم، بلکه آینه‌یِ دلِ تک‌تکِ زائران است. با هر سلام، با هر ذکرِ صلوات، گویی نهیبِ «در خیمه حسینیم، خونخواه و جان‌فداییم» را در اعماقِ جانمان حس می‌کنیم. اما این بار، در کنارِ غمِ حسین(ع)، اندوهِ فقدانِ «رهبرِ شهید» نیز به تلخیِ این شب افزوده است. مجری، با بغضی که آشکار می‌شود، از «نخستین عاشورایی» سخن می‌گوید که «رهبرِ شهید» دیگر در میانِ ما نیست؛ و این، اشک‌ها را بر گونه‌هایِ هر زائر، مجاور، و حتی خادم، جاری می‌سازد. اشک‌هایی که هم برایِ مظلومیتِ امامِ سوم شیعیان و یارانش است، و هم برایِ فقدانِ رهبری که راهِ او را ادامه داد.

«نذرِ دل؛ عهدی از جنسِ «وفا» در بلندایِ تاریخ»

«روضه‌هایِ نیابتی»؛ این واژه، بارِ معناییِ ویژه‌ای در این شب دارد. روضه‌خوانان، این بار، نه تنها به یادِ امامِ شهید، که به نیابت از «رهبرِ شهید» نیز روضه می‌خوانند. گویی اندوهِ کربلا و فقدانِ رهبر، در هم آمیخته و روضه‌ای واحد، اما عمیق‌تر و سوزناک‌تر را خلق کرده است. این، اوجِ «وفای به عهد» است؛ عهدی که از کربلا آغاز شده و تا امروز، با شهادتِ یارانِ امام، و اکنون با فقدانِ رهبرِ عزیزمان، هر روز تازه‌تر و پررنگ‌تر می‌شود. مداحان، حاج علی ملائکه و حاج‌آقا موحد، با نوایِ گرمِ خود، این عهد را در گوشِ جانِ ما زمزمه می‌کنند.

«صفِ خادمان؛ ستون‌هایِ استقامت با «لاله‌هایِ سبزِ شمع»

در میانِ انبوهِ جمعیت، خادمانِ حرم، با لباس‌هایِ مشکیِ خود، مانندِ ستون‌هایی از صلابت و استقامت ایستاده‌اند. در دستانِ برخی از آن‌ها، «لاله‌هایِ سبزِ شمع» می‌درخشد؛ نوری کوچک اما پر از معنا، نمادِ امید، ارادت، و این عهدِ ناگسستنی. در کنارِ شمعدان‌هایِ سفید و تابلویِ «در خیمه حسینیم، خونخواه و جان‌فدایم»، تصویری حماسی از پایبندی به آرمان‌ها شکل می‌گیرد. خادمی سید، با شمعدانی سبز، گویی نماینده‌یِ نسلِ سادات است که همواره در راهِ اهلِ بیت (ع) بوده‌اند. دو خادمِ دیگر با شمعدان‌هایِ سفید، نمادی از نورانیت و پاکیِ این راه.

خادمی که قرآنِ بزرگ و سپید را حمل می‌کند، گویی حاملِ اصلیِ پیامِ «وفای به عهد» در منطقِ عاشورا و آرمان‌هایِ رهبرِ شهید است. حتی در چهره‌یِ پیرمردِ علمدار با پرچمِ قرمز و ذکرِ «یا حسین»؛ و در چهره‌یِ بانوانِ خادم با حجابِ فاطمی، که اشکِ داغِ برادر و داغِ حضرتِ زینب(س) را بر گونه دارند، می‌توان شکستنِ غرورِ مردانه و صلابتِ زنانه را در پناهِ این عشق و وفاداری دید.

«خطبه‌خوانی؛ اوجِ تجلیِ «وفای به عهد»»

و ناگهان، مراسم به اوجِ خود نزدیک می‌شود. حجت‌الاسلام اسلامی‌فر، با لحنی که هم استواریِ یک عالم را دارد و هم اندوهِ یک دلِ سوخته را، خطبه‌یِ شب عاشورا را آغاز می‌کند. در این لحظه، دیگر تنها صدایِ او نیست که می‌شنویم؛ بلکه پژواکِ فریادهایِ «یا حسین» از صدها سال پیش، و ندایِ «وفای به عهد» از آرمان‌هایِ رهبرِ شهید، در هم می‌آمیزد. او از «یا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ…» سخن می‌گوید؛ آیه‌ای که با قرائتِ دلنشینِ عبدالباسط، گویی پایانِ خوشِ سفرِ زندگی برایِ مؤمنان و شهداست، و در این فضا، با قرائتِ آن، نورِ امیدی در دلِ اندوهِ عاشورا می‌تابد. این آیه، یادآورِ آرامشِ الهی برایِ کسانی است که چون رهبرِ شهید، جان در راهِ حق فدا کردند.«زائران، همراهانِ قافله‌یِ عشق؛ از هر زبان، یک ناله»

در میانِ جمعیت، زائرانی از سرزمین‌هایِ دور، که شاید روزها در راه بوده‌اند، حضور دارند. مردانِ عرب‌زبان، با چهره‌هایی خسته اما مصمم، در کنارِ ما ایستاده‌اند. گویی آن‌ها نیز، چون ما، دراین شبِ اشک و عهد، به دنبالِ تجدیدِ پیمان با قافله‌یِ عشقِ حسینی هستند. در این فضا، زبان‌ها یکی می‌شوند؛ همه با یک زبانِ مشترک، زبانِ دل، ناله سر می‌دهند.

اثرِ ماندگار

با پایانِ خطبه‌خوانی و مداحی‌ها، فضایی از سکوتِ عمیق و در عین حال، سرشار از احساس حاکم می‌شود. حاج محمود، که ۳۰ سال است شبِ عاشورا به این حرم می‌آید، با قلبی لرزان، دعایِ پایانیِ خود را زمزمه می‌کند: «یا رب، این شمعِ دلِ ما را خاموش مکن» این دعا، تنها دعایِ او نیست؛ دعایِ تمامِ کسانی است که در این شب، معنایِ واقعیِ «وفای به عهد» را درک کرده‌اند؛ عهدی که با شهادتِ حسین (ع) آغاز شد، با ایثارِ یارانِ او ادامه یافت، و اکنون با یادِ «رهبرِ شهید»، بارِ دیگر در قلبِ ما زنده شده است.



گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها