کد خبر : ۷۱۰۳۶۷
۱۸:۵۱

۱۴۰۵/۰۴/۰۶

عاشورای متفاوت در حرم رضوی؛ شبی که حسینیه معلی رنگ دلتنگی و حماسه گرفت

حسینیه
شب عاشورا در مدرسه دو درب حرم مطهر رضوی، حسینیه معلی حال‌وهوایی دیگر داشت؛ شبی که اشک، روضه، یاد شهدا و نوای سوزناک مداحی درهم آمیخت و فضای مجلس را به صحنه‌ای از دلدادگی عاشورایی، بدل کرد.

به گزارش آستان نیوز، امسال سوگواری در حسینه معلی برای بسیاری از حاضران رنگ‌وبوی متفاوتی داشت؛ از جای خالی برخی چهره‌ها و کودکان داغدار تا یاد فرماندهان، شهدای گمنام و جان‌باختگان راه وطن که نامشان در میان جمع بار‌ها شنیده شد و هر بار، پاسخ حاضر از دل عزاداران، برخاست.

حرم رضوی و شبی که به عاشورا گره خورد

در شب عاشورا، آنجا که زائران و عزاداران برای یادآوری بزرگ‌ترین مصیبت تاریخ اسلام گرد هم آمده بودند، حسینیه معلی بیش از هر زمان دیگری به محفل اندوه و تذکر شبیه بود. فضای مدرسه دو درب حرم مطهر رضوی، با پرچم‌ها، زمزمه‌های روضه و حضور مشتاقان سوگواری، حالتی ویژه پیدا کرده بود؛ حال و هوایی که هم یاد کربلا را زنده می‌کرد و هم داغ امروز را بر دل‌ها می‌نشاند.

بسیاری از حاضران از همان آغاز مجلس، این شب را «عاشورایی متفاوت» توصیف می‌کردند؛ عاشورایی که در آن تنها ذکر مصیبت سیدالشهدا (ع) شنیده نمی‌شد، بلکه یاد غایبان و شهدای این سرزمین نیز در متن مجلس جاری بود.

جای خالی‌ها؛ از کودک تا فرمانده

در میان انبوه عزاداران، حس فقدان و دلتنگی به‌وضوح دیده می‌شد. جای خالی برخی چهره‌ها، به‌ویژه رهبرشهید، دلاوران ناو دنا و بچه‌های مدرسه میناب و فرماندهانی که نامشان با مقاومت و ایستادگی گره‌خورده است، در مجلس به‌خوبی حس می‌شد.

همین غیبت‌ها بود که به عزاداری امسال بُعدی فراتر از یک مراسم معمولی داد و آن را به مجلسی برای یادآوری رنج، فقدان و پایداری تبدیل کرد.

در گوشه‌وکنار حسینیه، مادرانی بودند که چشم‌به‌در دوخته بودند؛ انگار هنوز امید داشتند خبری از فرزندانشان برسد. روایت‌های ناگفته‌ای در نگاه این مادران بود؛ قصه‌هایی که هر کدام خود به‌اندازه یک روضه، سنگین و جانسوز به نظر می‌رسید.

حاضر؛ نام‌هایی که زنده‌تر از همیشه شنیده شد

یکی از تأثیرگذارترین لحظات مجلس، زمانی بود که مجری برنامه، نجم‌الدین شریعتی، نام شهدا را یکی‌یکی بر زبان آورد. با هر نام، جمعیت با صدایی بلند و استوار پاسخ می‌داد: حاضر.

بهمن اسفندیاری، شهید علی صالی، علیرضا رمضان‌رضا، رکجان، جواد غلامی، همایون نورافزا، مجتبی پور زاهدی، رسول اسفندیار و دیگر شهیدانی که نامشان در میان اشک و صدا تکرار شد، در آن لحظه نه غایب که حاضرترین چهره‌های مجلس بودند. این پاسخ‌های هماهنگ، فضای حسینیه را از یک مراسم عزاداری فراتر برد و آن را به یادمانی زنده برای شهدا تبدیل کرد؛ یادمانی که در آن مرگ، پایان نبود و نام، همچنان ادامه داشت.

ورود تابوت شهید گمنام و دگرگونی فضا.

اما اوج این شب، زمانی بود که تابوت یکی از شهدای گمنام کربلای ۵ شلمچه وارد حسینیه معلی شد. ورود این تابوت، فضای مجلس را به‌کلی دگرگون کرد. زمزمه‌ها فرونشست، اشک‌ها جاری‌تر شد و صدای روضه، رنگی از گودال قتلگاه گرفت.

همین‌جا بود که نوای سوزناک «این گل پرپر از کجا آمد، از سفر کربلا آمد» در فضا پیچید؛ نوایی که دل‌ها را لرزاند و مجلس را به سوگ عمیق‌تری برد. بعد از آن هم زمزمه «به باغبان بگویید دیگه لاله نکارَه» فضای حسینیه را سنگین‌تر کرد؛ انگار هر واژه، لاله‌ای بود که بر داغی تازه می‌نشست.

بوشهری‌ها و آیین «هیا مظلوم»

در ادامه مراسم، نوای «هیا مظلوم» از بوشهری‌ها به گوش رسید؛ آیینی که خود از سنت‌های شناخته‌شده عزاداری در بوشهر است و در روز‌های نهم و دهم محرم برگزار می‌شود. در این مراسم، عزاداران به‌صورت منظم و قطارگونه می‌ایستند، دست‌ها را پشت کمر یکدیگر قرار می‌دهند و با حرکت آرام و هماهنگ، ذکر «هیا مظلوم» را زمزمه می‌کنند.

این رسم قدیمی، با آن نظم و وقار خاص، در حسینیه معلی نیز جان گرفت و حال‌وهوای مجلس را به جنوبِ سوگ دیده برد؛ جایی که صدای «بی‌کس حسین، مظلوم حسین» در میان جمع طنین انداخت و اشک بسیاری را جاری کرد.

تعزیه، روضه و سوز مداحی

در بخش‌های پایانی مجلس، تعزیه «گودال قتلگاه» و مداحی سعید حدادیان بر غم مجلس افزود. نوای ذاکران در این شب، به تعبیر بسیاری از حاضران، سوزناک‌تر از هر شب بود؛ گویی هر بیت و هر روضه، دریچه‌ای تازه به‌سوی کربلا می‌گشود.

حسینیه معلی در شب عاشورا، فقط یک مجلس سوگواری نبود؛ صحنه‌ای بود از پیوند گذشته و امروز، کربلا و شلمچه، شهید گمنام و مادر چشم‌انتظار، و در نهایت، تجلی یک حقیقت مشترک: عاشورا هنوز زنده است و در دل این سرزمین، هر بار با نامی تازه و اندوهی تازه تکرار می‌شود.

 


گزارش خطا

ارسال نظرات
captcha
  • پربازدیدترین
  • آخرین اخبار
پخش زنده

تلویزیون اینترنتی آستان نیوز

پویش ها